رهروان عشق

رهروان عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • رهروان عشق

عکسهای رهبری

 

1473911938_1.jpg

آیا داستان کلیسای حافر را شنیده ای؟؟

26 مهر 1395 توسط مریم قپانوری

آیا داستان کلیسای حافر را شنیده ای؟؟
یزید گفت بگو تا بشنوم
نصرانی گفت: میان عمان و چین دریائی است که شش ماه راه فاصله است.میان آن دو هیچ آبادی نیست مگر یک شهر که 80 فرسخ در 80 فرسخ است که روی زمین شهری بزرگتر از آن نیست.از آنجا کافور و یاقوت می آورند.درختانشان عود وعنبر است،این شهر تحت حکومت مسیحیان است و در آن کلیساهای بسیاری وجود دارد که بزرگترین آنها کلیسای حافر است
در محراب آن ظرفی طلائی و کوچک قرار دارد ودر آن سُمی است که میگویند مال الاغی است که عیسی (ع) بر آن سوار میشده. آنها آن ظرف را با طلا و پارچه های قیمتی زینت کرده اند. هرسال بسیاری از مسیحیان می آیند و گرد آن میگردند و آن را می بوسند ودر کنار آن حاجتها و خواسته هایشان را از خدا میطلبند.
این رفتار آنان درباره سُم الاغی است که گمان میکنند الاغی است که حضرت عیسی (ع) بر آن سوار میشده،آن وقت شما فرزند دختر پیامبرتان را می کشید،خدا برکتش را از شما بردارد و دینتان را برشما مبارک نگرداند.
یزید که این سخنان را شنید،گفت: این نصرانی را بکشید که مرا در مملکت خود رسوا نکند!!
نصرانی چون از قصد یزید مطلع شد،گفت: میخواهی مرا بکشی؟؟
گفت: آری
نصرانی گفت: پس بدان که دیشب پیامبرتان را در خواب دیدم که میگفت: ای مرد! تو از اهل بهشت هستی از سخنش شگفت زده شدم!!
اکنون شهادت میدهم که معبودی جز خدای یگانه نیست، محمد (ص) فرستاده اوست.سپس برجست و سر حسین(ع) را برگرفته به سینه چسباند و پیوسته میبوسید تا آنکه او را گرفته و کشتند
لهوف ص 182
#بیرق_عزاء
#محرم95
#اینجا_درالإرشاد_است

1476721292_.jpg

 نظر دهید »

خرابه شام و داستان دختر سه ساله

26 مهر 1395 توسط مریم قپانوری

مقتل حضرت رقیه(س)
… فقالت: ما هذا الرّأس ؟ قالوا لها: رأسُ أبیک. فرفعته من الطّشت حاضنة له وهی تقول: یا أباه ! مَن ذا الذی خضّبک بدمائک؟ یا أبتاه! مَن ذا الذی قطع وریدک؟ یا أبتاه ! مَن ذا الذی أیتمنی على صغر سنّی ؟ یا أبتاه ! مَن بقی بعدک نرجوه ؟ یا أبتاه ! مَن للیتیمة حتّى تکبر ؟ یا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات ؟ یا أبتاه ! مَن للأرامل المسبیّات ؟ یا أبتاه ! مَن للعیون الباکیات ؟ یا أبتاه ! مَن للضائعات الغریبات ؟ یا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات ؟ یا أبتاه ! مَن بعدک ؟ واخیبتنا ! یا أبتاه ! مَن بعدک ؟ واغربتنا ! یا أبتاه ! لیتنی کنت الفدى ، یا أبتاه ! لیتنی کنت قبل هذا الیوم عمیا . یا أبتاه ! لیتنی وسدت الثّرى ولا أرى شیبک مخضّباً بالدّماء.
ثمّ إنّها وضعت فمها على فمه الشّریف , وبکت بُکاءاً شدیداً حتّى غشی علیها ، فلمّا حرّکوها , فإذا بها قد فارقت روحها الدُنیا

… وقتی سر بریده امام حسین را برای رقیه سلام الله علیها آوردند گفت این سر کیست؟ به او گفتند: سر پدرت حسین است. سر را با احتیاط از داخل طشت برداشت و به سینه چسبانید و با گریه های سوزناک خود خطاب به سر چنین گفت: پدر چه کسی تو را به خون آغشته کرد؟ چه کسی رگ های گردنت را برید؟ پدر چه کسی در خردسالی یتیمم کرد؟ پدر دختر یتیم تو به چه کسی پناه ببرد تا بزرگ شود؟ پدر جان زنان بی پوشش چه کنند؟ پدرجان زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟ پدر جان چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟ پدر جان چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟ پدر جان چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟ پدر جان بعد از تو چه کسی با ماست؟ وای بر ما بعد از تو وای از غریبی! پدر جان کاش فدایت می شدم. پدر جان ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم. پدر جان کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم. سپس لب ها را بر لب های پدرش امام حسین نهاد و چنان گریست که همان لحظه بیهوش شد و وقتی او را حرکت دادند دریافتند که از دنیا رفته است.
المنتخب فی جمع المراثی و الخطب طریحی، ص 136-137
#بیرق_عزاء
#محرم95

1476719675_.jpg

 نظر دهید »

مجلس یزید ملعون

26 مهر 1395 توسط مریم قپانوری

مجلس یزید ملعون
کنار طشت طلاست فاطمه مهمان من

چوب مزن ای یزید! بر لب و دندان من

با چه دلی می زنی برلب من خیزران

کز همه دل می برد نغمه ی قرآن من

گر چه تحمل کنم ضربه ی چوب تو را

تاب مرا می برد گریه ی طفلان من

تاکه نگاه افکنم بر رخ اطفال خود

دور زند دم به دم، دیده ی گریان من

تا نرود از اسف، صبر و قرارش زکف

زینب من می شود دست به دامان من

ناله ی من بر ملاست، مقتل من کربلاست

شام بلا آمده شام غریبان من

با چه گنه می کنی لعل لبم را کبود؟

بر سر و صورت بس است زخم فراوان من

سرم به شام بلا، زینت طشت طلا

زیر سم اسب ها پیکر عریان من

طشت زسوز درون سوخت و فریاد زد

چوب تو هم گریه کرد بر لب عطشان من

سوز دل اهل دل در نفس میثم است

در شرر شعر اوست ناله و افغان من

شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار
#محرم95
#بیرق_عزاء

1476686200_.gif

 نظر دهید »

سه خواسته امام سجاد (ع) از یزید بن معاویه (لعنة الله علیه) درشام

24 مهر 1395 توسط مریم قپانوری

سه خواسته امام سجاد (ع) از یزید بن معاویه (لعنة الله علیه) درشام
امام سجاد(ع) فرمود: اول اینکه یک بار دیگر چهره سرور و مولایم حسین(ع) را ببینم تا از آن بهره بگیرم و به او بنگرم و با او وداع کنم.
دوم اینکه هر چه از ما به تاراج برده اند به ما بازگردانی
سوم اینکه اگر تصمیم به کشتن من داری،کسی را با این زنان بفرستی تا آنان را به حرم جدشان بازگرداند
یزید ملعون:چهره پدرت را هرگز نخواهی دید!!!! اما درباره کشتن تو از تو گذشتم و زنان را کسی جز تو به مدینه نخواهد برد.
و اما آنچه از تو ستانده اند به جای آنها چندین برابر قیمتشان می پردازم.!!!!!
امام فرمود: مال تو راکه نمیخواهیم و ارزانی خودت،اموال تاراج شده خود را ازتو خواستم،زیرا در آن پارچه ای دست باف فاطمه(س)، دختر محمد(ص) و مقنعه و گردنبند و پیراهنش بود
یزید دستور بازگرداندن آنها را داد و دویست دینار نیز بر آن افزود
امام سجاد(ع) آن را گرفته و بین فقیران و مستمندان تقسیم کرد
لهوف ص184
#بیرق_عزاء

1476552868_2.gif

 4 نظر

اندکی تأمل!!!!!!

24 مهر 1395 توسط مریم قپانوری

اندکی تأمل
ابن لهیعه از ابو الأسود محمد بن عبدالرحمن روایت میکند:
راس الجالوت(بزرگ یهود) مرا دید وگفت:به خدا سوگند! بین من و حضرت داود(ع)هفتاد پدر فاصله است،ولی یهودیان در برخورد با من مرا بزرگ میدارند و احترام میکنند!!!!!!!!!!،در حالی که بین شما و پیامبرتان فقط یک پدر فاصله بود که فرزندش را کشته و به شهادت رسانیدند
#اینجا_دارالإرشاد_است
#محرم95
#بیرق_عزاء

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 163
  • 164
  • 165
  • ...
  • 166
  • ...
  • 167
  • 168
  • 169
  • ...
  • 170
  • ...
  • 171
  • 172
  • 173
  • ...
  • 224
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

موضوعات

  • همه
  • دلنوشته ها
  • عکس نوشته
  • عکس نوشته ها
  • دینی،مذهبی،سیاسی
  • دفاع مقدس
  • مذهبی،دینی
  • سیاسی،دینی
  • نسیم خدا
  • دینی،سیاسی
  • به سوی ظهور
  • روز مادر
  • نوروز 96
  • سواد رسانه ای
  • دینی
  • حجاب و عفاف
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • سیاسی
  • سیاسی
  • اخبار
  • درباره مدیر
  • احکام نو پدید
  • دلنوشته‌ها

آیتم ها

  • سکوی عروج.
  • تکرار تاریخ و آزمون سپیده‌ دم
  • قوسِ عمر.
  • غبار فراموشی
  • روایت نیلی یکوصال
  • عهدعلمی با امام شهید
  • عکس رهبر شهید در تنگه هرمز
  • شکوه برآمده از خاک تشنه
  • جان فدا در جنوب ایران
  • سلام کشتارجمعی متحرک
  • ده مراقبتی که این روزها به آن احتیاج داریم
  • عکس نوشته پیام رهبر انقلاب
  • چند نکته اساسی در پیام رهبر انقلاب
  • مهمان ناخوانده‌ی شب
  • عزا در چشم خواب
  • تیتر زرد.
  • ترامپ را کجا میشه کشت؟
  • دریای تسویف
  • نظر امام خمینی ره در مورد مسائل جنگی
  • ایستاده در تب خورشید

کاربران آنلاین

  • سلام
  • معصومه دایخی مفرد

ساعت

ساعت فلش

کد موس یا ضامن آهو

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس