عکسهای رهبری


#بیرق_عزاء
#محرم95
قال فوالله لا أنسی زینب بنت علی(ع) تندسب الحسین(ع) وتنادی بصوت الحزین وقلب کئیب،
یامحمداه! صلی علیک ملیک السماء هذا حسین مرمل باالدماء، مقطع الأعضاء وبناتک سبایا،إلی الله المشتکی، وإلی محمد المصطفی (ص) وإلی علی المرتضی(ع) وإلی فاطمه الزهراء وإلی حمزة سیدالشهداء یامحمداه،هذا حسین بالعراء تسفی علیه ریح الصباء قتیل أولاد البغایا،واحزناه،واکرباه، الیوم مات جدی رسول الله(ص) یا أصحاب محمداه،هولاء ذریة المصطفی،یساقون سوق السبایا
راوی میگوید به خدا سوگند زینب دختر علی را فراموش نمیکنم. در آن حال که بر حسین مینالید وبا نوائی اندوهناک ندا میداد:
وای ای محمد! فرشتگان آسمان بر تو درود فرستند، این حسین است به صحرا افتاده،خون آلود،که اعضایش را بریده اند.وای از این مصیبت!!و(ای رسول خدا) دخترانت اسیر شدند به خداشکایت میبرم وبه محمد مصطفی(ص) وعلی مرتضی(ع) وفاطمه الزهراء(س) وحمزه سیدالشهداء
وای ای محمد(ص) واین حسین(ع) است به صحرا فتاده که باد بر پیکرش خاک میپاشد.کشته فرزندان بدکاران است.
وای ای اباعبدالله از اندوه وشدت (شهادت) تو! امروز گوئی جدم رسول خدا جان داده است.
لهوف ص129

#بیرق_عزاء
#محرم95
#سبک_زندگی_عاشورایی
وقال الحسین(ع):ایتونی بثوب لایرغب فیه،أجعله تحت ثیابی لئلا أجرد منه.فأتی بتبان، فقال:
لاذاک لباس من ضربت علیه الذلة فخرقه وجعله تحت ثیابه،فلما قتل جردوه منه، ثم استدعی الحسین(ع) بسراویل من حبرة، ففرزها ولبسها وإنما فرزها لئلا سیلبهافلما قتل(ع) سلبها بحر بن کعب وترک الحسین(ع)مجردا
حسین(ع) فرمود: لباسی بی قیمت به من بدهید که به آن طمع نکنند وآن را زیر لباسهایم بپوشیم تا (پس از شهادت) مرا عریان نکنند.
<<شلوار کوتاهی آوردند فرمود: نه این لباس کسی است که مهر ذلت بر او زده اند>>
لباس کهنه را برگرفت وآن را پاره کرد وزیر لباسهایش برتن کردولی هنگامی که شهید شد آن را نیز از بدنش بیرون آوردند.
سپس لباسی (مانند شلوار) خواست وآن را پاره کرد وپوشید ولی بعد از شهادتش بحر بن کعب لعنت الله علیه آن رابیرون آورد وحسین(ع) را برهنه رها کرد
لهوف ص 121

#بیرق_عزاء
#محرم95
و اشتد العطش بالحسین(ع) فرکب المسناة یرید الفرات والعباس أخوه بین یدیه فاعترضتهما خیل ابن سعد فرمی رجل من بنی دارم الحسین(ع) بسهم فأثبته فی حنکه الشریف فانتزع (ع) السهم وبسط یدیه تحت حنکه حتی امتلات راحتاه من الدم،ثم رمی به وقال:اللهم إنی اشکوا إلیک ما یفعل بابن بنت نبیک
تشنگی حسین(ع) شدت یافت وبه قصد فرات بر بلندی مشرف به آب رفت در حالی که برادرش عباس جلوی اوبود.سپاه ابن سعد به مقابله آن دو آمدند.مردی از قبیله بنی دارم تیری به سوی حسین (ع) انداخت که در چانه شریف حضرت فرو رفت.حضرت تیر را در آورد و دستانش را زیر چانه اش گشود.تا آنکه دستش پر از خون شد.
آنگاه خونها را را پاشید وفرمود: بار خدایا از آنچه با فرزند دختر پیامبرت انجام میدهند به تو شکایت میکنم.
لهوف ص 115

#بیرق_عزاء
#محرم95
إنما أراد أول قتیل من الان لأن جماعة قتلوا قبله کما ورد.
فاذن له فجعل یقاتل أحسن قتال حتی قتل جماعة من شجعان وأبطال.ثم أستشهد فحمل الحسین (ع) فجعل یمسح باالتراب عن وجهه ویقول أنت الحر کما سمعتک أمک فی الدنیا ولاآخرة
او(حربن یزید ریاحی) خواست اولین کشته از همان لحظه(لحظه اقبال به سوس امام حسین) باشد.چون عدهای پیش از او کشته شده بودند.
حضرت به او اذن میدان داد.او نیز به بهترین گونه جنگید تا آنکه عده ای به ظاهر شجاعان(پست صفت) را کشته وپس از آن شهید شد.
پیکرش را به سوی امام آوردند.حضرت خاک را از پیشانیش می زدود و می فرمود:تو آزاده ای،همان گونه که مادرت تو را چنین نامیده است.
لهوف ص 102

#بیرق_عزاء
#محرم95
فتقدم نحو القوم فقاتل قتالا شدیدا وقتل جمعا کثیرا،ثم رجع الی ابیه وقال:یا أبت العطش قد قتلنی وثقل الحدید قد اجهدنی فهل إلی شربه من الماء سبیل؟
فبکی الحسین وقال: واغوثاه،یا بنی! من این آتی الماء قاتل قلیلا فما أسرع ما تلقی جدک محمد(ص) فیسقیک بکاسه الا وفی شربه لاتظمأ بعدها آبدا
علی اکبر(ع) به سمت دشمن رفت وبه شدت جنگید .جمع کثیری را کشت سپس به سوی پدرش بازگشت وعرض کرد: تشنگی مرا کشته وسنگینی سلاح آهنین مرا به رنج افکنده،آیا برای نوشیدن آب راهی هست؟؟حسین (ع) گریست وفرمود: ای امان فرزندم از کجا آب بیاورم؟
قدری دیگر بجنگ به زودی جدت را ملاقات میکنی واز آبی سرشار تو را سیراب خواهد کرد که پس از آن هرگز تشنه نشوی
لهوف ص110
