عکسهای رهبری


معجون شفا
در دل این تصویر، چای این نوشیدنی گرم و آرامبخش، معجونی است از آرامش، شفا و خاطره. بخار لطیف چای که از لیوان شیشهای بالا میرود، گویی خستگی روز را با خود میبرد. چای، این دمنوش ساده اما عمیق، گاهی پس از یک روز پرمشغله، همچون مرهمی بر تن خستهام مینشیند؛ گاهی برای هضم غذا، گاهی برای بیداری ذهن و گاهی فقط برای دلخوشی.
اما چای در فرهنگ دینی و ملی ما، فراتر از یک نوشیدنی است. در چایخانههای امام رضا (ع)، این چای رنگ و بویی دیگر دارد. آنجا، چای با عطر روضه منوره رضوی دم میکشد؛ با نسیم مهربانی و کرامت.
چایخانهای که نه فقط در حرم مطهر، بلکه در شهر ما نهاوند نیز بنا شده تا دلهای مشتاق را به یاد آن بارگاه نورانی پیوند دهد. هر جرعهاش، گویی بوسهای است از نسیم خراسان بر جانهای خسته.
و چه زیباست که گاهی، همین چای ساده، ما را بیشتر بیدار میکند از غفلتها و بزنگاهها. گاهی در سکوت یک عصر، با کتابی در دست و چایی در کنار، حس میکنی که زندگی همین لحظه است، آرام، عمیق و پر از معنا.
#نقد
#به_قلم_خودم
#سوژه_هفتگی



تولید محتوا به سبک یک مداح
روزیکه در جلسه مداحان و سخنوران شرکت کردم، حاج مهدی رسولی سخنران جلسه بود. با همان آرامش و دقتی که همیشه در صدایش هست، شروع کرد به شرح چگونگی تدوین روضه و نوحه.
او گفت: “در ادعیهها و روایات به دنبال کلیدواژهها میگردم. واژههایی که نه فقط معنا دارند، بلکه بار عاطفی، تاریخی و رواییشان میتواند دل را بلرزاند. سپس این کلیدواژهها را در زندگی اهلبیت (ع)میچینم، مثل مهرههای تسبیح و با توجه به داستان زندگیشان، آنها را شرح میدهم. بعد به سبک خودم از آنها روضه یا نوحه میسازم.”
مثلاً گفت: “در زندگی زناشویی حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع) که کلاً 9 سال طول کشید، همین عدد 9 میشود کلیدواژه. بعد تحلیل میکنم که در این 9 سال چه گذشت؟ 9 سال خانهداری حضرت زهرا(س)، 9 سال تربیت حسنین(ع)، 9 سال همراهی با ولایت، 9 سال فعالیت اجتماعی و سیاسی که خطبه فدکیه سند زندهاش است و از دل همین تأملها، روضهای شکل میگیرد که نه فقط اشک میآورد، بلکه فهم میسازد.”
او تأکید کرد که این سبک، فقط گریه گرفتن نیست؛ بلکه ساختن یک روایت است، با تکیه بر منابع اصیل و با نگاهی هنرمندانه به جزئیات زندگی اهلبیت.
در واقع، این یک سبک از تهیه و تدوین محتواست؛ سبکی که از دل روایت، روضه میسازد؛ از دل عدد، معنا بیرون میکشد و از دل معنا، اشک و آگاهی را با هم جاری میکند.
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

زیر زمین بیخبر از سیاست
در دلِ حیاطی خاموش، زیرزمینی بود که پشه هم در آن پر نمیزد. گربهای سیاه، بیصدا و بی پروا، گاهگاهی در سایهی درخت مو میخزید و از پنجرهی شکستهاش سر میکشید.
ما اهل خانه، مشغول به زندگی روزمره، خیال میکردیم که این گربه، تنهاست؛ آمده برای خوابیدن، دلمان سوخت، پناهش دادیم و خلوتش را بر هم نزدیم.
نه صدایی، نه درخواستی، نه شلوغیای. فقط آمد و رفت. مثل برجامی که در مجلس چرخید، بیآنکه کسی به بندهای پنهانش نظری اندازد. ما هم، بیآنکه بپرسیم، مهر تأیید زدیم بر حضورش. گفتیم: “کاری با او نداریم بگذاریم باشد، بیآزار است.”
تا امروز که صدای میومیوی پنج توله، سکوتِ زیرزمین را در هم شکست. گربه، مادر شده بود. بیآنکه ما بدانیم و حالا، هر گوشهای از حیاط، ردپایی از تولهها بود؛ از پلههای زیر زمین بالا و پایین میرفتند و ما مانده بودیم با انگشت به دهانی حاصلِ بیتوجهی.
برجام هم، گربهای بود که آمد و رفت. در صحنِ مجلس، در لابهلای تبصرهها، بیآنکه کسی به مکانیسمِ زایشاش فکر بکند. گفتند: “توافق است، صلح میآورد.” ما هم، مهر زدیم و گذشتیم.”
اما از دلِ آن توافق، تولهای زاده شد به نام «مکانیسم ماشه»؛ تولهای که میومیو میکند، آمده و شده بلای جان و ما ماندهایم با غفلت و خوش خیالی.
اکنون، شاید وقت آن باشد که پیش از مُهر زدن، به صدای پنهانِ زیرزمینها گوش بسپاریم؛ به آنچه بیصدا میزاید و روزی بیهشدار، خانه را در بر میگیرد.
سیاست، گاه در سکوت میزاید، و ادبِ تحقیق و پژوهش، نخستین گامِ پیشگیری است.
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری
پ.ن:این داستان واقعی است
تولید محتوا به سبک یک مداح
روزیکه در جلسه مداحان و سخنوران شرکت کردم، حاج مهدی رسولی سخنران جلسه بود. با همان آرامش و دقتی که همیشه در صدایش هست، شروع کرد به شرح چگونگی تدوین روضه و نوحه.
او گفت: “در ادعیهها و روایات به دنبال کلیدواژهها میگردم. واژههایی که نه فقط معنا دارند، بلکه بار عاطفی، تاریخی و رواییشان میتواند دل را بلرزاند. سپس این کلیدواژهها را در زندگی اهلبیت (ع)میچینم، مثل مهرههای تسبیح و با توجه به داستان زندگیشان، آنها را شرح میدهم. بعد به سبک خودم از آنها روضه یا نوحه میسازم.”
مثلاً گفت: “در زندگی زناشویی حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع) که کلاً 9 سال طول کشید، همین عدد 9 میشود کلیدواژه. بعد تحلیل میکنم که در این 9 سال چه گذشت؟ 9 سال خانهداری حضرت زهرا(س)، 9 سال تربیت حسنین(ع)، 9 سال همراهی با ولایت، 9 سال فعالیت اجتماعی و سیاسی که خطبه فدکیه سند زندهاش است و از دل همین تأملها، روضهای شکل میگیرد که نه فقط اشک میآورد، بلکه فهم میسازد.”
او تأکید کرد که این سبک، فقط گریه گرفتن نیست؛ بلکه ساختن یک روایت است، با تکیه بر منابع اصیل و با نگاهی هنرمندانه به جزئیات زندگی اهلبیت.
در واقع، این یک سبک از تهیه و تدوین محتواست؛ سبکی که از دل روایت، روضه میسازد؛ از دل عدد، معنا بیرون میکشد و از دل معنا، اشک و آگاهی را با هم جاری میکند.
#نقد
✍🏻مریم قپانوری

خانهتکانی به سبک بچهها
به هر سمت و سو که نگاه میکنم نشانی از حضور پررنگ بچهها دارد. دیوارها با رد انگشتهای چرب و شیرین، به بوم نقاشی از خاطرات روزمرهی دست پختم، تبدیل شدهاند. گاهی مورچههای کوچک هم در کنار این آثار هنری، صف کشیدهاند؛ انگار آنها نیز از دستپختم بینصیب نماندهاند.
فرشها و پتوها هم قربانی شبهای بدون پوشکاند؛ شبهایی که بچهها با قطرات زرد کودکانه آنها را “آبیاری” کردهاند و صبحها با لکههایی نیمه خشک و سرسخت، به گرههای ابرویم لبخند میزنند. کمد لباسها دیگر شبیه کمد نیست؛ بیشتر شبیه یک میدان جنگی است که در آن بمب منفجر شده.
اسباببازیها هم ساز خودشان را میزنند؛ ماشینها زیر مبل، لگوها در حمام و عروسکها در قابلمهها جا خوش کردهاند.
بچهها با دنیای کوچک و پرشورشان، خانه تکانی را به سبک خود تعریف میکنند؛ نظم برایشان معنای دیگری دارد، اما از نگاه من مادر بینظمی است. من، مادر خانه، هر بار که دست به مرتبکردن میزنم، گویی با دنیای آنها درگیر میشوم. هنوز کارم تمام نشده، که دوباره همهچیز به شکل دلخواه آنها بازمیگردد.
شاید راهحل، نه در تغییر دادن آنها و نه در خستگی من باشد. باید تفاوتها را با جان و دل خرید. باید پذیرفت که خانه، فقط محل سکونت نیست؛ خانه، محل زندگیست و زندگی با بچهها، یعنی پذیرفتن شلوغیهایی که با عشق و بازی آمیخته شده است
#به_قلم_خودم
#آزاد_نویسی
✍🏻*مریم قپانوری*
