فرزند راه رهبر شهید
فرزند راه
« بابا سید علی، ای پناهِ جان و مایهٔ آرامشِ این دلِ بیقرار…
این روزها که پیکرت به زیر خاک میرود، میبینم که هر چه در کلام و عمل به تو نزدیک شوم، هنوز در برابرِ عظمتِ وجودت، غریبه بودم. چقدر شیرین است که تو را “بابا” میخوانم، اما چقدر تلخ است که این صدا، در اوجِ وداع و در آستانهٔ بدرقهٔ تابوتت به گوش میرسد؛ گویی این فریاد، کمی دیر به لب رسیده است.
اما ای پدرِ راه، اجازه نده تا این دیرکرد، به غبارِ فراموشی بنشیند. پیش از آنکه پیکرِ مطهرت در آغوشِ خاک آرام گیرد، من میخواهم خود را به تو، به اندیشههایت و به آن آرمانهای بلندی که با خونِ دل کاشتی، نزدیک کنم. میدانم که از تو برای ما میراثی باقی میماند؛ اما نه از جنسِ مادی و گذرا، که از جنسِ “برخاستن” است. میراث تو، همان استقامت در مسیر علم، آن جهش در عرصهی معرفت و آن فداکاریِ بیچون و چرایی است که راه را برای ما روشن کرد. من میخواهم میراثِ تو را در تپشِ قلب و در مسیرِ قدمهایم به یاد داشته باشم
#به_قلم_خودم
#باید_برخاست
✍🏻مریم قپانوری
#رها_نویسی #مدار_نوشتن
