لشگر رعب و خلع سلاح ذهن
لشگر رعب
در روزهای سنگین جنگ دوازدهروزه،
جنگ، چتر خود را بر سر ذهنها نیز گسترانده بود. در پسِ انفجارها و آوارها، انفجاری خاموشتر جاری بود؛ خبرهایی که همچون شعلهای بیمنبع از دل شبکههای داخلی برمیخاستند؛ خبرهای نفوذ و جاسوس، خبرهای ترس و اضطراب. آنقدر این موجها سریع میدویدند که کسی فرصت نمیکرد بپرسد: این صدا از کجاست؟ یا آنکه این اخبار حقیقت دارد یانه؟
ترس، خود خبر را میبلعید و خبر، جان مردم را. دشمن میخواست اسلحهی ذهن، را از ما بگیرد، میخواست مردم از درون فروبریزند. این همان لشگر رعب بود، لشگری که بیلباس و بیچکمه میجنگید؛ سربازانی نامرئی که در هر کوچه و کانال، در هر پست و پیام، کمین کرده بودند.
اما آن رعب، میراث دشمن نیست؛ این سلاح در ابتدا از آستان ایمان آمده است. در کلام امام صادق (ع) رعب لشکری از لشکرهای الهی است که حضرت قائم با آن یاری میشود:
«قائم ما اهلبیت، با ترس و رعب یاری میگردد.» (1)
این رعب، تحفهای از آسمان است که دل مؤمن را نمیلرزاند و بی آنکه شمشیری در هوا بچرخد بر دل و جان دشمنان میافتد.
اکنون، در روزگار پرهیاهوی فضای مجازی، همان لشکر باز به حرکت درآمده است، اما اینبار با چهرهای وارونه. آنچه باید در دل دشمن بیفتد، در دل مردم افکنده میشود. واژگان هراس در کانالها و پیامها میچرخند و هر هراس تازهای، از امید میکاهد.
اینجاست که عقل مؤمن در سایهی معرفت، رعب دشمن را به سلاح ایمان تبدیل میکند. او میداند که رعب حقیقی از جهل و بیایمانی نشات میگیرد و نجات از آن، در شناخت و آرامش است.
پ.ن:مستدرک الوسائل، ج12،ص335،و ج14،ص354
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم
#نقد
✍🏻مریم قپانوری
