توسط مریم قپانوری در دینی
زمزمهای در ازدحامروزی که پیکر بیجانِ مادرم را بر دوشِ تابوت و در آغوشِ سردِ آمبولانس به خانه آوردند، انگار زمان در نقطه عزای زندگیام ایستاد. هنوز هم آن تصویر، مثلِ خنجری در قلبم جا خوش کرده است. در میان سیلابی از جمعیتِ زنان، گرفتار مانده بودم؛ نه تو… بیشتر »
