31 اردیبهشت 1405
زمزمههای شبانگاهی اندیشه به نام خدایی که همه چیز در قلمرو اوست و به نام لحظههایی که نخواسته یا ندانسته، زندگیمان را شکل میدهند. این کتاب، نه یک رمان پرپیچوخم است و نه یک اثر آکادمیک با ادعای کشف حقایق جهان. این کتاب، صداقتِ خام یک زندگی است.… بیشتر »
نظر دهید »
31 اردیبهشت 1405
با من بیاآفتاب بیدریغ میتابد؛ گویی مهربانی را با دستانِ نور میریزد بر پهنای جهان. پرتوش، زمینِ خشک و سرد را بیدار میکند و رشتهِرشته انوارش را روی خاک میگستراند؛ تا هر ذرهای که در سکوت مانده، باور کند که میتوان دوباره جان گرفت.زمین، انگار سالها… بیشتر »
