چگونه به ریسمان الهی چنگ بزنیم
10 آبان 1404 توسط مریم قپانوری
وِردی عظیم در سیاهی شب چه شبها و روزهایی که از جانم گذشتند و هنوز ردّشان بر استخوانهایم مانده است. روزگاری که نبودش، نبودِ همهچیز بود. من ماندم و تنهایی، من ماندم و سکوتی که دیوارها را به نظاره مینشست. شبها را بیدار میماندم، با چشمانی خسته و دلی ب… بیشتر »