پیشنهادات زندگی
پیشنهادات زندگی
ماه رمضان از راه رسیده است و سال شمسی، آرامآرام، به ایستگاه پایانی خود نزدیک میشود. ذهنم ناخودآگاه به عقب بازمیگردد، به گذر ایامی که چون ورقهای خاطره در صندوقچهی زندگیام جمع شدهاند؛ روزها و شبهایی آمیخته از گرما ،اضطراب، خنده و اشک، امید و هراس.
سال گذشته، برای من و بسیاری دیگر، مجموعهای از تجربههای سهمگین و الهامبخش بود. از وداع با عزیزانی که جای خالیشان هنوز در دلهایمان میتپد، تا تابستانی سوزان که با جنگی دوازدهروزه در خرداد ترکیب شد و اضطراب و نگرانی را در رگهای زمان ریخت. روزهایی که گرمای هوا با قطع آب و برق درآمیخت و صبر و استقامت را به آزمون گذاشت.
مهرماه که رسید، جنب و جوش تازهای در زندگی آغاز شد. کلاسها باز شدند، صدای خندهی کودک در آغوشم با هیاهوی درس درهم آمیخت، و شب و روز جاهایشان را با یکدیگر عوض کردند. زندگی چرخشی 180 درجهای داشت. چالشها، ضعفها، دعاها و وردهایی که بر زبان جاری شد، هرکدام ردپایی از عبرت و بیداری بر دل گذاشتند.
اکنون که در آستانهی سال نو ایستادهام، صندوق پیام زندگی را پیش روی خود میبینم؛ صندوقی پر از یادداشتهای کوچک و بزرگ از آنچه گذشت. برخی یادآورها، درسی از صبر و ایماناند، تجربههایی که مرا به خدا و امید به آینده نزدیکتر کردند. برخی، زمزمههای یأس و خستگیاند که شاید هنوز گوشهای از جان را تیره کردهاند.
اما در میان اینهمه پیام، گنجینههایی هم هست که به فراموشی سپردهام اندیشههایی که روزی چون جرقهای در ذهنم درخشیدند و در پیچ و خم روزمرگی خاموش شدند. شاید اکنون، زمان آن است که غبار فراموشی را از آنها بتکانم؛ دوباره بخوانمشان، پیگیرشان شوم و به زندگیام رنگی تازه ببخشم — همان زندگی پویا و رها از رکود که امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود:
«کسی که دو روزش همانند هم باشد، زیان دیده است.»(1)
آری، شاید آغاز سال نو، بهانهای باشد برای زیستن متفاوتتر از دیروز؛ با نگاهی روشنتر، ایمانی استوارتر و قلبی آماده برای درک پیامهای تازهی زندگی.
پ.ن:1_الامالی شیخ صدوق،477/644
✍ مریم قپانوری
#به_قلم_خودم
#نقد
#رها_نویسی
