عکسهای رهبری


سیر و سلوک در سادگی
هر جای دفتر زندگی رهبر عزیزم را که ورق میزنم، نام و یادی از خداست؛ دریایی که ایشان همیشه خود را در آن غوطهور میدیدند. افسوس که ایشان هیچگاه ما را به سوی خود دعوت نکردند، بلکه همواره معیار و ملاک همه چیز و همه کس را خدا قرار دادند و اینگونه راه رسیدن به کمال را به ما آموختند.
زندگیشان، نمونهای بیبدیل از سادگی و بیآلایشی بود. در سطح بسیار پایینی از امکانات زندگی میکردند، درسی بزرگ برای ما که در مقام مسئولیت یا حتی در زندگی شخصیمان، از تعلقات دنیوی فاصله بگیریم.
به یاد دارم که برای زندگی مجردها و متاهلها، نسخههایی عمیق از دین را میپیچیدند. آن جایی که با صراحت فرمودند «خدا یکی، محبت یکی و زن یکی» برای بنای زندگی مشترک در این خاک پاک ایران، نگاهی عمیق به مبانی خانواده داشت. زمانی هم که برای زوجین دعا میکردند، کتاب آسمانی قرآن را به عنوان برنامهی راهگشای نوعروسان هدیه میدادند؛ انگار که راه روشن سعادت را در صفحات آن میدیدند.
این مردِ بزرگ، با خدا زیست و در نهایت، در ماه میهمانی خدا، به دیدار معشوق خود شتافت. خاطرهی او برای من، همواره تذکری برای سادهزیستی و خدامحوری است.
#به_قلم_خودم
#نقد
#رها_نویسی ✍🏻مریم قپانوری


از بین عکسهایت، آنهایی که حقیقی و یا مجازی، واقعیتها را به تصویر میکشیدند؛ این عکس را بیشتر از همه دوست داشتم. همیشه میگفتم:” میشود این روز را ببینم که پرچم قیام را با دستان جانبازت به مهدی فاطمه(عج) تقدیم کنی! اما با رفتنت دلم سخت لرزید. شاید این عکس یک نماد بود از نظام جمهوری اسلامی و سپردنش به دستان کسی که دنیا آمدنش را به انتظار میکشد.
اللهم عجل لولیک الفرج
#به_قلم_خودم
#رها_نویسی
#نقد ✍🏻مریم قپانوری

زمستان سرد و سنگین است. غبار ظلم و ستم همهجا را فرا گرفتهاست.اما بهار قرآن در حال وزیدن است این بهار را با آمدنت معنا ببخش یا ربیع الانام
اللهم عجل لولیک الفرج
#کوتاه_نوشت
#به_قلم_خودم
✍ مریم قپانوری

عطر بخشش در گلزار ایمان
زندگی، گاه بیرحمانه پا بر سینهی انسان میگذارد، نفس را در گلو حبس میکند و مجال فریاد نمیدهد. در چنین لحظههایی، تنها یاد انسانهایی که در سختترین فراز و نشیبها ایستادند، نگهدار جان آدمی میشود؛ نامهایی چون حضرت خدیجه (س)، بانویی که درخشندگی ایمانش تا امروز جانها را روشن میسازد.
او زنی از تبار عظمت و شکوه بود، برخوردار از ثروت و جایگاه و در برابر حق و حقیقت، فروتن و مومن. ازدواجش با پیامبری یتیم و فقیر، شاخصی شد از ایمان ناب، جایی که معیار انتخاب، دینداری و اخلاق والا بود. این انتخاب، پیوندی آسمانی میان عقلِ عاشق با روح حقیقتجو بود. او خود را از بند “من” رها کرده بود. در وجودش عشق به خدا چنان ریشه دوانده بود که “داشتن” دیگر معنا نداشت،“بخشیدن” بود که روحش را آرام میکرد. در نگاه خدیجه(س)، ثروت ابزاری برای یاری حق و حقیقت بود. همین معنا، از او بانویی ساخت که ایمانش ستونهای اسلام نوپا را نگه داشت و سخاوتش پناهی شد برای پیامبر(ص) در روزهای دشوار دعوت.
چه بسا زنانی که امروز نیز داراییهای خویش را فدای هدفی میکنند، اما در انتظار پاداش دنیویاند و هنگامی که عطایشان بیپاسخ میماند، آن را تازیانهای میکنند بر وجدان دیگران، اما در مکتب خدیجه(س)، بخشیدن عبادتی عاشقانه؛ رهایی از مالکیت مادی در برابر مالکیت معنوی بود. ایمانِ واقعی او، نه گفتن به هوس مالکیت و قدرت بود.
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم
#نقد ✍🏻مریم قپانوری

مقابله به مثل
در نگاهِ اول، زندگی روابطی ساده دارد؛ هرکسی به ما سلام کرد، ما هم جواب سلامش را با ادب میدهیم؛ اگر کسی به ما هدیهای داد، ما نیز با محبت پاسخ میدهیم و اگر کسی به ما بدی کرد یا بیحرمتی نمود، ما نیز به همان شیوه یا شدیدتر تلافی میکنیم. این شیوه، راهی است که اگر عملی صورت پذیرد، مجالی برای بحث و گفتوگو باقی نمیگذارد و تنها منجر به پاسخهای متقابل و انتقامجویانه میشود. تاریخ نیز مملو از این کشمکشهای دوسویه است.
اما، اگر بخواهیم نگاهی عمیقتر به ماجرا داشته باشیم، میتوانیم الگویی بینظیر را در سیرهٔ پیامبر اکرم (ص) مشاهده کنیم. ایشان، با وجودِ عظمتِ اخلاقی که داشتند، بارها مورد طعن و بیاحترامی قرار گرفتند. با این حال، ایشان هرگز به این سطح از رفتار سقوط نکردند؛ یعنی با هر کسی دقیقاً همانگونه که او رفتار میکرد، پاسخ نمیدادند.
این بزرگترین درس است. قدرت واقعی در تواناییِ حفظِ بزرگواری و اخلاق نیکو در مواجهه با ناملایمات است.
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم
#نقد ✍🏻مریم قپانوری
