خانهتکانی به سبک بچهها
خانهتکانی به سبک بچهها
به هر سمت و سو که نگاه میکنم نشانی از حضور پررنگ بچهها دارد. دیوارها با رد انگشتهای چرب و شیرین، به بوم نقاشی از خاطرات روزمرهی دست پختم، تبدیل شدهاند. گاهی مورچههای کوچک هم در کنار این آثار هنری، صف کشیدهاند؛ انگار آنها نیز از دستپختم بینصیب نماندهاند.
فرشها و پتوها هم قربانی شبهای بدون پوشکاند؛ شبهایی که بچهها با قطرات زرد کودکانه آنها را “آبیاری” کردهاند و صبحها با لکههایی نیمه خشک و سرسخت، به گرههای ابرویم لبخند میزنند. کمد لباسها دیگر شبیه کمد نیست؛ بیشتر شبیه یک میدان جنگی است که در آن بمب منفجر شده.
اسباببازیها هم ساز خودشان را میزنند؛ ماشینها زیر مبل، لگوها در حمام و عروسکها در قابلمهها جا خوش کردهاند.
بچهها با دنیای کوچک و پرشورشان، خانه تکانی را به سبک خود تعریف میکنند؛ نظم برایشان معنای دیگری دارد، اما از نگاه من مادر بینظمی است. من، مادر خانه، هر بار که دست به مرتبکردن میزنم، گویی با دنیای آنها درگیر میشوم. هنوز کارم تمام نشده، که دوباره همهچیز به شکل دلخواه آنها بازمیگردد.
شاید راهحل، نه در تغییر دادن آنها و نه در خستگی من باشد. باید تفاوتها را با جان و دل خرید. باید پذیرفت که خانه، فقط محل سکونت نیست؛ خانه، محل زندگیست و زندگی با بچهها، یعنی پذیرفتن شلوغیهایی که با عشق و بازی آمیخته شده است
#به_قلم_خودم
#آزاد_نویسی
✍🏻*مریم قپانوری*
