در سکوت هاضمه
درسکوت هاضمه
بدن انسان، جهانی کوچک و شگفتانگیز، محل همراهی جریانهای حیاتبخش است؛ جایی که شبکهای پیچیده از رگها؛مویرگهای ظریف، سیاهرگها و سرخرگهای پرتوان، همچون رودخانههایی خروشان، اکسیژن و نعمات را به فرمان قلب، پمپاژ میکنند تا هرسلولی زنده بماند. فرآیند هضم و جذب، نبردی تمامعیار است که تمامی قوا را به خود مشغول میکند.
هنگامی که لقمهای وارد معده میشود، تمام قوای جسمانی ما بسیج میشود؛ نیرویی عظیم صرف تجزیه، حل و جذب آن لقمه میشود. در این میان «عقل»، که موکل تدبیر و تعقل است، در سایه قرار میگیرد و فرصت نمیکند تا ژرفای هستی را تماشا کند و حکمت نهفته در امور را تحلیل کند. تمام توان، صرف لقمهای میشود که به زودی خاکستر خواهد شد.
اما چه مکاشفهی بزرگی است آن لحظهای که معده خالی است! در سکوت هاضمه، آن زمانی که جسم از اشتغال فارغ میشود، «عقل» مجال ظهور پیدا میکند؛ اوست که هضمِ معنوی میکند، حقایق را جذب و با نوری تازه به ادراک هستی میپردازد.
این همان درس بزرگ و جاودانهای است که پیامبر راستین(ص) بر ما گشود: «شیطان چون خون در رگهای شما جاری است.**» این سخن، هشداری عمیق بود که نشان میداد وسوسه و تیرگیِ قوای نفسانی، دقیقاً از همان مجاری حیاتبخش جسم میگذرند. پس، راه نفوذ او را باید سد کرد، و بهترین سدّ، «تشنگی و گرسنگی» است.
گرسنگی و عطش، پالایشی هدفمند هستند که بدن را از بندِ اشتغال آزاد میکنند، جریان وسوسه را در رگها کند میکنند و افسار تن را به دست «عقل» میسپارند. عقل است که مجال بیشتری برای ادراک و درک حقایق پیدا میکند؛ حجابها کنار میرود و چشم بصیرت باز میشود. روزه، این آیین قدسی، دقیقاً همین بستر را فراهم میکند.دلی که با روزه از غذای جسم به سوی «مهر خدا» گرایش مییابد، آمادهی پذیرش و فرمانبرداری میشود. این دل، حکمت الهی را در تعاملات روزمره جاری میکند. روزه، پلی است میان شکم و روح، میان بدن و عقل، میان دنیا و معبود.
#نقد
#به_قلم_خودم #رها_نویسی
✍🏻مریم قپانوری


