مددی بی اذن او
06 آبان 1404 توسط مریم قپانوری
مددی بیاذن اودر کوچههای خاکخوردهی زندگی، زنی بود با سه کودک و یک دل خسته. نامش را کسی نمیپرسید، اما صدای قدمهایش هر صبح، شهادت میداد که هنوز ایستاده است.دخترش دستش شکسته بود،آن یکی بیتابی میکرد و پسرش در کالسکه خواب و بیدار میشد. او اما، با یک… بیشتر »