رهروان عشق

رهروان عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • رهروان عشق

لبخندصدرتی بر تخت سیاست

30 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
لبخندصورتی بر تخت سیاستدر یکی از اتاق‌های ویژه بیمارستان، جناب پزشکیان با چهره‌ای متفکر و مأموریتی خاص، به عیادت محمد خاتمی آمده‌اند؛ شخصیتی که سال‌هاست در حافظه‌ی سیاسی کشور با عنوان «بیدار فتنه 88» شناخته می‌شود. اما آنچه در این دیدار بیش از هر چیز جل… بیشتر »
 نظر دهید »

آیین رحمت و صلابت

30 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
آیین رحمت و صلابت در ظلمتِ تاریخ، آن‌گاه که آدم از بهشت رانده شد و شیطان از سجده سر باز زد، فرمانِ عدلِ الهی جاری شد؛ فرشته‌ای مأمور شد تا سیلیِ ابدی بر چهره‌ی نافرمانِ شیطان فرود آورد. اما قرن‌ها بعد، با طلوع نوری از صلب عبدالله و آغوش آمنه، جهانی دیگر… بیشتر »
 نظر دهید »

هفت ماه سکوت یک لحظه یقین

30 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
هفت ماه سکوت،یک لحظه یقینصبح میلاد امام رضا(ع) بود. نشسته بودم کنار سجاده، دل‌بی‌قرار، چشم‌خیس. دو دختر داشتم، هر دو عزیزتر از جان، اما این‌بار حس عجیبی داشتم. انگار نوری در جانم روشن شده بود، نوری که با هیچ حرفی خاموش نمی‌شد.اما نزدیکان؛ حرف و حدیث‌شان… بیشتر »
 نظر دهید »

شهر پرآب،مردم بی آب

30 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
شهر پرآب، مردم بی‌آب در دل شهری که رودخانه‌هایش با غرور جاری‌اند و سراب‌هایش از دل زمین می‌جوشند، مردمش در گرمای طاقت‌فرسای تابستان، با قطعی‌های مکرر برق و بی‌آبی تا غروب، روز را به شب می‌رسانند. شهری که طبیعتش سخاوتمند است، اما مدیریت منابعش انگار در ب… بیشتر »
 نظر دهید »

همدلی در روزهای ناتراز

28 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
همدلی در روزهای ناتراز تابستان امسال، خورشید نه‌تنها بر آسمان حکومت می‌کند، بلکه بر اعصاب و احوال مردم نیز سلطه یافته است. گویی آسمان، اجاقی شده و زمین، تابه‌ای که در آن صبر انسان‌ها در حال سرخ شدن است. باد، دیگر نسیم نیست؛ سشوار طبیعت است که بی‌وقفه ب… بیشتر »
 نظر دهید »

چراغ راه.

28 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
چراغ راه نرسیدم؛ نه به خاک کربلا، نه به قافله‌ی عاشقان اربعین. دل اما، در هر قدم زائران، خودش را جا گذاشت؛ در میان غبار مسیر، در اشک‌های جاری، در نوای "لبیک یا حسین".دلم شکست، اما نه بی‌پناه. روایتی از امام جواد، مثل نسیمی بر زخم دلم وزید که فرمود:"زائر… بیشتر »
 نظر دهید »

در میان دوحرم

28 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
در میان دوحرم آخرِ صفر است.بادِ پاییزی، خاکِ خراسان را می‌روبد، انگار می‌خواهد ردِ قدم‌های زائران را تا مدینه ببرد. در حرمِ رضای غریب، صدای گریه‌ها با اذانِ غروب گره می‌خورد؛ دل‌ها شکسته‌اند، چشم‌ها خیس‌اند و ضریح، مثل قلبِ شیعه، پر از آهِ بی‌پناهی‌ست.ا… بیشتر »
 نظر دهید »

بر بلندای خدمت

28 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
بربلندای خدمت در دل شب‌های مشهد، گاهی نسیمی می‌وزد که دل را بی‌اختیار به سمت گنبد طلایی می‌کشاند؛ نسیمی که بوی طلب شدن می‌دهد.آدمی گاه در ازدحام روزمرگی‌ها، ناگهان احساس می‌کند صدایی از حرم آمده، بی‌کلام اما پر از دعوت. آن‌گاه، خود را در لباس خادمی می‌ب… بیشتر »
 نظر دهید »

صدای زخمی حقیقت

27 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
صدای زخمی حقیقتدر آسمانی که باید مأمن پرندگان باشد، موشکی با چهره‌ای عبوس و پرچم‌هایی بر دوش، به سوی حقایقی از دنیای مردم غزه در پرواز است.اینجا، واژه‌ها پیش از آن‌که بر زبان جاری شوند در نطفه خفه می‌شوند؛ میکروفون‌ها خاموش نمی‌شوند، اما صدایشان در هیاه… بیشتر »
 نظر دهید »

نان و همدلی

25 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
نان و همدلیدر گرمای سوزان مرداد‌ماه، با سه کودک خردسال، راهی نانوایی شدم. یکی در آغوشم، دیگری در کنارم، و سومی با گام‌هایی کوتاه اما استوار، اندکی عقب‌تر، اما دلیرتر از بسیاری. آفتاب بی‌رحمانه می‌تابید و سایه‌ای نبود که پناهمان دهد. نان در خانه نایاب بو… بیشتر »
 نظر دهید »

غنچه ای در دل تاریکی

25 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
غنچه‌ای در دل تاریکی شمعدانیِ پژمرده را به راه‌پله بردم؛ جایی که آفتاب بی‌دریغ می‌تابید. نور بر جان خشکیده‌اش نشست، و غنچه‌ای کوچک، بی‌صدا شکفت. شمعدانی غنچه کرد؛ نه فقط از نور، بلکه از ایمان به فردا.در آن لحظه، فهمیدم: در دل تحریم و تنگنا، هنوز نو… بیشتر »
 نظر دهید »

میان دونفس

25 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
میان دونفس در امتداد مرزهای سوخته‌ی تاریخ، دو کودک ایستاده‌اند. یکی در پناه ژاکتی سبز، خوابیده در آرامشِ پتو، بی‌خبر از جهانِ بیرون؛ دیگری، با زخم‌هایی باز، ایستاده بر سنگی که نام «غزه» را فریاد می‌زند.دست‌های نوزاد، هنوز به دنیا سلام نگفته، مشت شده‌اند… بیشتر »
 نظر دهید »

در سایه پرچم حسین (ع) در کنار سنگ مزار مادر

23 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
درسایه پرچم حسین(ع) درکنار سنگ مزار مادر در گذشته‌های نه‌چندان دور، روز عاشورا تنها روز سوگواری نبود؛ روزی بود که دل‌ها، پس از گریه بر مظلومیت حسین(ع)، به سوی مزار عزیزان‌شان پر می‌کشید.مردم، با دل‌هایی شکسته و چشمانی اشک‌بار، به زیارت اهل قبور می‌رفتند… بیشتر »
 نظر دهید »

عشق هنوز زنده است

23 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
عشق هنوز زنده است. دل‌هایی که برای حسین می‌تپند، برای کودکان غزه هم گریه می‌کنند. در مسیر عشق، جاده‌ای که به کربلا ختم می‌شود، زائران اربعین امسال فقط به یاد مظلومیت حسین گریه نکردند؛آن‌ها صدای گریه‌ی کودکان غزه را هم شنیدند.در دل خاک، در میان قدم‌های خ… بیشتر »
 نظر دهید »

حس لطیف عاشقی

22 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
حس لطیف اربعین رسیده و من مثل همیشه جامانده‌ام. نه پایم به جاده‌ی عشق رسید و نه چشمم به گنبد طلایی افتاد. اما دلم هر شب در کوچه‌های روضه قدم می‌زند؛ در خانه‌های ساده‌ای که با اشک، کربلا را به آغوش کشیده‌اند.من جامانده‌ام، اما نه از عشق. دل‌خوشم به صدای… بیشتر »
 نظر دهید »

سکوت سنگین

21 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
سکوت سنگیندر آستانه‌ی اربعین، دل‌ها روانه‌ی کربلاست، اما در شام، جایی که صدای صبر و استقامت باید طنین‌انداز باشد، حرم حضرت زینب (س) در غربتی سنگین فرو رفته... نه از عاشقان خبری هست، نه از زائران، نه از دل‌هایی که ضریح را لمس کنند و بگویند: «زینب جان،… بیشتر »
 نظر دهید »

خادمان موکب‌ها

21 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
خادمان موکب‌ها؛ فرشتگان مسیر عشقای خادمان موکب‌ها!شما نه فقط نان می‌دهید، نه فقط آب، نه فقط سایه‌ای در گرمای مسیر؛ شما دل می‌دهید، لبخند می‌بخشید، آرامش می‌پراکنید. در مسیر عشق، شما فرشتگان زمینی‌اید که با دست‌های خاکی، آسمان را لمس می‌کنید.هر قدمی که… بیشتر »
 نظر دهید »

مدح نقاش جان‌ها

20 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
مدح نقاش جان‌هادر سکوتی که رنگ‌ها فریاد می‌زنند، نام فرشچیان چون نغمه‌ای آسمانی در دل هنر طنین می‌افکند. او نه تنها نقاشی می‌کند، بلکه روح را به تصویر می‌کشد؛ خطوطش، زمزمه‌ی عشق‌اند و رنگ‌هایش، تپش‌های دل انسان.هر اثرش، سفری‌ست به عالم خیال؛ جایی که فرش… بیشتر »
 نظر دهید »

از سفینه النجاه تا ربیع الانام

19 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
از سفینه النجاه تا ربیع الانامزیارت اربعین، همچون شعله‌ای است که دل‌های خسته را از خواب بیدار می‌کند و زمینه‌ساز بروز معنویت در جان هر انسانی می‌شود. در لحظه‌ای که قطرات اشک و نوای دعا، آسمان تاریخ را می‌سوزانند، نه تنها یادآور شهادت و ایثار امام حسین (… بیشتر »
 نظر دهید »

همسفر کربلا

19 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
همسفردر امتداد جاده‌های خاکی عشق، جایی میان نخل‌های تشنه و آسمانِ منتظر، زائران با دل‌هایی لبریز از شوق، گام برمی‌دارند. هر قدمشان نجوایی‌ست از عهدی دیرینه، هر نگاهشان تمنای دیدار یاری غایب.و او، امام زمان، در میانشان قدم می‌زند؛ بی‌آن‌که همه ببینند، ام… بیشتر »
 نظر دهید »

هوای معنویت

19 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
هوای معنویتدر روز اربعین، زمانی که دل‌ها در آتش شور یاد و محبت می‌سوزند، هوای معنویت و تقرب به پیام الهی تازه می‌شود. این روز، یادآور فداکاری و عشق بی‌پایان امام حسین (ع)ست که در نبرد سرنوشت، سرشار از شجاعت و ایمان قدم نهاده و در راه عدالت و حق ایستاده… بیشتر »
 نظر دهید »

التهاب و اتحاد

17 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
التهاب و اتحادفضای گروه‌ها، کانال‌ها، جلسات و دورهمی‌ها ملتهب است. همه از قطعی‌های پی‌درپی آب و برق می‌گویند. از کلافگی، گرما و ناکارآمدی در تامین نیاز‌های اولیه‌ی زندگی مردم می‌گویند.یکی از انتخاب نادرست مردم در گزینش رییس جمهور می‌گوید. آن یکی از کج‌ف… بیشتر »
 نظر دهید »

اعظم النعمه

17 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
اَعظمُ النِّعمَةِپدرم همیشه می‌گفت: "حفظ بدن از جمله‌ی واجبات است. جسم مرکب روح است، تا بدن سالم و سلامت نباشد، نمی‌تواند روح را به پرواز دربیاورد و به مقصد کمال بی‌نهایت برساند."امروز وقتی قیافه‌ی آویزان و به هم ریخته‌ی عابری را در کوچه دیدم، یاد همان… بیشتر »
 نظر دهید »

نوح‌آوند موکب کربلا

17 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
نوح‌‌آوند موکب کربلادر ژرفای تاریخ، جایی که امواج خشمگین طوفان، آوای نابودی سر می‌دادند؛ نوح نبی الله، کشتی‌ای ساخت از چوب‌های صبور و قیر اندود. این کشتی، نه تنها پناهگاهی برای او و خانواده‌اش، بلکه مأوایی برای جفت جانداران بود تا از گزند عذاب الهی در ا… بیشتر »
 نظر دهید »

دنیای آدم‌بزرگ‌ها

15 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
دنیای آدم‌بزرگ‌هادرایوان لَم داده بودم، با انگشت شستم رواقم را زیر و رو می‌کردم. صدای خانم همسایه می‌آمد. دخترم را سرزنش می‌کرد که چرا عروسکش را بیرون برده و دخترش آن را تکه‌تکه کرده است؟! به جای اینکه معذرت‌خواهی کند یا دخترش را سرزنش کند، دختر ساده و… بیشتر »
 نظر دهید »

ارابه‌ی خیال

15 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
ارابه‌ی خیالسوار ارابه‌ی خیالم می‌شوم. من را به بالاترین هدف از اکنون خودم می‌برد. طولانی‌ترین سفر‌ با اولین قدم شروع می‌شود.قدم‌ها یک‌به‌یک پیش می‌روند. عمود به عمود، خیمه به خیمه، موکب به موکب. هرچقدر نزدیک‌تر می‌شوم ذوق و شوقم بیشتر و نفس‌هایم تند‌تر… بیشتر »
 نظر دهید »

فقر شخصیتی

14 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
فقر شخصیتیبرایم همیشه سوال بود؛ او در همه‌ی درس‌هایش مشکل داشت و نمرات افتضاحی می‌گرفت، اما چطور در حفظ شعر آنقدر نمره‌اش بالا بود؟!یک‌روز که هردو روی نیمکت چوبی خشک و جیرجیردار مدرسه نشسته بودیم، خانم معلم برگه‌ی امتحانی هردوی ما را بهمان داد. نمره‌ی ا… بیشتر »
 نظر دهید »

گُلوَنی با کِراس چاک‌چاکی

13 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
گُلوَنیهمه‌ی ویترین مغازه را زیر و رو می‌کنم. پارچه‌هایی فاخر به اندازه‌ی کف دست که روز به روز از سانت و قواره‌اش، از ضخامت و مقاومتش کمتر و کمتر می‌شود. در بین آن همه نقش و نگار، تار و پود، رنگ و لعاب چهارقَدی مشکی با نقش و نگاری از درختان محکم، مقاوم… بیشتر »
 نظر دهید »

مصحف عبور.

11 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
مصحف عبورظاهرش را که نگاه می‌کنی چند تکه کاغذ نیمه‌رنگی بیشتر نیست که با یک جلد و منگنه به هم دوخته شده است. باطنش اما حرف‌ها برای گفتن دارد. هزاران امید، آرزو ، تب و تاب در درونش موج می‌زند.اشک‌ها در پشت برگه‌هایش جمع شده است. چه داستان راستان‌هایی د… بیشتر »
 نظر دهید »

بی نام و نشان

10 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
بی‌نام و نشانسلام بر شهیدی که رفته است تا که ماندگار شود. نمانده تا که بمیرد و اکنون سالهاست که آمده تا زنده کند خزان دل‌ها را. سلام عزیز برادرم!ای که اکنون در خاک پاک این دیار آرمیده‌ای!روزهایی که دلتنگ می‌شوم مزار گمنامت بهترین ماوایم است.وقتی به ضیاف… بیشتر »
 نظر دهید »

دل مشغولی.

09 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
دل‌مشغولیحرف‌هایش روی ذهنم رژه می‌روند، همه‌ی روز را روحم درکنارش زندگی می‌کند. آنقدر بُهت زده و متعجبم که نمی‌دانم چه‌ کنم؟! به قول خودش شاید تنها کاری که می‌شود برایش انجام بدهم همان دعا کردن باشد.چقدر دختر صبور و خوش برخوردی بود؛ آنقدر مهربان بود که… بیشتر »
 نظر دهید »

گمشده.

09 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
گمشدهتابستان بود و ما مشغول بازی با بچه‌ها بودیم. پدرم از سرکار برگشت در دستش کاغذهایی بود که با خوشحالی آن‌ها را به مادرم داد. مادرم که سواد خواندن و نوشتن نداشت پرسید:" این کاغذ پاره‌ها چیست؟ " پدرم با ذوق و شوقی وصف ناپذیر پاسخ داد : " این‌ها بلیط کا… بیشتر »
 نظر دهید »

با پای دل.

05 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
با پای دلامشب دلم حال و سوز گریه دارد. امواج ناله در سینه‌ام جمع شده است.روح مناجاتم دختری یاس کبود است؛ رقیه‌ای که با پای آبله‌دارش، پای دلم را به ویرانه‌ای از دیار عاشقان و دلداگان می‌برد.مرغ دلم پر می‌گیرد، آرام در کنار بابای غریبش جان می‌گیرد. برایم… بیشتر »
 نظر دهید »

محبوب و خواستنی

03 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
محبوب و خواستنیدل و قلب انسان ورودی دارد. چشم، گوش وذهن انسان ورودی دل انسان است. چشم‌های ما عکس می‌گیرد، بعد وارد دل و قلب وجان ما‌ می‌شود.چیزی که به قلب رسوخ می‌کند،در آن‌جا محبوب شده و خواستنی می‌شود.یادم می‌آید قبل از جنگ دوازده‌روزه، هرزمانی که داس… بیشتر »
 نظر دهید »

آدم باش.

01 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
آدم باشدیشب وضو گرفتم. می‌خواستم نماز بخوانم که خانم همسایه در را کوبید. در را که باز کردم‌، کبری خانم با ناراحتی از دعوای غروب با زن هتاک و بد دهان محله صحبت می‌کرد. چشمانش پر از اشک می‌شود و می‌گوید: " دختر سه‌ساله‌ام به خاطر خوردن داروی اشتباهی به کم… بیشتر »
 نظر دهید »

باغ وحش.

01 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری
باغ‌ وحشامروز در خبرگزاری‌ها خواندم که آقای ترامپ گفته است: "درصورت لزوم تجاوز به تاسیسات هسته‌ای ایران را تکرار می‌کند".راستش را بخواهید این جمله ترامپ من را یاد یک خاطره‌ای انداخت.آخرین باری که همراه همکارانم به باغ‌وحش رفته بودیم را خوب به یاد دارم.… بیشتر »
 نظر دهید »
مرداد 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

موضوعات

  • همه
  • دلنوشته ها
  • عکس نوشته
  • عکس نوشته ها
  • دینی،مذهبی،سیاسی
  • دفاع مقدس
  • مذهبی،دینی
  • سیاسی،دینی
  • نسیم خدا
  • دینی،سیاسی
  • به سوی ظهور
  • روز مادر
  • نوروز 96
  • سواد رسانه ای
  • دینی
  • حجاب و عفاف
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • سیاسی
  • سیاسی
  • اخبار
  • درباره مدیر
  • احکام نو پدید
  • دلنوشته‌ها

آیتم ها

  • تکرار تاریخ و آزمون سپیده‌ دم
  • قوسِ عمر.
  • غبار فراموشی
  • روایت نیلی یکوصال
  • عهدعلمی با امام شهید
  • عکس رهبر شهید در تنگه هرمز
  • شکوه برآمده از خاک تشنه
  • جان فدا در جنوب ایران
  • سلام کشتارجمعی متحرک
  • ده مراقبتی که این روزها به آن احتیاج داریم
  • عکس نوشته پیام رهبر انقلاب
  • چند نکته اساسی در پیام رهبر انقلاب
  • مهمان ناخوانده‌ی شب
  • عزا در چشم خواب
  • تیتر زرد.
  • ترامپ را کجا میشه کشت؟
  • دریای تسویف
  • نظر امام خمینی ره در مورد مسائل جنگی
  • ایستاده در تب خورشید
  • حکایت نقد و آینه

کاربران آنلاین

  • سميه تندر
  • عطر ظهور
  • انَّ معِیَ رَبِّي

ساعت

ساعت فلش

کد موس یا ضامن آهو

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس