رهروان عشق

رهروان عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • رهروان عشق

شقایق‌ها در قاب دلتنگی

29 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
شقایق‌ها در قاب دلتنگینوبهار که می‌رسد، دشت دوباره جان می‌گیرد. شقایق‌ها یکی‌یکی سر از خاک برمی‌آورند؛ گل‌هایی که همیشه شکفتن‌شان در دل خود نشانی از امید دارد و در عین حال داغی پنهان در دل. گویی طبیعت نیز می‌خواهد بگوید هر رویشی، با رنجی در دل و هر لبخن… بیشتر »
 نظر دهید »

نصرت الهی.

28 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
شکار جنگنده‌ی اف 35 آمریکا توسط موشک‌های ایرانی برای اولین بارپ.ن: یاد غول بی شاخ و دم بنی زبیر افتادم که با یک ضربه‌ی مختار از پا درآمدالله اکبر✊#رها_نویسی ✍🏻مریم قپانوری#مرقومات_جنگی #به_قلم_خودم بیشتر »
 نظر دهید »

حاشیه‌ای بر دفتر انتظار

26 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
حاشیه‌ای بر دفتر انتظارفرمانده‌ای از جناح‌های لشگر، نامه‌ای کوتاه به امیرالمؤمنین علیه‌السلام نوشت؛ در آن نوشته بود: «یا أمیرالمؤمنین، اکثر یارانی که در رکابم بودند به شهادت رسیدند.» حضرت، در حاشیه‌ی همان نامه، جمله‌ای نوشتند که به اندازه‌ی تمام سپا… بیشتر »
 نظر دهید »

تریبون اقتدار

24 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
تریبون اقتدارنخستین بار که تصویرتان در قاب تلویزیون نقش بست، آن هنگام که با چهره‌ای مصمم و نگاهی سرشار از صلابت، خبر از پرتاب موشک‌ها دادید و دشمنِ دون را خوار و زبون خواندید، بسیاری گفتند:" این تصویر ساختگی‌ است و یا زاده‌ی هوش مصنوعی. اما آن نگاهِ نا… بیشتر »
 نظر دهید »

زیر باران.

22 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
زیر باران رفتیم، چشم‌ها را با آب فراق شستیم اما تو نیامدی! ما ترکناک یابن الحیدر اللهم عجل لولیک الفرج #تولیدی ✍ مریم قپانوری#به_قلم_خودم #مرقومات_جنگی 177336349519eb6ac7e3e1cf67943b44338615dea0.mp4 بیشتر »
 نظر دهید »

عشق،مقاومت،زنانگی

22 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
عشق،مقاومت و زنانگیدر سال‌های نخستین شیوع ویروس کرونا، زمانی که کمبود ماسک به چالشی فراگیر تبدیل شده بود، خواهران حوزه علمیه نهاوند با روحیه‌ی «آتش به اختیار»، همگام با خیاطان زبردست منطقه، آستین همت بالا زدند و در صف اول تولید ماسک قرار گرفتند. این اقد… بیشتر »
 نظر دهید »

ملت بیدار است

21 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
ملت بیدار است ملت بیدار است؛ فریادی آرام در جان کوچه‌ها، نغمه‌ای از وحدت در گام‌های مردمانش. خیابان‌ها از عشق لبریزند، پرچم‌ها چون شاخه‌های امید در دست زنان، مردان و فرزندان می‌رقصند.شعارها ندایی است از ایستادگی و نگاه شب زنده‌داران، مشتی از ایمان. ملت… بیشتر »
 نظر دهید »

شاخک‌های فضولی

20 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
شاخکِ فضولی ما مردمانی نیستیم که چشم در کار دیگران کنیم. از کودکی آموخته‌ایم که حریم انسان‌ها، حُرمتی دارد به وسعتِ دل و شکستن آن، شکستن آیینه‌ی انسانیت است. ما از تبار کسانی هستیم که به کار خود دل می‌سپارند، دست بر زانو می‌گذارند و تا رسیدن به قله‌ی د… بیشتر »
 نظر دهید »

طلوع پس از فقدان

18 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
طلوع پس از فقداندر این چند روز گذشته ، زمین و زمان گویا در غمی سنگین فرو‌رفته بود؛ نسیم‌ها طعم دلتنگی داشتند و دل‌ها در بی‌تابی و بی‌پناهی فقدان امام امت تپش داشتند. ما در میان مردم بودیم، اما سایه‌ای از جسممان رنگ داشت و جانمان بی‌رنگ. دعای هر شبمان، ت… بیشتر »
 نظر دهید »

عذرخواهی.

16 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
مادرم که رفت ورد زبانم فقط یک جمله بود:"مادر! شرمنده‌ام که تو رفتی و من ماندم! شرمنده‌ام که نتوانستم کاری از پیش ببرم!الان که بحث عذرخواهی داغ است این ما هستیم که از پدرمان باید عذرخواهی کنیم:عرضه بداریم رهبر شهیدم! شرمنده‌ایم که یک عمر گفتیم خونی که در… بیشتر »
 نظر دهید »

رزم ِرمضان

15 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
رزمِ رمضانماه رمضان، ماه صبر و استقامت است؛ هنگامه‌ای که روح در کوره‌ی گرسنگی و تشنگی آبدیده می‌شود و جان، مزه‌ی پایداری را می‌چشد. در این میدانِ نورانی، هر رنج، درسی از بردباری است و هر لحظه، فرصتی برای بالیدن ایمان. دشمن نادان، این ماه سرشار از صبر را… بیشتر »
 نظر دهید »

سیر و سلوک در سادگی

13 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
سیر و سلوک در سادگیهر جای دفتر زندگی رهبر عزیزم را که ورق می‌زنم، نام و یادی از خداست؛ دریایی که ایشان همیشه خود را در آن غوطه‌ور می‌دیدند. افسوس که ایشان هیچ‌گاه ما را به سوی خود دعوت نکردند، بلکه همواره معیار و ملاک همه چیز و همه کس را خدا قرار دادند… بیشتر »
 نظر دهید »

علم به دست

13 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
از بین عکس‌هایت، آن‌هایی که حقیقی و یا مجازی، واقعیت‌ها را به تصویر می‌کشیدند؛ این عکس را بیشتر از همه دوست داشتم. همیشه می‌گفتم:" می‌شود این روز را ببینم که پرچم قیام را با دستان جانبازت به مهدی فاطمه(عج) تقدیم کنی! اما با رفتنت دلم سخت لرزید. شاید این… بیشتر »
 نظر دهید »

بهار در دل زمستان

12 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
زمستان سرد و سنگین است. غبار ظلم و ستم همه‌جا را فرا گرفته‌است.اما بهار قرآن در حال وزیدن است این بهار را با آمدنت معنا ببخش یا ربیع الانام اللهم عجل لولیک الفرج#کوتاه_نوشت #به_قلم_خودم ✍ مریم قپانوری بیشتر »
 نظر دهید »

عطر بخشش در گلزار ایمان

08 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
عطر بخشش در گلزار ایمانزندگی، گاه بی‌رحمانه پا بر سینه‌ی انسان می‌گذارد، نفس را در گلو حبس می‌کند و مجال فریاد نمی‌دهد. در چنین لحظه‌هایی، تنها یاد انسان‌هایی که در سخت‌ترین فراز و نشیب‌ها ایستادند، نگهدار جان آدمی می‌شود؛ نام‌هایی چون حضرت خدیجه (س)، ب… بیشتر »
 نظر دهید »

زندگی مقابله به مثل

03 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
مقابله به مثل در نگاهِ اول، زندگی روابطی ساده دارد؛ هرکسی به ما سلام کرد، ما هم جواب سلامش را با ادب می‌دهیم؛ اگر کسی به ما هدیه‌ای داد، ما نیز با محبت پاسخ می‌دهیم و اگر کسی به ما بدی کرد یا بی‌حرمتی نمود، ما نیز به همان شیوه یا شدیدتر تلافی می‌کنیم. ا… بیشتر »
 نظر دهید »

طلوع تبلیغ بانوان

03 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
طلوع تبلیغ بانوانسال‌ها پیش، همراه جمعی از هم‌کلاسی‌هایم برای دریافت مجوز تبلیغ و تأیید صحت قرائت قرآن و نماز، رهسپار منزل امام جمعه شهر شدیم. تا آن روز هیچ‌گاه این‌چنین رو در رو با ایشان سخن نگفته بودیم. دیدار، آمیخته با احترام و بیم و امید بود؛ چرا که… بیشتر »
 نظر دهید »

محفل قرآن.

01 اسفند 1404 توسط مریم قپانوری
محفل قرآنسال‌های آغازین طلبگی‌ام بود. معلم تجویدی داشتیم سخت‌گیر، دقیق و دلسوز. کتابی که می‌خواندیم چندان آسان نبود، پر از نکته‌های ریز و قواعد سنگین تجوید و روان‌خوانی. با همه‌ی پیش‌زمینه‌ای که از دوران کودکی در دارالقرآن شهرمان داشتم ؛همان‌جا که تجوید… بیشتر »
 نظر دهید »

در سکوت هاضمه

30 بهمن 1404 توسط مریم قپانوری
درسکوت هاضمهبدن انسان، جهانی کوچک و شگفت‌انگیز، محل همراهی جریان‌های حیات‌بخش است؛ جایی که شبکه‌ای پیچیده از رگ‌ها؛مویرگ‌های ظریف، سیاهرگ‌ها و سرخرگ‌های پرتوان، همچون رودخانه‌هایی خروشان، اکسیژن و نعمات را به فرمان قلب، پمپاژ می‌کنند تا هرسلولی زنده بما… بیشتر »
 نظر دهید »

سحر اول ...

30 بهمن 1404 توسط مریم قپانوری
«به یاد آن سحرهای سخت که دیابت، مانع تکالیفت نشد؛ چه اراده‌ای داشتی، مادر جان! چقدر دلم هوای سحرهای کنارت را کرده است.ای خدای من، آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش #رها_نویسی #سحر_اول✍🏻مریم قپانوری بیشتر »
 نظر دهید »
اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29

موضوعات

  • همه
  • دلنوشته ها
  • عکس نوشته
  • عکس نوشته ها
  • دینی،مذهبی،سیاسی
  • دفاع مقدس
  • مذهبی،دینی
  • سیاسی،دینی
  • نسیم خدا
  • دینی،سیاسی
  • به سوی ظهور
  • روز مادر
  • نوروز 96
  • سواد رسانه ای
  • دینی
  • حجاب و عفاف
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • سیاسی
  • سیاسی
  • اخبار
  • درباره مدیر
  • احکام نو پدید
  • دلنوشته‌ها

آیتم ها

  • سکوی عروج.
  • تکرار تاریخ و آزمون سپیده‌ دم
  • قوسِ عمر.
  • غبار فراموشی
  • روایت نیلی یکوصال
  • عهدعلمی با امام شهید
  • عکس رهبر شهید در تنگه هرمز
  • شکوه برآمده از خاک تشنه
  • جان فدا در جنوب ایران
  • سلام کشتارجمعی متحرک
  • ده مراقبتی که این روزها به آن احتیاج داریم
  • عکس نوشته پیام رهبر انقلاب
  • چند نکته اساسی در پیام رهبر انقلاب
  • مهمان ناخوانده‌ی شب
  • عزا در چشم خواب
  • تیتر زرد.
  • ترامپ را کجا میشه کشت؟
  • دریای تسویف
  • نظر امام خمینی ره در مورد مسائل جنگی
  • ایستاده در تب خورشید

کاربران آنلاین

  • سلام
  • معصومه دایخی مفرد

ساعت

ساعت فلش

کد موس یا ضامن آهو

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس