در آغوش حکمت خدا
درآغوش حکمت خدا
خواهر نازنینم!
میدانم خستهای؛ از آزمایشهای بیپایان، از داروهایی که طعمشان تلختر از درد است، از مطبهای سرد و بی رمق و درمانگاههایی که هیچوقت عطر مادرانه را در جانت ننشانده است.
میدانم هر بار که جنینی شکل گرفت و نماند، انگار تکهای از جانت با او رفت و هر بار که نتیجه “منفی” شد، دلت با صدای آهی شکست که حتی خودت هم نشنیدی.
اما خواهرم!
در این راهی که رفتهای، تو تنها نیستی و در این رنجی که کشیدهای، خدا نزدیکتر از نبض توست.
یادمان نرود که او فرمود:
یَهَبُ لِمَنْ یَشَاء إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَن یَشَاء الذُّکُورَ / أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرَانًا وَإِنَاثًا وَیَجْعَلُ مَن یَشَاء عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیر(1)
اوست که میبخشد، به هر که بخواهد و گاهی، حکمتش در ندادن است؛ در صبری که میآموزی، در ایمانی که در وجودت شعله میکشد و در نهایت نوری که از دل تاریکی میروید.
پس ای خواهر صبورم!
اگر هنوز صدای گریهای در خانهات نپیچیده، صدای دعایت در آسمان پیچیده است و شاید معجزهی خدا در این زمان در تولد زنی باشد که با تمام رنجها، هنوز به خدا توکل دارد. توکل کن، صبر کن و بدان که خدا، همیشه بهترین را برای بندگانش میخواهد.
پ.ن:1) سوره شوری آیه 49-50.
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری
