رهروان عشق

رهروان عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • رهروان عشق

عکسهای رهبری

 

1473911938_1.jpg

هایکوکتاب.

07 آبان 1404 توسط مریم قپانوری

#هایکوکتاب شعائر فاطمیپا







#هایکوکتاب شعائر فاطمی پاره های

دل خطبه فدک

1563357317k_pic_770e657c-8fee-4340-b7c1-727e0519edc6.jpg

 نظر دهید »

هایکو کتاب

07 آبان 1404 توسط مریم قپانوری

#هایکوکتاب یاد مهدی آیینه بی غبار غربت عشق

1563357445k_pic_aea8a6e1-3252-41d9-aeb2-d8b89f6d7de5.jpg

 نظر دهید »

هایکو کتاب

07 آبان 1404 توسط مریم قپانوری

#هایکوکتاب زندگینامه انبیا داستان راستان امدادهای غیبی در زندگی بشر

1563357535k_pic_e2592a68-4e15-40e8-ae5b-489db9386e12.jpg

 نظر دهید »

در سرزمین بی‌حیایی

07 آبان 1404 توسط مریم قپانوری

در سرزمین بی‌حیایی

بارها شنیده‌ام که اگر کسی بخواهد صدایش شنیده شود، اگر آرمان و پیامی دارد که می‌خواهد به دل‌ها بنشیند، باید پا را فراتر از مرزهای محدود پیام‌رسان‌های داخلی بگذارد. باید وارد میدان‌های پرهیاهوی جهانی شود، جایی مثل اینستاگرام؛ همان فضایی که بسیاری آن را خانه‌ی مخاطب امروز می‌دانند.

با تردید، اما با نیت اثرگذاری، گوگل را باز می‌کنم. فیلترها را دور می‌زنم، برنامه‌ی اینستاگرام را دانلود می‌کنم. وارد فضایی می‌شوم که در نگاه نخست، غریب و ناآشناست. چند خبر را باز می‌کنم، چهره‌ها، کلیپ‌ها، متن‌ها، عکس‌ها… همه چیز رنگی دیگر دارد. رنگ‌هایی از نمایش، افشاگری و بی‌پرده‌گی.

برای آشنایی بیشتر، چند نظر زیر یک پست بی‌محتوا را می‌خوانم. ناگهان، گویی آواری از بغض و حیرت و درد بر سرم خراب می‌شود. چه بر سر این فضا آمده؟ چه بر سر انسان آمده؟ حیا، عفت، وقار… همه کنار زده شده‌اند. همه چیز مکشوف و بی‌پرواست. گویی پرده‌ها دریده شده‌اند و چشم‌ها دیگر شرم نمی‌دانند.

لحظه‌ای به امام عصر(عج) فکر می‌کنم. او که «عین الله الناظره» است، او که می‌بیند، می‌شنود، رصد می‌کند. قلبم سنگین می‌شود. خدای ما چه صبر شگفتی دارد! با آن‌همه هیبت و عظمت، با آن‌همه جلال و جبروت، چگونه است که این دنیای آلوده به گناه و لجن را بر سرمان خراب نمی‌کند؟ چگونه است که هنوز فرصت می‌دهد، هنوز مهلت می‌بخشد؟

وجدانم به درد می‌آید. از برنامه خارج می‌شوم. دستم را روی گزینه‌ی حذف می‌برم و بی‌درنگ آن را برای همیشه پاک می‌کنم. قلبم آن‌قدر محکم نیست که در برابر این سیل بی‌حیایی دوام بیاورد. آن‌قدر لطیف است که ممکن است دق کند و بمیرد.

حجب و حیا از همه جا رخت بربسته‌اند. عفت، حجاب و وقار گویی واژه‌هایی فراموش‌شده‌اند و من، در میان این فراموشی، به پناهی نیاز دارم. به نگاهی ازلی، به نوری از غیب، به صدایی که از دل شب برخیزد و بگوید: هنوز می‌شود پاک ماند، هنوز می‌شود ایستاد، هنوز می‌شود گریست و نجات یافت.
#نقد
#نقد
#به_قلم_خودم ✍ مریم قپانوری

1761752013img_20251029_190316_949.jpg

 نظر دهید »

رمز جاودانگی

07 آبان 1404 توسط مریم قپانوری

رمز جاودانگی

ساعت دل را به وقت زیارت امام هشتم (ع) کوک می‌کنم. هم‌نوا با نوای استاد انصاریان، زیارت خاصه را زمزمه می‌کنم؛ اما دل، پیش‌تر از زبان و تن، پر می‌کشد به صحن انقلاب؛ همان صحن که نزدیک‌ترین راه به ضریح نور است.
راز این نزدیکی را نمی‌دانم، ولی در ذهنم جرقه‌ای می‌زند: مگر نه آن‌که انقلاب، خاصه انقلاب خمینی کبیر (ره)، به ولایت و امامت نزدیک‌تر بود؟ شاید از همین روست که صحن انقلاب، به ضریح مبارک نزدیک‌تر است.

قدم‌هایم تندتر می‌شود. گوشه‌های چادرم را به کمر گره می‌زنم تا در ازدحام جا نماند. از فاصله‌ای نزدیک، ضریح را می‌بینم. پاهایم از شوق، زمین را رها می‌کنند. این منم، در میان موج عاشقان، چسبیده به ضریح.
دل آرام می‌گیرد. حس می‌کنم با لمس ضریح، غبار کهنه از قلبم کنار می‌رود. نفس‌هایم تازه‌تر می‌شود. عطر مشک و عنبر و گلاب، فضا را لبریز کرده‌است.

جمعیت، همچون امواج دریا، لحظه‌ای مرا از ضریح جدا می‌کند. دور می‌شوم از روضه‌ی منوره. یادم می‌آید که حضرت یعقوب (ع) با مالیدن پیراهن یوسف (ع) بینا شد؛ من نیز با لمس ضریح، آرامش را به قلبم بازگرداندم.
در محضر امام بودن، خودِ آرامش است.

بازمی‌گردم به صحن انقلاب، به ایوان طلایی، به سقاخانه. خدا می‌داند آب سقاخانه‌ی اسماعیل طلا، همان شراب طهور بهشتی‌ست. بطری‌ام را پر می‌کنم؛ به خواهرم قول داده‌ام برایش از چشمه‌ی زمزم سقاخانه، آب بیاورم. در بطری را می‌بندم.

آن‌سوی صحن، عروس و دامادی را می‌بینم که دست در دست، رو به نقاره‌خانه ایستاده‌اند. صدای طبل و شیپور، زمینه‌ی دعایشان شده‌است. سمت دیگر، تابوتی در بدرقه‌ی عاشقانه به سوی روضه‌ی منوره روانه است.

آقا جان، امام رضا (ع)!
مدت‌هاست دلم هوای این حال و هوا را کرده.
من زنده‌ام با یاد نخستین بوسه بر ضریح مطهرت و آخرین دعایی که از زیارتنامه‌ات خواندم.
بطلب، به حق جان مادرت.
#نقد
#رها_نویسی
✍🏻مریم قپانوری

17617262583741209.jpg

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 48
  • 49
  • 50
  • ...
  • 51
  • ...
  • 52
  • 53
  • 54
  • ...
  • 55
  • ...
  • 56
  • 57
  • 58
  • ...
  • 224
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

موضوعات

  • همه
  • دلنوشته ها
  • عکس نوشته
  • عکس نوشته ها
  • دینی،مذهبی،سیاسی
  • دفاع مقدس
  • مذهبی،دینی
  • سیاسی،دینی
  • نسیم خدا
  • دینی،سیاسی
  • به سوی ظهور
  • روز مادر
  • نوروز 96
  • سواد رسانه ای
  • دینی
  • حجاب و عفاف
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • سیاسی
  • سیاسی
  • اخبار
  • درباره مدیر
  • احکام نو پدید
  • دلنوشته‌ها

آیتم ها

  • سکوی عروج.
  • تکرار تاریخ و آزمون سپیده‌ دم
  • قوسِ عمر.
  • غبار فراموشی
  • روایت نیلی یکوصال
  • عهدعلمی با امام شهید
  • عکس رهبر شهید در تنگه هرمز
  • شکوه برآمده از خاک تشنه
  • جان فدا در جنوب ایران
  • سلام کشتارجمعی متحرک
  • ده مراقبتی که این روزها به آن احتیاج داریم
  • عکس نوشته پیام رهبر انقلاب
  • چند نکته اساسی در پیام رهبر انقلاب
  • مهمان ناخوانده‌ی شب
  • عزا در چشم خواب
  • تیتر زرد.
  • ترامپ را کجا میشه کشت؟
  • دریای تسویف
  • نظر امام خمینی ره در مورد مسائل جنگی
  • ایستاده در تب خورشید

کاربران آنلاین

  • طهماسبي
  • راضيه فارغ
  • زفاک

ساعت

ساعت فلش

کد موس یا ضامن آهو

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس