ضرورتی در بزنگاه تاریخ
ضرورتی در بزنگاه تاریخ
در این روزها سخن از مذاکره، بر جانها تلخ مینشیند؛ طوری که انگار نوشدارویی است که جز زهر، اثری ندارد. تلخی این تجربه از خاطرات ناخوشایند گذشته ریشه گرفته؛تجربهی تلخ مذاکره و زدن به زیر میزش آن هم با جنگ و حمله.
اکنون هم مذاکره به مذاق خیلیها خوش ننشستهاست. اگر خوب نگاه کنیم در برابر ما چندین راه بیشتر نبوده؛ یا تسلیم محض و بیچون و چرایی که با رسالت الهی و هویت دینی و سیاسی ما در تضاد است؛ یا درگیر شدن در گرداب “نه صلح، نه جنگ"، وضعیتی که جز تشدید بحران و دشواری، ارمغانی نداشت. تصور کنید عمری دوری از دیدار مسئولان، عمری آمادگی نظامی و چشم بر ماشه، عمری…همهی اینها بستری برای سختتر شدن شرایط هستند.
راه بعدی، درگیری سفت و سخت و جنگی تمامعیار. اما پیروزی در این میدان نیز تضمینی نداشت. چه کسی میتوانست مدعی شود که جمهوری اسلامی در این آوردگاه پیروز از میدان بیرون خواهد آمد؟ در شرائطی که پدافندهای ما ضربههای مهلکی خورده و تجهیزاتمان نیازمند بازسازی و نوسازی اساسی است. اینها واقعیتهای میدانی است که میتوانست سرنوشتی ناگوار را برای کشور رقم بزند.
پس، به ناچار و از سر ضرورت، به وادی مذاکره قدم گذاشتیم و شروطی را بیان کردیم تا آنها محقق شوند. اگرچه بعید میدانیم که طرف مقابل به تعهداتش عمل کند، اما حداقلش این است که تجدید قوا میکنیم و برای جنگ احتمالی بعدی آماده میشویم.
#به_قلم_خودم
#رها_نویسی
#مرقومات_جنگی
✍🏻مریم قپانوری
