یک قدم فرهنگی
یک قدم فرهنگی
هر یک از ما ایستاده در موکب به کاری مشغول بودیم. یکی به پذیرایی و دیگری ختم صلوات مینوشت و آن یکی سینیهای شربت را پر میکرد. مادر شهید امیر علی مومیوند در جلوی موکب به کودکانی که قرآن میخواندند جایزه میداد.
در همین حین، مردی درشت هیکل با ریش پروفسوری به همراه دختر نوجوانی به جلوی موکب آمدند. دختر، روسری بر سر نداشت و موهای بلندش بر شانههایش ریخته بود. با اجازهی پدرش، دختر را به داخل موکب هدایت کردیم. پس از پذیرایی و گپ زدن، روسری زیبا و خوشگلی بر سرش بستیم. زهرا، همکارمان، گیره روسری قشنگی از جیبش درآورد و روسری را با آن محکم کرد.
پدرش از این تغییر بسیار ذوقزده شد و گفت: “بابایی، چه بهت میاد!” سپس گوشی آیفونش را بیرون آورد و از دختر محجبهاش عکس گرفت. دختر محجبه با خوشحالی از موکب خارج شد.
گاهی، تأثیر یک اقدام فرهنگی عملی، به مراتب بیشتر از منبر و شعار است.
#به_قلم_خودم
#مرقومات_جنگی
#رها_نویسی
✍🏻مریم قپانوری
