رهروان عشق

رهروان عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • رهروان عشق

رسول ظهر خون

10 بهمن 1395 توسط مریم قپانوری

زینب من!!!!!!!

 ای رسول ظهر خون!!!!!

ای بانوی دشت لاله گون!!!

 

انقلابی هستی که  انقلاب آورده ای

در دل شب، آفتاب آورده ای

آه چون رفتی به دیدار حسین!!!!!!

زینب ای وجدان بیدار حسین!!!!!

راه  بستی بر تبار کفر و کین

با کلامت ای سلیمانی نگین

ای پرستار شب گلهای حسین

ای همه فریاد تو از نای حسین

ای طبیب درد بی درمان ما

ای فدای تربت تو جان ما

نویسنده: کوثر نهاوند (مهاجر إلی الله بِشِهابِ قَبَس)

حضرت زینب (س)

 1 نظر

علم بهتر است یا ثروت؟؟

24 دی 1395 توسط مریم قپانوری

سؤالی که از دیرباز  در کلاس انشا مطرح بوده و هست، این است که «علم بهتر است یا ثروت؟»این جمله به ظاهر ساده، از مقطع ابتدایی تا دبیرستان و حتی دانشگاه نیز مورد سؤال است.!!!

   به راستی، کدام یک بهتر است؟ علم یا ثروت؟ آیا علم را برای کسب ثروت فرا می گیریم; و یا ثروت را در راه تحصیل علم هزینه می کنیم؟ هر چه سن آدمی بالاتر می رود، زاویه دید در مورد این سؤال بازتر می شود و افق های تازه تری به روی انسان گشوده می شود.

 خوب یادم هست که در دوره راهنمایی چنین موضوع انشایی داشتیم. یکی از هم کلاسی ها طوری مشکلات مادی اش را در آن انشا انعکاس داده بود که در پایان انشا اشک در چشم همه حلقه زده بود. و سرانجام هم نتیجه گرفتند که ثروت بهتر است.

 

او نوشته بود: «اگر پول داشتیم، هر روز سیب زمینی نمی خوردیم، به جای میوه گندیده و ارزان، میوه ها و غذاهای سالم می خوردیم. اگر پولدار بودیم، با جورابی که پاشنه و پنجه اش به اندازه سیب زمینی سوراخ شده بود و با کفشی که در روزهای بارانی پر از آب می شد به مدرسه نمی آمدم و اگر پول داشتیم هر روز با سرویس به مدرسه می آمدیم و .. ..

 

امام علی (ع) در نهج البلاغه در حکمت 147 میفرماید:

يَا كُمَيْلُ الْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمَالِ الْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ يَزْكُو عَلَى الْإِنْفَاقِ وَ صَنِيعُ الْمَالِ يَزُولُ بِزَوَالِهِ

يَا كُمَيْلُ بْنَ زِيَادٍ مَعْرِفَةُ الْعِلْمِ دِينٌ يُدَانُ  بِهِ بِهِ يَكْسِبُ الْإِنْسَانُ الطَّاعَةَ فِي حَيَاتِهِ وَ جَمِيلَ الْأُحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ الْعِلْمُ حَاكِمٌ وَ الْمَالُ مَحْكُومٌ عَلَيْهِ

يَا كُمَيْلُ بْنُ زِيَادٍ هَلَكَ خُزَّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْيَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ أَعْيَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ أَمْثَالُهُمْ فِي الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ

 

ای کمیل!

دانش بهتر از مال است،زیرا علم نگهبان توست و مال را تو باید نگهبان باشی ،مال با بخشش کاستی پذیرد اما علم با بخشش فزونی گیرد و مقام و شخصیتی که با مال به دست آمده باشد با نابودی مال نابود میگردد.

ای کمیل بن زیاد!

شناخت علم راستین (علم الهی) آئینی است که با آن پاداش داده میشود و انسان در دوران زندگی با آن خدا را اطاعت میکند و پس از مرگ نام نیکو به یادگار میگذارد.دانش فرمانروا و مال فرمانبر است.

ای کمیل! ثروت اندوزان بی تقوا مرده گرچه به ظاهر زنده اند اما دانشمندان تا دنیا برقرار است زنده اند، بدنهایشان گرچه در زمین پنهان است اما یاد آنان در دلها همیشه زنده است…

به امید عالم شدن نه غانم شدن…!!!!

 

نویسنده: کوثر نهاوند (مهاجر إلی الله بِشِهابِ قَبَس)

انشاء

 

 

 1 نظر

چشم چرانی ممنوع!!!!

16 دی 1395 توسط مریم قپانوری

یکی از وزرای معتصم برای خود قصر بلندی ساخته بود و مشرف به خانه های اطراف و پیوسته در آن قصر می نشست و از در و پنجره زنان و دختران همسایه را تماشا میکرد. از اتفاق روزی چشمش به دختر یکی از همسایگان افتاد که بسیار زیبا و خوش اندام بود و از قامتی فریبنده برخوردار بود.وزیر اورا دید .اسیر عشق و پای بند محبت او شد.

شخصی به عنوان خواستگاری پیش پدر دختر که مردی تاجر بودفرستاد.اما تاجر قبول نکرد و گفت: ما در شأن وزیر نیستیم و باید مثل خود با تاجری وصلت کنیم.
وزیر که در عشق میسوخت، راز خود را با یکی از نزدیکان در میان گذاشت و آن مرد هزار دینار خواست تا وزیر را به کام دل برساند.وزیر پول راداد و آن مرد،ده نفر از کسانی که شهادتشان نزد قاضی مورد قبول بود خواست و به هر یک صد دینار داد تا نزد قاضی شهادت بدهند که دختری برای وزیر عقد شده است.

شاهدها پذیرفتند و پیش قاضی شهادت به ازدواج وزیر و دختر تاجر دادند و به او گفتند علت شهادت ما در خطر بودن جان وزیر است و سربلند نمودن دختر و رساندن پدر او به مقامی بلند و قطعا تاجر بعد از دیدن این همه مهریه ها راضی خواهد شد.پس از انجام مراسم وزیر شخصی را پیش تاجر فرستاد و زنش را طلب کرد،تاجر به اتفاق وزیر پیش قاضی رفتند، قاضی حکم کرد مهر دختر را وزیر به پدرش بپردازد و زن خود را به خانه اش ببرد.

تاجر بیچاره چنان حیران شد که شبیه دیوانگان گردید و هرچه خواست پیش خلیفه وقت"معتصم” برود وسیله ای فراهم نشد. با یکی از دوستان مشورت کرد. او گفت: فقط یک راه دارد که وارد قصر معتصم شوی و آن این است که به لباس افراد قصر در آیی.تاجر همین کار راکرد و خود را به معتصم رسانید و داستان را پنهانی برای او شرح داد.

معتصم دستور داد وزیر را حاضر کنند، وزیر که جریان را مطلع شد خیال کرد، با راست گفتن قضیه مورد بخشش واقع میشود،زیرا مهرزیادی برای دختر تعیین کرده بود و شهود نیز همین فکر را کردند.بعد از کشف نیرنگ آنها و اقرارشان،معتصم دستور داد هریک از شهود را کنار کاخ به دار بزنند و وزیر رادر پوست گاوی که تازه کشته شده بود قرار دادند و چنان با عمود آهنین بر او زدند که بدنش در آنجا له گردید و به هم مخلوط شد.

معتصم به پدر دختر دستور داد که دختر را به خانه ببرد و تمام مهریه ای که وزیر برای او تعیین کرده بود تصرف کند و کسی حق اعتراض به او نداشته باشد.
نقل از کتاب:داستان خوبان،ص 175
________
پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی که در حین عبور از کوچه و خیابان به خانه مردم نگاه کند،زن به بدن مرد و مرد به موهای زن نگاهش بیفتد، بر خدا لازم است که او را در قیامت با منافقین همنشین سازد و این فرد نمی میرد مگر اینکه رسوا گردد و روز قیامت،لخت و عریان محشور خواهد شد و کسی که نگاهش به نامحرم ادامه پیدا کند روز قیامت به دیدگانش میخهائی وارد میکنند از آتش ، آنگاه اورا به آتش غضب الهی وارد میسازند.
عقاب الأعمال،ص 45.
شیطان شناسی،ص240

چشم چرانی

 2 نظر

ترسیم گویای امیر عارفان علی (ع) از لحظه مرگ

16 دی 1395 توسط مریم قپانوری

سختی جان کندن و حسرت از دست دادن دنیا به دنیا پرستان هجوم آورد.!!!


     بدن ها در سختی جان کندن سست شده و رنگ باختند، مرگ آرام آرام همه اندامشان را فرا گرفته، زبان را از سخن گفتن باز می دارد و او در میان خانواده اش افتاده، با چشم خود می بیند و با گوش خود میشنود و با عقل، درست می اندیشد که عمرش را در پی چه کارهائی تباه کرده؟ و روزگارش را چگونه سپری کرده است؟

   به یاد ثروتهائی که جمع کرده می افتد،همان ثروت هائی که در جمع آوری آنها چشم برهم گذاشته و از حلال و حرام و شبهه ناک گرد آورده و اکنون گناه جمع آوری آن همه بر دوش اوست که لحظه جدائی از آنها فرا رسیده و برای وارثان باقیمانده است تا از آن بهره مند گردند و روزگار خود گذرانند.

    راحتی و خوشی آن برای دیگری و کیفر آن بر دوش اوست،او در گرو این اموال است که دست خود را از پشیمانی میگزد به خاطر واقعیت هائی که هنگام مرگ مشاهده کرده است.در این حالت آنچه که در زندگی دنیا به آن علاقمند بود بی اعتنا شده، آرزو میکند، ای کاش آن کس که در گذشته بر ثروت او رشک میبرد، این اموال را جمع کرده بود.

    اما مرگ همچنان بر اعضای بدن او چیره میشود تا آنکه گوش او مانند زبانش از کار می افتد، پس در میان خانواده اش افتاده نه میتواند با زبان سخن بگوید و نه با گوش بشنود، پیوسته به صورت آنان نگاه میکند و حرکت زبانشان را مینگرد اما صدای کلمات آنها را نمیشنود .


    پس چنگال مرگ تمام وجودش را فرا میگیرد و چشم او نیز همچون گوشش از کار می افتد و روح از بدن او خارج میشودو چون مرداری در بین خانواده خویش بر زمین می ماند که از نشستن در کنار او وحشت دارند و از او دور میشوند نه سوگواران را یاری میکند و نه خواننده ای را پاسخ میدهد سپس او را به سوی منزلگاهش در درون زمین میبرند و به دست عملش می سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم میپوشند!!!

نهج البلاغه خ109

مرگ

 3 نظر

سینِ سروری!!!

15 دی 1395 توسط مریم قپانوری

سین سروری کردن در طالعت افتاده َست!!
در سامرای سینه ها، پیغمبری کردن در طالعت افتاده َست!!!
***


در تقدیر دهر ، فرزندی با تو رقم خورده َست!!!
روی زمین، یکبار حیدری کردن ، با تو رقم خورده َست!!!
***


با ذوالفقار حیدری،صفین ها و نهروان ها و جمل ها را رهبری کرده ای!!!
موسی پروری، در سبد، درنیل، با فرعونهای وحشی تاریخ ، کرده ای!!!
***


این سرو تنها یازده قرن است که خوابیده َست!!!
تا لحظه بیداری و بار آوری کردن!! !
***


کار قلمهای شکسته بعد تو این شده است!! !
نقاشی خورشید را خاکستری کردن!!!
***


شب های بی مهتاب عطر عجیبی میدهد!!!
آئینه ها را محو روی عسکری کردن عطر عجیبی میدهد!!!

امام عسکری (ع)


نویسنده: کوثر نهاوند(مهاجر إلی الله بِشِهابِ قَبَس)

 

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • 7
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

موضوعات

  • همه
  • دلنوشته ها
  • عکس نوشته
  • عکس نوشته ها
  • دینی،مذهبی،سیاسی
  • دفاع مقدس
  • مذهبی،دینی
  • سیاسی،دینی
  • نسیم خدا
  • دینی،سیاسی
  • به سوی ظهور
  • روز مادر
  • نوروز 96
  • سواد رسانه ای
  • دینی
  • حجاب و عفاف
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • سیاسی
  • سیاسی
  • اخبار
  • درباره مدیر
  • احکام نو پدید
  • دلنوشته‌ها

آیتم ها

  • سکوی عروج.
  • تکرار تاریخ و آزمون سپیده‌ دم
  • قوسِ عمر.
  • غبار فراموشی
  • روایت نیلی یکوصال
  • عهدعلمی با امام شهید
  • عکس رهبر شهید در تنگه هرمز
  • شکوه برآمده از خاک تشنه
  • جان فدا در جنوب ایران
  • سلام کشتارجمعی متحرک
  • ده مراقبتی که این روزها به آن احتیاج داریم
  • عکس نوشته پیام رهبر انقلاب
  • چند نکته اساسی در پیام رهبر انقلاب
  • مهمان ناخوانده‌ی شب
  • عزا در چشم خواب
  • تیتر زرد.
  • ترامپ را کجا میشه کشت؟
  • دریای تسویف
  • نظر امام خمینی ره در مورد مسائل جنگی
  • ایستاده در تب خورشید

کاربران آنلاین

  • راضيه فارغ
  • خلوت نشینِ گوشه‌ی گوهرشاد

ساعت

ساعت فلش

کد موس یا ضامن آهو

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس