عکسهای رهبری

آب نمک
قدیما برای ماندگاری بیشتر مواد غذایی و فاسد نشدن، آنها را در آبنمک یا شاید هم فقط در نمک میگذاشتند تا برای روز مبادا سالم بمانند.
امروزه رفتار بسیاری از انسانها نیز در برخورد با دیگران، شبیه به همین سنت است. برخی عدالت را در رابطه به «دَم دست بودن» گره میزنند. به کسانی که همیشه در دسترساند و حضورشان گرم و ملموس است با تمام توان عشق میورزند و رابطه برقرار میکنند اما این محبتها همیشه با نوعی محاسبه و معامله همراه است.
در مقابل، گروهی هستند که در گوشهای از زندگی در آبنمک قرار داده شدهاند؛ برای روز مبادا. یعنی کسانی که در هر شرایطی با تمام وجود همراه هستند و در روزهای سخت، حامی و تکیهگاهاند. این افراد به خاطر وفاداریشان، به گوشهای از زندگی سپرده و فراموش میشوند؛ با این باور که این افراد هرگز از دسترس خارج نخواهند شد و همیشه بار سنگین سختیها را از دوش برمیدارند.
وفاداری یک انسان، نباید به بهانهی اطمینان، مایهی بیتوجهی شود. اصالت انسانی در گرو دیدن ارزش دیگران است حتی در لحظاتی که حضورشان برای ما بدیهی و همیشگی به نظر میرسد.
آیا در زندگی شما کسی هست که به خاطر مهربانی و وفاداریاش، در آبنمک فراموشی قرار گرفته باشد؟
#نقد
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

آینده در چشم ما
چند روزی است که آرامش فضای مجازی به هم ریخته؛ انگار ریتم قلب این فضا، تند و کند میشود. همه چیز به خاطر حرفهای کثیف آن زردکسر هویجی است؛ کسی که تناقضهای درونیاش را با قطرهچکان و تزویر به خورد مخاطب میدهد. اما این مردک کیست که خواب و خوراک ملت را گرفته و با حامیانش، شب و روز را بر مردم حرام کرده؟
کسی میگفت: “وقتی بیت را زدند خبر شهادت رهبر شهید را از دیگران شنیدم.” بعد از آن واقعه یک لحظه هم گوشی همراه را رها نکردم.
ما نباید مدام در جستوجوی آینده در این کانالها و آن گروهها باشیم. آینده از آن مستضعفان و مظلومان است. آینده متعلق به کسی است که در برابر قدرت جهانی ایستاده و شکست نخورده. آینده از آن ماست؛ هرچند اگر ما نباشیم، امام زمان (عج) و فرزندان این خاک هستند تا زمانی که ریشهی کفر را از بنیان برکنند.(1)
پ.ن:وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِینَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ فِی ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّةࣰ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِینَ
ما می خواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانی و زبونی گرفته شده بودند، نعمت های با ارزش دهیم و آنان را پیشوایان مردم و وارثان [اموال، ثروت ها و سرزمین های فرعونیان] گردانیم.قصص آیه5
#به_قلم_خودم
#مرقومات_جنگی
#نقد
✍🏻مریم قپانوری

آواز حقیقت
تاقیامت زقیام تو قیامت برپاست …
این بیت را زیر لب که زمزمه میکنم ناخودآگاه به روزهای نوجوانی پرت میشوم. یاد آن روزهای مدرسه میافتم، وقتی با گروه سرود با چنان شور و حالی همصدا میشدیم که انگار تمام جهان با ما آواز میخواند. مربی پرورشی ما معمار روحهای ما بود؛ او طوری به ما ریز و درشت همخوانی را میآموخت که هر سال نام دبیرستان ما در رتبههای استانی و کشوری میدرخشید. سالهاست آن جایزهی مسابقهی سرود(کیف سامسونت) را در گوشهای از خانه نگه میدارم؛ جایزهی سرودی که در مدح اهل بیت (ع) خواندیم بوی ایمان و هنر پیوندخورده با عقیده را میدهد.
امروز وقتی خبر برگزاری مسابقهی دفنوازی را در میان دانشآموزان دیدم، دلم گرفت. هنر اگر با ترازوی معنا و مذهب سنجیده نشود، تنها جانی خالی است که به دنبال شکلی برای نمایش میگردد. هنر باید در کنار درسهای سنگین زندگی، روح را لطیف و قلب را جلا دهد؛ اما اگر هنر با اصالت فرهنگی ما در تضاد باشد تنها ابزاری برای انحراف است.
ما نیازمند هنری هستیم که از پس ابرهای تیره، آوازحقیقت را به ما نشان دهد.
#به_قلم_خودم
#نقد
✍🏻مریم قپانوری

♦️ فهرست کشورهایی که آمریکا باهاشون جنگیده ؛کودتا کرده یا رئیس جمهورشو دزدیده
پ.ن: آیا همه کشورهای بالا مردمش شعار مرگ بر آمریکا می دادن و انرژی هسته ای داشتند؟!

آدرس اشتباهی
نگاهی به چهرهی استاد انداختم؛ روحانی معمّمی بود که جوانیاش را در حجرهها و کتابخانهها به پای درس و بحث ریخته بود. چهرهای نحیف و سیمایی خسته، دلیلی روشن بر مجاهدت علمی و پژوهشهای خاموشش داشت. آرامآرام بحث را شروع کرد.
داستان از آنجا شروع شد که استاد، بیپرده سفرهی زندگیاش را برایمان باز کرد. پدری بود با سه فرزند؛ دو طفل مدرسهای و یکی در آستانهی پوشک. از تورم گزاف و سنگینی مخارج تحصیل گفت و لحظاتی بعد با قلبی که درد مشترک جمع را لمس میکرد از سفرهی گرانی گفت که این روزها برای همهی ما پهن است.
صدای استاد کمکم اوج گرفت و در فضا طنینانداز شد:
«مردم! آدرس راه را به اشتباه نشانتون دادهاند… عامل این تنگی معیشتی، رهبری نیست،عامل این گرانی، جنگ نیست…»
سکوت سنگینی فضای سالن را در بر گرفت. نفسها در سینه حبس و نگاههای متعجب حضار بر چهرهی استاد دوخته شده بود. او پرده را بیشتر کنار زد؛ اینبار با اشاره به نقشهی جهان روی پرده، مسیرهای پرپیچوخم و دوردراز واردات از آمریکای جنوبی را نشان داد. از تخصیص ارز به کسانی چون «مُلَدَّلها» گفت که با سازوکار خود، کالاهای ضروری مردم را با گذر از هزار توی محاصرهی دریایی و با هزینههای گزاف وارد میکنند؛ در حالی که اگر دولت دست طمع این واسطهها را کوتاه کند و مستقیم، دست تجارت به سوی همسایگان شمالی دراز کند، سفرهی مردم هر روز تهیتر از روز پیش نخواهد شد.
استاد با اندوهی در صدا کلام را به پایان برد:
«آنقدر آدرس غلط به خرد جامعه دادهاند که امروز عدهای باور کردهاند چارهای جز تسلیم و مذاکره نیست؛ خیال میکنند تنها با بالا بردن دست تسلیم میتوان سفرهی خانهها را رنگین کرد…»
#به_قلم_خودم
#نقد
#مرقومات_جنگی
✍🏻مریم قپانوری
