توسط مریم قپانوری در دست نویسها
شربت برفیامروز زمان در چشم من کُند و آرام میگذشت. به ساعت که نگاه میکنم باری از کارهای خانه و درس را به سرانجام رساندهام. هوا نیمهابری است و دل من در نسیم نمنم پاییز پر میکشد به سالهای دور کودکی. روزگاری که با آمدن پاییز، زمین گیسوانش را سپیدپوش… بیشتر »
