الهام یا انکار خویشتن
در مسیر زندگی، داشتن الگو نعمتیست. انسان بیجهت و بیجهتنما، چون کشتی بیسکان در دریای پرموجِ دنیا، سرگردان است. الگو، چراغیست در تاریکی، نشانهایست از راهی که میتوان رفت و گاهی تجلی آرمانیست از آنچه باید بود. پیامبر، الگوی حسنه است؛ نه فقط برای مؤمنان، بلکه برای هر انسانی که در جستوجوی حقیقت، اخلاق و معناست. او نه فقط راه را نشان داد، بلکه خود راه شد.
اما در این دنیای پرهیاهو، پر از صداهای بلند و تصویرهای پرزرقوبرق، گاه انسان به جای یافتن راه خود، در سایهی دیگری گم میشود. دنبال کردن کسی، اگر از جنس الهام باشد، رشد میآورد؛ اما اگر از جنس حسادت باشد، فرسایش.
وقتی علایق کسی را پی میگیری، بیآنکه آن علایق از دل تو برخاسته باشند، صرفاً برای اینکه شبیه شوی، یا عقب نمانی، یا دیده شوی، این دیگر تبعیت نیست؛ این انکار خود است.
رقابت، اگر از دل انگیزه و استعداد برخیزد، زیباست. رقابت یعنی من میخواهم بهتر شوم، نه اینکه تو را از میدان بیرون کنم. اما حسادت، رقابت را آلوده میکند. حسادت یعنی من نمیخواهم تو باشی، حتی اگر خودم نباشم.
اگر رقابت است، پس باید با رشد همراه باشد؛ اگر حسادت است، پس نامش را رقابت نگذار.
در نهایت، انسان باید الگو داشته باشد، اما نه اینکه در سایهی دیگری زندگی کند. باید الهام بگیرد، اما راه خود را بیابد. باید رقابت کند، اما با خودش و باید بداند که ارزش هر انسان، در یگانگی اوست، نه در شباهتش با دیگری.
#نقد
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری





