عکسهای رهبری


تقسیم بندی مقاتل بر اساس محتوا:
1)مقاتل روائی :کامل الزیارات ابن قولویه قمی
2)مقاتل تحلیلی :مقتل ثارالله عندلیب همدانی
3)مقتل ذوقی: خصائص الحسینیه مرحوم شوشتری
4)مقتل روائی تاریخی: نفس المهموم شیخ عباس قمی
5)مقتل تاریخی تحلیلی: مقتل مقرم
6)مقتل تاریخی: مقتل خوارزمی
7)مقتل ادبی: مقتل سید مهدی شجاعی
در نقل مطالب از مقاتل توجه به چند نکته لازم است:
1)مطالب نقل شده با مبانی اعتقادی و ارزشی دینی منافاتی نداشته باشد:همانند کوباندن سر به چوب محمل توسط حضرت زینب(س)
2)مطالب نقل شده در شان اهل بیت باشد وموجب وهن ایشان نباشد: همانند تفسیر صحیح نادرست عبارت ناشرات الشعور در زیارت ناحیه به بی حجاب شدن اهل بیت امام حسین(ع)
3)مطالب نقل شده منافاتی با عقل نداشته باشد: همانند کشته شدن 30000 نفر به دست امام حسین(ع)
4)کذب بودن مطلب نزد مورخین معتبر و مشهور نباشد:همانند عروسی حضرت قاسم در کربلا
بنشسته دیدم شمر دون بر سینه اطهرت
شمشیر کین را می کشد بر حلق و بر حنجرت
بر گوش می آمد در آن دم ضجه ی مادرم
ای وای از آن لحظه که شد جدا سر از پیکرت

کرده ام نذر که عمری زغمت گریه کنم
آه از دل کشم و از اَلَمت گریه کنم
گاه در ماتم تو بر سر و سینه بزنم
گاه بنشینم و زیر عَلَمَت گریه کنم
منم آن سائل درمانده که با دست تهی
در دل شب به امید کرمت گریه کنم
به غبار حرم کرببلایت سوگند
دوست دارم که شبی در حرمت گریه کنم
کاش آیی دم مردن به سر بالینم
تا نهم صورت خود بر قدمت گریه کنم
اللهم ارزقنا …..

از دوبرگ یاس میخوانم بیا…
شعری از احساس میخوانم بیا…
نیستم لایق به دیدارت ولی…
از عمو عباس میخوانم بیا…..
اللهم عجل لولیک الفرج

نوحه سرائی جنیان در شهادت سرور شهیدان امام حسین(ع)
سعد بن عبدالله از میثمی نقل کرده است: پنج نفر از اهالی کوفه برای یاری امام حسین(ع) حرکت کردند و به قریه ای رسیدند که ((شاهی)) نامیده میشد. دونفر(یکی پیر ودیگری جوان) جلوی این پنج نفر آمده سلام کردند
پیرمرد گفت: من مردی از طائفه جن واین جوان برادرزاده من است،ماقصد داریم به این مظلوم(امام حسین (ع) )کمک و یاری کنیم.من پیشنهادی دارم. جوانی از آن پنج نفر گفت: پیشنهادت چیست؟
پیرمرد جنی گفت: پرواز کنم واز نزدیک اوضاع را بررسی کنم تا شما با آگاهی و بصیرت وارد عمل شوید!!
آنها در جواب گفتند:پیشنهاد خوبی است
راوی میگوید: پیرمرد یک شبانه روز از نظر آنها غائب بود،فردای آن روز صدائی شنیدند بدون اینکه صاحب آن را مشاهده کنند که می گفت:
به خدا سوگند ! نزد شما نیامدم،مگر آنکه دیدم در سرزمین طَف(کربلا) سری از پیکر جداگشته و گونه هایش بر روی خاک قرار گرفته بود
پیرامونش جوانان رشیدی بر خاک افتاده بودند که خون از گلویشان جاری بود،چونان چراغ و مشعل در تاریکی ها میدرخشیدند
همواره با شتاب ناقه ام را پیش راندم تا پیش از آنکه آنان با حوریه های بهشتی ملاقات کنند،در کنارشان باشم{وبه کمک و یاری آنها بشتابم}
حسین(ع) چراغ فروزان هدایت بود که هر ره گم کرده ای را به مقصد می رساند و خدا خود میداند که من در این گفتارم دروغ نمیگویم
کامل الزیارات ص 340
#بیرق_عزاء
#محرم95