مهربانترین تقدیرروزهای آخرِ مادرم، روزهایی بودند که انگار زمان آهستهتر میگذشت؛ میدیدم که نفس کشیدن برایش سختتر شده، رنج بیماری در وجودش جا خوش کرده بود.اما روزگار مهلت نداد. نه بیماری، نه سالها رنج، بلکه یک زمین خوردن ساده، یک لحظه کوتاه، یک خونر… بیشتر »
منبر بیداریچهل روز گذشت و خاک سرد نبود؛ به خاطر نور روزهایی که بر دل ما تابید. چهل روز است که پیکر مطهرش در آغوشِ خاک آرمیده، اما در «فراق» او تازه میفهمیم که با شهید، خداحافظی معنا ندارد؛ شهید نمیرود، فقط از قفسِ تن آزاد میشود.در اربعین باشکوه، خاک… بیشتر »