عکسهای رهبری


ملت بیدار است
ملت بیدار است؛ فریادی آرام در جان کوچهها، نغمهای از وحدت در گامهای مردمانش. خیابانها از عشق لبریزند، پرچمها چون شاخههای امید در دست زنان، مردان و فرزندان میرقصند.شعارها ندایی است از ایستادگی و نگاه شب زندهداران، مشتی از ایمان. ملت بیدار است و بیداریاش چون موجی، دشمن را از سواحل غرور خویش عقب میراند.
اما بیداری در سکوت نیز جاری است. در دستان پینهخوردهی مغازهداری که تا نیمهشب چراغ دکانش را روشن میگذارد، تا نیاز مردمی که برمیخیزند، بیپاسخ نماند. در چهرهی پرسنل پمپبنزینی است که شبهای طولانی را با لبخند میگذراند تا سوخت حرکت ملت را فراهم کند. در کارگری است که پیچ آخر را میچرخاند، تا ماشین تولید در بحبوحهی سختیها خاموش نشود.
بیداری در بیمارستان نیز تپش دارد؛ در نبض پزشک و پرستاری که شب را با عشق به صبح رساندهاند و برای ماندن ایران، از خواب و آسایش دست شستهاند.
و آنکس نیز که کارش جز دعا و تسبیح نیست، در سنگر ایمان خویش ایستاده است. او با آرامش دل، سدّی از نور در برابر تاریکی دشمن میسازد و در خلوت شب، نوری پنهان در دل زمان میافکند. او نیز به سهم خود بیدار است.
این بیداری همچون رودخانهی ایمان، از هر خانه و هر دل جاری است. از بازار گرفته تا مرز، از کارخانه تا مسجد، از فریاد تا نماز نیمهشب، همه به هم پیوستهاند، همه در میداناند.
ملت ما بیدار است و این بیداری سرانجام، به صبحِ ظهور گره خواهد خورد. شبی که چراغ انتظارش از ایمان همین مردم روشن میماند.
اللهم عجّل لولیک الفرج؛
#به_قلم_خودم
#مرقومات_جنگی
#رها_نویسی
✍🏻مریم قپانوری

شاخکِ فضولی
ما مردمانی نیستیم که چشم در کار دیگران کنیم. از کودکی آموختهایم که حریم انسانها، حُرمتی دارد به وسعتِ دل و شکستن آن، شکستن آیینهی انسانیت است. ما از تبار کسانی هستیم که به کار خود دل میسپارند، دست بر زانو میگذارند و تا رسیدن به قلهی دانش و عزت میدوند؛ حتی اگر راه تا چین و سپیدهی دوردست کشیده شود.
در رگهای ما غیرت جاری است. هیچ فضولی و جاسوسی را برنمیتابیم. هرجا رد پای چشمهای ناپاکی ببینیم که بیاجازه بر ما مینگرند، پیش از آنکه مجال نگاه دوبارهای پیدا کنند، تیغِ ایمانمان را بر شاخکشان فرود میآوریم. این سرزمین جای دید زهرآلود بیگانه نیست؛ خاکِ مقدسِ ایران فقط نگاه روشنی را میپذیرد که با صداقت برآید.
این روزها، آتش آسمان گواه ماست؛ آنگاه که رادارهای دشمن، این شاخکهای فضولیِ آمریکا، زیر ضربتِ آذرخشِ ارادهی فرزندان این خاک در هم میشکند، صدای فروپاشیشان، نوای عزت و اقتدار این ملت است. ما نشان دادیم که هیچ گوشِ ناپاکی را تاب نمیآوریم و هیچ دستی را اجازهی تعدی به آسمانمان نیست.
باشد که این اقتدار، گامی باشد در راه وعدهی بزرگ، در مسیر برپایی جهان عدل و روشنی تا آنگاه که پرچم حق به دستان ولیّعصر (عج) بر بلندای زمین افراشته شود، ما ایستادهایم؛ با دلهایی استوار، با گامهایی سنگین و با ایمانی که در تندباد حادثه خم نمیشود.
#مرقومات_جنگی
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

طلوع پس از فقدان
در این چند روز گذشته ، زمین و زمان گویا در غمی سنگین فرورفته بود؛ نسیمها طعم دلتنگی داشتند و دلها در بیتابی و بیپناهی فقدان امام امت تپش داشتند. ما در میان مردم بودیم، اما سایهای از جسممان رنگ داشت و جانمان بیرنگ. دعای هر شبمان، تمنای آرامشی بود که از انتظار فرج میرسید.
تا آنگاه که صبحی تازه از پسِ غبار برخاست؛ سپیدهای که روشنی، اعتماد و امید را در رگهای وطن جاری کرد.گویی دلها دوباره تکیهگاه یافتهاند؛ دعاها معنا گرفته، لبها جرات گفتن پیدا کرده و چشمها از بیم به یقینی آرام بدل شدهاند.
در این روزگار نو، روح یک ملت از ایمان به پیوستگی و استمرارِ راه؛ به هم پیوسته است؛ راهی که از درون خاکسترِ فقدان، شعلهی باور را دوباره زنده کرده است. فراتر از اینکه نام امام خامنهای در میان باشد، احساس حضور و سامان است؛ همان که جانها را قرص میکند و تپشها را یکدل و حیاتِ اجتماعی را از سکون به حرکت میرساند.
رهبرم! مبارک باشد این حضور جاودان
#بیعت_با_امام_خامنهای
#به_قلم_خودم
#رها_نویسی ✍🏻مریم قپانوری
#مرقومات_جنگی

مادرم که رفت ورد زبانم فقط یک جمله بود:"مادر! شرمندهام که تو رفتی و من ماندم! شرمندهام که نتوانستم کاری از پیش ببرم!
الان که بحث عذرخواهی داغ است این ما هستیم که از پدرمان باید عذرخواهی کنیم:
عرضه بداریم رهبر شهیدم! شرمندهایم که یک عمر گفتیم خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست، اما این شما بودید که خون دادید، تا ما بمانیم
رهبرم معذرت
#به_قلم_خودم
✍ مریم قپانوری
رزمِ رمضان
ماه رمضان، ماه صبر و استقامت است؛ هنگامهای که روح در کورهی گرسنگی و تشنگی آبدیده میشود و جان، مزهی پایداری را میچشد. در این میدانِ نورانی، هر رنج، درسی از بردباری است و هر لحظه، فرصتی برای بالیدن ایمان. دشمن نادان، این ماه سرشار از صبر را زمانِ حمله برگزیده است، غافل از آنکه در دل سختیها، ریشههای ایستادگی ما عمیقتر میشود و عزممان چون کوه، استوارتر.
اکنون که پدرامت رفته و میراث غیرت و عزت را در دلهایمان به یادگار گذاشته است؛ مادر(وطن) هنوز هست ما او را چون مادر خویش میدانیم؛ جان و ناموسش را با خون خویش پاس میداریم. اگر نیاز افتد، تا آخرین قطرهی خون از او دفاع میکنیم، چرا که عشق به وطن همان عشق به مادر است و چه افتخاری بالاتر از آنکه فرزندان این مادر، در سایهی ایمان و صبر، سرافراز بمانند.
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری
