رقص عقربهها در بلندترین شب
01 دی 1404 توسط مریم قپانوری
رقص عقربهها در بلندترین شبشب آرام آرام بر پنجرههای شهر نشست و ما، دلخوش به حضور آقای همسر، خیال داشتیم یلدایی باشکوهتر از همیشه بیافرینیم. هنوز ذرت پفیلایی نخریده بودیم، اما چه باک! عقربههای ساعت بیامان دایرهی دوارشان را میپیمودند و زمان، گاه شت… بیشتر »