تفاوت،راه کمال
تفاوت، راه کمال
ازدواج، گاهی پلیست به سوی خواستهها و گاهی سدی است در برابر آنها.
در میان برخی اقوام، رسم بر آن است که فرزندان را به محض رسیدن به سن بلوغ، به ازدواج وامیدارند؛ رسمی که نمیدانم باید با شادی از آن یاد کرد یا با درنگی اندوهناک. امروز، وقتی دست زن همسایه را در دست پسری دیدم، لحظهای در خود شکستم. زنی با داشتن دختری مکلف، چگونه خود را در مقام تزویج پسری مجرد دیده است؟ این جابجایی نقشها، این واژگونی جایگاهها، مرا به فکر فرو برد.
به هیبت و رفتار هر دو نگاه کردم؛ نه زبان و نگاهشان و نه حتی سکوتشان با هم نمیخواند. اما شاید همین ناهماهنگی، همین تفاوت، خود بستریست برای رسیدن به کمال. مگر نه آنکه انسان در مواجهه با تفاوتهاست که رشد میکند؟ مگر نه آنکه زمین و آسمان، با همه تفاوتهایشان، مکمل یکدیگرند؟ آسمان اگر نبارد، زمین سیراب نمیشود و زمین اگر نباشد، باران بیثمر خواهد بود. این دو، با آنکه از حیث وظیفه و ویژگی، هیچ شباهتی ندارند، اما در کنار هم معنا مییابند.
در گوشهای از تاریخ، در خانهای که علی(ع) و زهرا (س) ستونهای آن بودند، تقسیم وظایف بر اساس همین تفاوتها شکل گرفت. زن، از سر حکمت زن ماند و مرد، مرد. جابجایی شخصیتها نظم را بر هم میزند و روح را نیز آزرده میسازد. زن اگر از زنیت خود فاصله گیرد و مرد اگر مردانگی را واگذارد، تعادل فرو میریزد.
ازدواج، اگر بر پایهی شناخت و تفاهم نباشد، سرگردانی است میان دو سوی بیراه.
تفاوتها، اگر با احترام و درک همراه شود راهیست به سوی تعالی.
#به_قلم_خودم
#رها_نویسی
✍🏻مریم قپانوری
