نام و یاد شهیدان
نام و یاد
شب جمعه است؛ شب زمزمههای بیپیرایه، شب عهدهای بیصدا.
گفتهاند هر که شهدا را یاد کند، شهیدان نیز او را در محضر اباعبدالله الحسین علیهالسلام یاد خواهند کرد.
من، در این شبِ رازآلود، پردههای ذهنم را ورق میزنم؛ دنبال نام لالهای پرپر میگردم که بیش از همه در جانم ریشه دوانده باشد.
جانم پر میکشد به سالهایی دور؛ به روزهایی که در کسوت روحانی، همراه دختران دانشآموز، سوار بر اتوبوس راهیان نور شدیم. اروند و دوکوهه، طلاییه و کارون، فتحالمبین و شلمچه…
هر نقطه، زخمی از تاریخ و نوری از ایمان را در دل داشت. تا آنکه فرمان اتوبوس به سوی هویزه چرخید؛ جایی که خاکش با خون شهیدان آغشته است، جایی که حسین علمالهدی، آن فرماندهی جوان،
با یارانش در برابر دشمن ایستاد و چون حسینِ کربلا، پیکرهایشان با خاک درآمیخت، بینام و نشان با نوری که تا ابد در دلها میتابد.
از حسین علمالهدی، آن نامهی معروفش به خواهرش را به یاد دارم؛ نامهای که بوی غیرت و بصیرت میداد، دعوتی به پرهیز از تجملات، هشداری از غربزدگی و تأکیدی بر حفظ عفاف و حجاب.
حسین عزیز!
تو که در خون خویش وضو گرفتی و به دیدار معشوق شتافتی، ما را نیز در محضر اباعبدالله یاد کن.ما را که هنوز در این دنیای پرغبار، دل به نور شما بستهایم.
به امید دیدار در اعلی علیّین، در کنار لالههای پرپر و در آغوش نوری که از کربلا برخاسته است.
✍🏻 مریم قپانوری
#رهانویسی
#یادشهدا
#شب_جمعه
#به_قلم_خودم
