زمزمهای در ازدحام
09 تیر 1405 توسط مریم قپانوری
زمزمهای در ازدحامروزی که پیکر بیجانِ مادرم را بر دوشِ تابوت و در آغوشِ سردِ آمبولانس به خانه آوردند، انگار زمان در نقطه عزای زندگیام ایستاد. هنوز هم آن تصویر، مثلِ خنجری در قلبم جا خوش کرده است. در میان سیلابی از جمعیتِ زنان، گرفتار مانده بودم؛ نه تو… بیشتر »