شب رفتن،سحر ماندن
شبِ رفتن،سحرِ ماندن
روزهای تیره و تاری بود؛ هنگامی که قلم تقدیر، برگ زرینی از شهادت را بر برگهای تاریخ رقم زد و رهبری عظیمالشأن، با نوشیدن جامی از شهادت از میان امت پر کشید.
دشمنان که سالها در کمین چنین فرصتی نشسته بودند، بانگ شادی و هلهله سردادند و در دل، پیروزی نهایی را جشن گرفتند. گمان میکردند که با رفتن او، بنای حکومت دینی فرو ریخته و دوران اقتدار دینداران به سر آمده است. در تصور پلیدشان، جهان به سوی عیاشی و فساد هدایت میشد و زمام امور به دست آنان که جز پیِ شهوات نفسانی نبودند، سپرده میشد. اما غافل از آنکه سرچشمهی هدایت، تنها به یک تن وابسته نبود.
پس از گذشت چند روز اندوهبار و در میان موجی از اضطراب و شایعاتی که چون صاعقهای در رگهای شبکههای مجازی میپیچید، “شورای موقت رهبری” تشکیل شد. این شورا، همچون فانوسی لرزان در تاریکی شب، سعی در حفظ مسیر هدایت داشت.
دشمنان، که هر روز چون مرغی سرکنده، در هر گوشه و کناری به دنبال نشانی از رهبری جدید و فرصتی برای ترور او بودند، این بار با صفآرایی دیگری روبرو شدند. هراس و دلهره، سایهی شوم خود را بر جامعه افکنده بود و هر خبر و زمزمهای، میتوانست شعلهی بحرانی تازه را برافروزد.
درست در زمانی که نفسها در سینه حبس بود و دلها در انتظار، ” امام امت سید مجتبی خامنه ای"، وارث راه و رسم رهبری فقید، سکان هدایت را بر عهده گرفت. همانگونه که در سرنوشت مقرر بود و از جانب خداوند ندا آمد: “لا ینال عهدی الظالمین."(1)
این بود آغاز فصلی نوین که در آن، عهد الهی با بندگانش، در سایهی رهبری شایستگان، استوارتر از پیش، تداوم یافت.
پ.ن:بقره آیه 124
#به_قلم_خودم
#عهد_غدیر
#مرقومات_جنگی
✍🏻مریم قپانوری
