عکسهای رهبری


مصیبت حضرت علی اکبر(ع):در مقاتل نوشتند بدن مبارک حضرت اربا اربا شد.اربا اربا یعنی بدن مبارک را با عجله تیکه تیکه کردند از ترس اینکه مبادا اهل حرم برسند و جلوی اینکار اونها گرفته بشه بدن حضرت رو نا منظم تیکه تیکه کردند.
مصیبت حضرت قاسم (ع):در مقاتل نوشتند دوبار اسب بر بدن مبارک حضرت تاختند یکبار وقتی که زنده بود و یکبار وقتی که سر از بدن مبارکش جدا کردند.
مصیبت حضرت علی اصغر(ع):مقاتل نوشتند ابی عبدالله بند قنداقه علی اصغر را پاره کردند تا بچه راحت تر جان بدهد.
در شرح مقاتل نوشتن که علی اصغر همچون مرغ دست و پا میزدندو علی اصغر (ع)یکی از سه عزیزی است که ذبح شده اند در کربلا
مصیبت ابی عبدالله(ع): آنچه که در زیارت ناحیه آمده السلام علی مقطع الاعضاء
مقطع الاعضاء با اربا اربا فرق میکند،مقطع الاعضاءیعنی بدن مبارک ایشان را به صورت منظم تیکه تیکه کردند یعنی موقع شهادت ابی عبدالله کسی از هاشمیان نمانده بود و خیال دشمنان راحت بود بنابراین با خیال راحت بدن ابی عبدالله را تیکه تبکه کردند
سه شهید در کربلا ذبح شدند:حضرت علی اصغر(ع)،حضرت عبدالله بن الحسن(ع)و امام حسین(ع)
تنها شهیدی که دوبار اسب بر بدن مبارکشان تاختند حضرت قاسم (ع) بود.
الا و لعنت الله علی القوم الظالمین
#روضه_های_حماسی
#به_قلم_خودم
#روضه
#مقتل_خوانی
اضطرابِ حرم از تشنگے مشک تو نیست
بے علمدار شدن رنگ پریدن دارد.
#روضه_های_حماسی
💢 روضه شب و روز تاسوعا رو از زبان شهیدجمهور بشنوید
همین جمله برای فهمیدن مقام حضرت عباس کافیه
پَرزنان
روضه ها را با شرحی از گل یاس و شعری از احساس خواندم و اما باز نیامدی! اگرچه لایق دیدارت نیستم اما از عمو عباس خواندم ونیامدی!
آقاجان،دلم برای دیدنت بهانه می گیرد،روز جمعه با اشک های دانه دانه، ندبه سرمی دهد،از روزگار هجران خسته شده ام، ذکر لبهایم امن یجیب است.
اگر چه بیمار هستم مولای من! اما طبیبی را نمی خواهم.روزگار غریبی است در میان آشنایان فراوانی هستم اما به دردهای پنهان من، تو آگاهی و من طبیبی جز تورا نمی خواهم.
مرغ دلم پَر زَنان سوی جمکران می آرامد اگر چه کنج دلم غمگین است،یابن الحسن! طنین آهنگ دلنوازت کِی از کعبه بیرون می آید؟!
آقا جان!همه آرزوی من این است که بی دل و بی قرارت بشوم و برای دیدنت همچون ابن مهزیار بشوم!
بارالها عمر و صبرم به سر رسید و قلبم مالامال از غم شد اما او نیامد!
اللهم عجل لولیک الفرج
#روضه_های_حماسی
✍مریم قپانوری

روایت فتح کودکانه
همه دعای کودکانه ما این بود که پدر شبها را زود از سرکاربیاید و ما هم سفره شام را زودتر بیندازیم و از آن طرف با مادر وخانواده به خیابان برویم.
شبهای محرم را در سیر و سلوک کودکانه میگویم.
خیابانها پر میشد از زنها و مردها و دسته های عزاداری. عزای امام حسین(ع) تماشاچی نداشت.زنان با صدای مداحان و روضه خوانان به سینه میزدند و گریه میکردند.
آنچه که چشمها را مجذوب می کرد گوشه ای از صحنه روایت یک مصیبت عظیم بود.
چادرهای زنان و شانه های مردان پر بود از گِلهای خشک شده ای که به نشان عزا و ماتم بر روی پیراهن های مشکی طراحی کرده بودند.
کمی آن طرف تر دسته ای از عزاداران ،دختران و کودکان با لباسهای مخصوص تعزیه بودند که زیر تازیانه های نمادین سرباز لشگر یزید گریه سرمی دادند و روایتگر یک پیروزی خون بر شمشیر بودند.
صدای سِنج و طبل و زنجیر سوز نوحه ها و روضه ها رابیشتر می کرد.
در میان دسته های عزاداری هیاتی بود به نام دوخواهران،هیاتی با جمعیت بالغ بر صد ها نفر در ده هادسته عزاداری و همه هم سینه زن، با آباژورهای پیک نیکی به اندازه یک انسان و پرچم های سفیدی که هرکدام با نقش خونین رنگ یا حسین در دستان پیرمردان و بزرگان دسته می چرخید.
خوب به یاد دارم در هر دسته ، متن نوحه دو دمه با نوای واحد “حسین و بیعت با یزید استغفرالله ” به پایان می رسید.
بله !حسین زمان هم پرچم سفید به دست دارد و اما بیعت با یزیدیان زمان نمیکند.
باید توبه کند هرکس که ندای بیعت و تسلیم با یزیدیان و حرامیان خونخوار جهانی را سرمیدهد.
پ.ن:
هیات دوخواهران در نهاوند منطقه قلعه یزدگرد سوم واقع شده است. همان قلعه ای که از آن دختری به نام شهربانو بزرگ میشودو به همسری امام حسین علیه السلام انتخاب میشود. از بی بی شهربانو امام سجاد علیه السلام متولد میشود.
چه افتخاری از این بالاتر که امام حسین(ع) داماد ما نهاوندی ها و امام سجاد (ع) فرزند ایشان هم محله ای ماهستند.
✍ مریم قپانوری


