حکایت نقد و آینه
حکایت نقد و آینه
داشتم بالا و پایین رواق را میخواندم نظر یکی از کاربران زیر یک پست توجهام را جلب کرد. کاربر مورد نظر مرتب از پستهای کپی پیست،تحلیلهای عیتایی از کانالها و سیاستهای نقل قولی از کانالها گله و شکایت داشت. پا را فراتر گذاشتم و وارد رواقش شدم، فضایِ صفحه اش را با بدگویی و اهانت به همسنگران پر کرده بود.
عزیزم! گلایه از کپیکاریِ دیگران، وقتی خودِ ما هم تنها به تکرارِ خشم و تندخویی مشغولیم، چه سودی دارد؟ اگر معتقدیم که باید «تولید محتوا» کرد و حرفِ نو زد، پس چرا به جایِ کوبیدنِ این و آن، از هوش و قلممان برای ساختنِ یک فکرِ عمیق و انقلابی استفاده نمیکنیم؟
سخت است که دیگران را به خاطرِ ابزارهایی مثل هوش مصنوعی سرزنش کنیم، اما خودمان از همان ابزار برای تخریبِ شعورِ دیگران بهره ببریم. بیایید قبل از اینکه دیگران را با تازیانهیِ قضاوت تنبیه کنیم، اندکی با خودمان خلوت کنیم. آن ضربالمثلِ قدیمی که میگوید «اول یک سوزن به خودت بزن و بعد یک جوالدوز به دیگران»، دقیقا نسخه شفابخشِ امروزِ ماست .
اگر دغدغهیِ «خطِ رهبری» و تحلیلِ درست داریم، راهش «تولیدِ اندیشه» است، نه «تولیدِ حاشیه». بیایید با قلمی که از سرِ انصاف و دلسوزی مینویسد، به جایِ بد و بیراه گفتن، حرفِ حساب بزنیم.
در این آشفتهبازار، بیش از هر چیز به «اخلاق» و «تولیدِ فکر» نیاز داریم، نه به جنجال .
کاش در این وانفسا یک سوزن به خودمان بزنیم یک جوالدوز به دیگران،اگر دیگران همان #به_قلم_خودم را به کمک هوش مصنوعی مینویسد، شما هم همانها را هوش مصنوعی بده بنویسه ولی تولید محتوا کن نه کپی پیست!نه بد وبیراه به طلبه انقلابی و.. در آخر به زعم خودتان تحلیل انقلابی پیرو خط رهبری منتشر کن!
پ.ن:این چند روز بدجوری روی اعصاب کاربران راه رفتید کمی آهستهتر به کجا میروید!!!!
#به_قلم_خودم




