راز مرگ
نوشته شده توسط مریم قپانوری در 23 تیر 1396 در دست نویسها
در من دیوانه ای جا مانده که دست از دوست داشتنت بر نمیدارد!
با تو قدم می زند!
حرف می زند!
می خندد!
شعر می خواند!
قهوه می خورد!
فقط نمی تواند در آغوش بگیردت!
بی گمانم همین بی آغوشی او را خواهد کشت….
فرم در حال بارگذاری ...
