میوهی خورشید
01 تیر 1405 توسط مریم قپانوری
میوهی خورشید
کمکم سایهی تابستان بر افق سنگینی میکند و نسیمِ خنک و ملایم، جای خود را به گرمایِ تند و طاقتفرسای روزگار میسپارد. این همان لحظهای است که باغبان، با چشمانی پر از امید و انتظار ، چشمبهراهِ شکوفایی و ثمر است. میوههای رنگارنگ، تکههایی از خورشید هستند که در آغوشِ گرمای دلچسبِ آفتاب، رسیده و آمادهی عرضه شدهاند؛ از درخششِ سرخِ گیلاس و جادویِ لعلگونِ آلبالو گرفته تا طراوتِ سیبگلاب که تابستان را به دهان میکشد. در میان این هجومِ گرما، وقتی نوبرانهها راهیِ بازار میشوند، انگار طبیعت هدیهای برای تسکین دارد.در کنار این همه رنگ و لعاب هیچچیز مثل سرمایِ رقصانِ یک بستنی یا شیرینیِ لطیفِ فالودهی شیرازی، روح را از تندیِ آفتاب جلا نمیدهد.»
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری
#مدار_نوشتن
