چرک کف دست
چرک کف دست
نیمهی برج که میرسد بنا به دلائلی تَه میکشد. پول را میگویم!
همانکه گاهی مثل یک مرهم بسته میشود به زخمها و دردهای روزمره؛ گاهی کار راه میاندازد، نان میشود و بر شکم گرسنهی یک آدم جان میبخشد، سقف میشود و گاهی با مقدار و اندازهاش حتی یک لبخند نصفهنیمه.
ولی اگر همهی زندگیات را با نخ اسکناس تاخورده گره بزنی، یک روز میبینی که دلت گره خورده به چیزی که بوی انسانیت نمیدهد.
زندگی فقط قبض و قسط نیست. گاهی یک خندهی بیصدا وسط قرض و بدهکاری، بیشتر از یک حساب بانکی پر، حال آدم را خوب میکند و گاهی یک نگاه، یک شعر، یک نسیم، یک شقایق.
اصلا تا شقایق هست، زندگی باید کرد. نه با حرص، نه با حسابوکتاب و چرتکه انداختنهای بی وقفه؛ باید با دل زندگی کرد؛ آن دل بی ادعایی که بلد است بیپول هم بخندد و هم زندگی کند.
✍🏻*مریم قپانوری*
#عکس_تولیدی_خودم
#عکس_تولیدی

