عکسهای رهبری


سؤالی که از دیرباز در کلاس انشا مطرح بوده و هست، این است که «علم بهتر است یا ثروت؟»این جمله به ظاهر ساده، از مقطع ابتدایی تا دبیرستان و حتی دانشگاه نیز مورد سؤال است.!!!
به راستی، کدام یک بهتر است؟ علم یا ثروت؟ آیا علم را برای کسب ثروت فرا می گیریم; و یا ثروت را در راه تحصیل علم هزینه می کنیم؟ هر چه سن آدمی بالاتر می رود، زاویه دید در مورد این سؤال بازتر می شود و افق های تازه تری به روی انسان گشوده می شود.
خوب یادم هست که در دوره راهنمایی چنین موضوع انشایی داشتیم. یکی از هم کلاسی ها طوری مشکلات مادی اش را در آن انشا انعکاس داده بود که در پایان انشا اشک در چشم همه حلقه زده بود. و سرانجام هم نتیجه گرفتند که ثروت بهتر است.
او نوشته بود: «اگر پول داشتیم، هر روز سیب زمینی نمی خوردیم، به جای میوه گندیده و ارزان، میوه ها و غذاهای سالم می خوردیم. اگر پولدار بودیم، با جورابی که پاشنه و پنجه اش به اندازه سیب زمینی سوراخ شده بود و با کفشی که در روزهای بارانی پر از آب می شد به مدرسه نمی آمدم و اگر پول داشتیم هر روز با سرویس به مدرسه می آمدیم و .. ..
امام علی (ع) در نهج البلاغه در حکمت 147 میفرماید:
يَا كُمَيْلُ الْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمَالِ الْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ يَزْكُو عَلَى الْإِنْفَاقِ وَ صَنِيعُ الْمَالِ يَزُولُ بِزَوَالِهِ
يَا كُمَيْلُ بْنَ زِيَادٍ مَعْرِفَةُ الْعِلْمِ دِينٌ يُدَانُ بِهِ بِهِ يَكْسِبُ الْإِنْسَانُ الطَّاعَةَ فِي حَيَاتِهِ وَ جَمِيلَ الْأُحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ الْعِلْمُ حَاكِمٌ وَ الْمَالُ مَحْكُومٌ عَلَيْهِ
يَا كُمَيْلُ بْنُ زِيَادٍ هَلَكَ خُزَّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْيَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ أَعْيَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ أَمْثَالُهُمْ فِي الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ
ای کمیل!
دانش بهتر از مال است،زیرا علم نگهبان توست و مال را تو باید نگهبان باشی ،مال با بخشش کاستی پذیرد اما علم با بخشش فزونی گیرد و مقام و شخصیتی که با مال به دست آمده باشد با نابودی مال نابود میگردد.
ای کمیل بن زیاد!
شناخت علم راستین (علم الهی) آئینی است که با آن پاداش داده میشود و انسان در دوران زندگی با آن خدا را اطاعت میکند و پس از مرگ نام نیکو به یادگار میگذارد.دانش فرمانروا و مال فرمانبر است.
ای کمیل! ثروت اندوزان بی تقوا مرده گرچه به ظاهر زنده اند اما دانشمندان تا دنیا برقرار است زنده اند، بدنهایشان گرچه در زمین پنهان است اما یاد آنان در دلها همیشه زنده است…
به امید عالم شدن نه غانم شدن…!!!!
نویسنده: کوثر نهاوند (مهاجر إلی الله بِشِهابِ قَبَس)

افضل الأعمال یاد تو بودن است
اوج کمال مداد ها از تو نوشتن است
دعای ظهور تو قبل از طلوع فجر است
التماس لب بامدادها هر روز هاست
صدایت که میزنیم هر لحظه سرگشته چون غبار
نامت کلید رد شدن از گردبادهاست
از قنوت شبت دشمن فیض میبرد
این خصلت تمامی زهرا نژاد هاست
پای رکاب تو جان میدهیم بیا
این آرزوی روز و شب خانه زادهاست
هر بار میرسیم به مشهد ظهور تو
اول دعای ما دم باب الجوادهاست
فهمیده ایم ما از اشک چشم های تو
باب الحسین باب تمام مرادهاست
نویسنده: کوثر نهاوند (مهاجر إلی الله بِشِهابِ قَبَس)

امیر گریه مراهم صحابه خود کن
که آسمان نگاهم پر از سحاب شود
نباید اشک تو بر صورت زمین بچکد
سرشک چشم تو بایست که گلاب شود
من آمدم که جواب سلام مرا بدهی
سلام میکنم و وای اگر جواب شود
شاعر: محمد علی بیابانی
****
آمده ام بگویم مرا نگاه کنی
در نماز شب برایم دعا کنی
آده ام که التماست بکنم
نباشد یک لحظه مرا رها کنی
اگر تو بیائی آقا بهار میشود
در دل منتظرانت قرار می آید
یک روز عاشقانت به من خبر میدهند
آقایمان با ذوالفقار دارد می آید
می آئی و لبها ها را خندان میکنی
مهربانی را فراوان میکنی
شب انتظار دیگر تمام میشود
می آئی و دردهای بی درمان را دوا میکنی
می آئی و با چشمان تر میخوانی
می آئی و از غربت حیدر میخوانی
چه قیامتی میشود وقتی آقا
برای ما روضه مادر میخوانی
شاعر: سید مجتبی شجاع

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
با دریغ و تأسف خبر درگذشت ناگهانی رفیق دیرین، و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی و همکار نزدیک سالهای متمادی در عهد جمهوری اسلامی جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی را دریافت کردم.
فقدان همرزم و همگامی که سابقهی همکاری و آغاز همدلی و همکاری با وی به پنجاه و نه سال تمام میرسد، سخت و جانکاه است. چه دشواریها و تنگناها که در این دهها سال بر ما گذشت و چه همفکریها و همدلیها که در برهههای زیادی ما را با یکدیگر در راهی مشترک به تلاش و تحمل و خطرپذیری کشانید.هوش وافر و صمیمیت کمنظیر او در آن سالها، تکیه گاه مطمئنی برای همه کسانی که با وی همکار بودند بویژه برای اینجانب به شمار میآید.
اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهههایی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بینالحرمین کربلای معلّی بود، بکلّی بگسلد و وسوسههای خناسانی که در سالهای اخیر با شدت و جدیت در پی بهرهبرداری از این تفاوتهای نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.
او نمونهی کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستمشاهی و از رنج دیدگان این راه پرخطر و پر افتخار بود. سالها زندان و تحمل شکنجههای ساواک و مقاومت در برابر این همه و آنگاه مسئولیتهای خطیر در دفاع مقدس و ریاست مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و غیره، برگهای درخشان زندگی پرفراز و نشیب این مبارز قدیمی است.
با فقدان هاشمی اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمیشناسم که تجربهئی مشترک و چنین درازمدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخساز به یاد داشته باشم. اکنون این مبارز کهنسال در محضر محاسبهی الهی با پروندهئی مشحون از تلاش و فعالیت گوناگون قرار دارد، و این سرنوشت همهی ما مسئولان جمهوری اسلامی است. غفران و رحمت و عفو الهی را برای وی از صمیم قلب تمنا میکنم و به همسر گرامی و فرزندان و برادران و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت عرض میکنم.
غفرالله لنا و له
سید علی خامنه ای
۱۹ دی ماه ۱۳۹۵
مراسم وداع با پیکر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در جماران….
اللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ
اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ
اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ
وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ
