از خاک تربت تا حوض کوثر
ازخاک تربت تا حوض کوثر
حاج آقای مسجد از راه رسید. آستینها را بالا زد و از حوض وسط حیاط مسجد وضو گرفت. در حین وضو ذکر تسبیح بر لبانش جاری شد و میگفت: الا و من مات علی حب آل محمد مات شهیدا. آگاه باشید هر کسی که به حب آل محمد بمیرد شهید مردهاست.
حاج حسن پرسید: “حاج آقا یعنی میشود ما هم از آب حوض کوثر در بهشت سیراب بشویم؟”
حاج آقا پاسخ داد: “اگر بر حب علی و آل آن باشی، چرا که نه؟”
حاج حسن پرسید: “حاج آقا ما در دلمان امام را دوست داریم، آیا همین دوست داشتن کافی است؟”
حاج آقا گفت: “باید شیعه بود. شیعه یعنی دنبالهرو، یعنی پیرو. شما وقتی کسی را دوست دارید، دنبال جلب محبت و نظر متقابل او هستید. برای همین هر آنچه را که او دوست دارد، محبوب شما میشود و از آنچه که او دوست ندارد، برائت میجویید. اگر حب علی و آلش در قلوب مؤمنین باشد، دل همچون گل و درختی که رو به روشنایی و نور حرکت میکند، جهتش را به سمت نور برمیگرداند.”
و اینگونه بود که حکایت عشق به علی (ع) در دلها جان گرفت. حاج حسن، با شنیدن کلام دلنشین حاج آقا، گویی دریچهای نو به سوی معرفت گشوده بود. نگاهش به آسمان دوخته شد و در دل زمزمه کرد: “یا علی! ای که نامت طنینانداز عشق و عدالت است، چگونه میتوان تو را شناخت و در مسیرت گام نهاد؟”
حاج آقا که گویی افکار حاجی را خوانده بود، لبخندی زد و گفت: “شناخت علی (ع) تنها با تدبر در آیات الهی و پیروی از سیره او میسر است. او که در شجاعت، چون شیر بیشه بود و در عدالت، چونان گوهری بیهمتا میدرخشید. در علم، او دریایی بیکران و در تقوا، کوهی استوار بود. هر آن کس که در جستجوی حق است، در مکتب علی (ع) درس میآموزد.”
حاج حسن با اشتیاق پرسید: “پس راه رسیدن به سعادت، جز در دوستی و پیروی از علی (ع) و خاندان پاک او نیست؟”
حاج آقا سری تکان داد و گفت: “یقین بدان که حب علی (ع) چراغ راه هدایت است و پیروی از او، کلید سعادت دنیا و آخرت. او که تجلی اسمای الهی است و نامش، تسکیندهنده دلهای مؤمنین. در هر بزنگاه تاریخ، چونان نوری هدایتگر در تاریکیها درخشیده است.”
آفتاب غروب کرده بود و پرتوهای زرینش بر حیاط مسجد میتابید. عطر گلهای شمعدانی در فضا پیچیده بود و صدای پرندگان، نویدبخش شب بود. حاج حسن، در حالی که عطر تربت از تسبیح پدرش به مشامش میرسید، حس کرد که عشق به علی (ع) نه تنها در دل، که در تمام وجودش ریشه دوانده است. او دیگر تنها به دنبال سیراب شدن از حوض کوثر نبود، بلکه تشنه وصال معشوقی بود که تمام هستیاش را وقف حق کرده بود. او میخواست در زمره کسانی باشد که با حب آل محمد (ص) چشم از دنیا فرو میبندند و شهادت را در آغوش میگیرند.
#به_قلم_خودم
#عهد_غدیر
✍🏻مریم قپانوری
