02 شهریور 1405
منطق قیفیسالها غیبت پدر، بالاخره در شنبه به نوروزی به پایان رسید و بساط پیکنیک چیده شد. هوا آنقدر بیانصاف بود که عرق، از سر و روی همه میبارید و همه را به شکلی مضحک شبیه موشهای آبکشیده کرده بود.بچهها با التماس، از پدری که حتی یک قطره آب هم از دس… بیشتر »
نظر دهید »
02 شهریور 1405
نبرد نابرابر چند روزی است که میان پخت آنتیبیوتیک لُرها و هجوم مریضی ناخوانده، مثل فرماندهای شکستخورده گیر افتادهام. فکر میکردم با ذخیره کردن دارو، دست پیش را میگیرم و قبل از اینکه سرمای زمستان برسد، دشمن را غافلگیر میکنم؛ اما زهی خیالِ باطل! حالا… بیشتر »