رهروان عشق

رهروان عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • رهروان عشق

عکسهای رهبری

 

1473911938_1.jpg

سرباز وطن.

07 فروردین 1405 توسط مریم قپانوری

سرباز وطن

وقتی برای خواستگاری آمد، اولین حرفش این بود: “من یک سربازم. اختیارم دست خودم نیست و هر جا که بگویند باید بروم. هر وقت دلم بخواهد مرخصی ندارم و شاید نتوانم در مراسم‌های مهم خواهر و برادرت شرکت کنم. حاضری با این شرایط کنار بیایی؟”

جواب آمد: “بله.”

و زندگی نظامی آن‌ها در یکی از شهرهای مرزی شروع شد. هر روز که لباس سربازی‌اش را می‌پوشید، همسرش با قرآن و کمی آب او را تا دم در بدرقه می‌کرد و وقتی برمی‌گشت، با خوشحالی و صلوات از او استقبال می‌کرد.

صاحب فرزند شدند و زندگی‌شان شهر به شهر، از غرب به شرق و از جنوب به شمال ادامه پیدا کرد. خانه‌به‌دوش بودند و بچه‌ها با لهجه‌ها و زبان‌های مختلف ایران، مثل ترکی، لری، کردی و شیرازی آشنا شدند.

زمان گذشت و وقتی اسرائیل و آمریکا به کشور حمله کردند، سرباز، خانواده‌اش را در روستایی، در خانه‌ی پدری ساکن کرد.

این بار سرباز، دور از خانواده، در مرزها می‌جنگد. او هنوز خانواده‌اش را ندیده است، اما با تمام وجود برای پایداری و امنیت وطن آماده است.
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم
#مرقومات_جنگی
✍🏻مریم قپانوری

1774607206img_20260327_135412_253.jpg

 نظر دهید »

حکایت قلیان و دیش ماهواره

06 فروردین 1405 توسط مریم قپانوری

حکایت قلیان و دیشِ ماهواره

سال‌ها پیش، یک پنجمِ مردمِ ایران، امتیاز کشت،زرع،خرید و فروش توتون و تنباکو را داشتند. اما حکومت وقت این امتیاز را به کشور انگلیس داد. واگذاری این امتیاز به منزله‌ی واگذاری حق حیات یک پنجم ملت ایران به انگلیس. در این میان آیت‌الله میرزای شیرازی همچون چراغی در دل تاریکی ایستاد. او زمانی که امتیاز تنباکو همچون ریسمانی بر گردن استقلال این سرزمین پیچیده شد، فتوای شکستن قلیان‌ها را صادر کرد. فتوای او هم معامله‌‌ها را شکست و واقعیت‌ها را کنار زد؛ این‌که گاهی یک مشت برگ خشک، اگر از دست اهلش بیرون رود، می‌تواند روح یک ملت را به کام مرگ بکشاند.

امروز نیز هرچند شکل‌ها دگرگون شده‌اند، اما ماجرای «قلیان دیروز» و «دل‌مشغولی‌های امروز» در جانِ جامعه تکرار می‌شود. همان‌گونه که آن روز، دود ناپیدای تنباکو می‌توانست اراده‌ی مردم را در بند گیرد، امروز نیز گاه صداها و تصویرهایی که با دیش‌های ماهواره‌ها به خانه‌ها راه یافته‌اند، آرامش و انسجام را می‌فرسایند؛ صداهایی که وحدت درون را می‌ربایند و دل را به بیراهه‌های بی‌ثمر می‌کشانند.

درس میرزا نه درباره‌ی «تنباکو» بود و نه درباره‌ی «قلیان»؛ درباره‌ی مرزبانی از خانه‌ی ایران بود. درباره‌ی اینکه گاهی باید ایستاد و گفت: «این در را ما باز می‌کنیم؛ نه بیگانگانِ بی‌خبر از حالمان.»

پس اگر دیروز قلیانی بود که باید شکسته می‌شد تا دودش چشم‌ها را کور نکند، امروز نیز دیش‌های ماهواره که حریم خانه و آرامش ایران را می‌گیرد، رشته‌ی الفت را سست می‌کند و دل‌ها را به آشوب می‌کشاند، همان حکم را دارد.

باید برای پاک نگه داشتن فضای
ایرانمان «دیشِ ناخوشایندی» را که بر بام خانه‌ها جا خوش کرده، برداریم و به زمین بگذاریم. چرا که سلامت و امنیت ایرانمان، از هر نشانه و نشانه‌گیری مهم‌تر است، آرامش و امنیت ایران، میراثی است که هر نسل باید خود پاسدار آن باشد.
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم
#مرقومات_جنگی
✍🏻مریم قپانوری

1774524725156936569.jpg

 نظر دهید »

تقارن موشک‌ها و ابرها

05 فروردین 1405 توسط مریم قپانوری

تقارن موشک‌ها و ابرها

«چه پاییز خشکی بر ما گذشت! روزهایی که آسمان بخل داشت و زمین از تشنگی ترک داشت. دشت‌ها خاموش و چشم‌به‌راه و دل کشاورزان از دیرآمدن باران گِره خورده بود. بسیاری از آن‌ها حتی جرئت نداشتند دانه‌های هر ساله را به دل زمین بسپارند.در شهرها و استان‌ها نماز استسقاء خوانده شد.

اما درست در زمانی که همه‌چیز رنگ یأس گرفته بود، آسمان دگرگون شد؛ ابرها از دوردست برخاستند و آسمان که مدتی طولانی خاموش بود، ناگهان سخاوتمندانه زبان به باریدن گشود.

باران آمد؛ این‌بار دست در دست موشک‌ها، زمین جان دوباره گرفت، دانه‌ها در دل خاک بیدار شدند همچون بیداری ملت‌ها و حضور جاودانشان در خیابان‌ها.

این دگرگونی رنگی از معجزه دارد. مثل اینکه روشنایی از دل تاریکی سر برآورده باشد؛ حضور نیرویی که یأس را می‌شوید و دل‌ها را رو به امید می‌گرداند.»

#مرقومات_جنگی
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم ✍🏻مریم قپانوری

1774432979img_20260325_130133_394.jpg

 نظر دهید »

چرخش نگاه....

05 فروردین 1405 توسط مریم قپانوری

چرخش نگاه

هرسال، به رسم آشنایی و احترامی دیرینه، قدم بر فرش خانه‌شان می‌گذاشتم. فضای نشیمن همیشه روشن از نورهای رنگارنگ صفحه‌ی تلویزیونی بود که صداها و چهره‌هایی به زعم خودشان «مهیج و جذاب» را نمایش می‌داد. اخبار را از همان جعبه‌ی پرزرق‌وبرقِ آن سوی مرزها دنبال می‌کردند و چندان اعتنایی به شبکه‌های داخلی نداشتند. من نیز، با هر بار حضور، پشت به آن صفحه‌ی پرهیاهو می‌نشستم؛ یا اگر خودم رو به آن قرار می‌گرفتم، آنان به احترام حضور کوتاه‌مدتم، شبکه را عوض می‌کردند و برنامه‌ای مذهبی می‌گذاشتند تا فضای مجلس، آرام و بی‌حاشیه بماند.

اما امسال، وقتی وارد خانه‌شان شدم، قصد کردم برخلاف همیشه، خودم را مشتاقِ پیگیری اخبار جنگ و اوضاع داخلی از همان شبکه‌ی همیشگی‌شان نشان دهم. هنوز جمله‌ام تمام نشده بود که با لحنی قاطع و مطمئن گفتند: «خاموشش کرده‌ایم؛ کنار گذاشته‌ایم. حرف‌هایش پر از تناقض و بی‌اعتمادی بود.»

دیگری که کناردستشان نشسته بود، ادامه داد: «عمری این‌همه ناپیوستگی در گفته‌ها ندیده بودم. از بس سخنان نادرست شنیدم، عطایش را به لقایش بخشیدم. حالا برای آرامش ذهنم، خبر را از جایی دنبال می‌کنم که احساس کنم دست‌کم روایتش استوار است.»

در مجلسی دیگر وقتی چشمانم را به همان شبکه‌ی معروف خبری دوختم با صحنه‌ای فوق العاده عجیب روبرو شدم؛مجریان و کارشناسان کراوات زده‌شان با همه‌ی وجودشان دست و پا می‌زدند تا پارس‌های آن سگ زرد آن طرف آبی را وحشتناک جلوه بدهند. بسیار روشن بود که قدرت موشک‌ها و اقتدارمان چه آشوبی در دل‌های همچون تار عنکبوتشان انداخته است. آنگاه من در خلوتی کوتاه، به این دگرگونی عجیب درونی‌شان اندیشیدم؛ تغییری که با تجربه‌ی شخصی و سیری از تکرار و تضاد شکل گرفته است.

اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ایم که مردم در میان هیاهوی صداهای بی‌شمار، در جست‌وجوی «امنیت و صداقت» هستند. گاهی این دگرگونی آرام و بی‌صدا رخ می‌دهد؛ اما اثرش در نگاه و انتخاب آدم‌ها، از هزار فریاد رساتر است.

#رها_نویسی
#مرقومات_جنگی
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

1774423658img_20260325_105540_913.jpg

 نظر دهید »

زاد روز.

01 فروردین 1405 توسط مریم قپانوری

تبریک می‌گویم؛
نخستین روز هفته، ماه، سال و فروردین، با زادروز لاکچریم در هم آمیخته و آن را به روزی یگانه و فرخنده بدل کرده است.
#به_قلم_خودم
✍ مریم قپانوری
#تولدم_مبارک

1774064373f4fa774f-8685-41d1-bd5a-275d49e628fc.png

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 24
  • 25
  • 26
  • ...
  • 27
  • ...
  • 28
  • 29
  • 30
  • ...
  • 31
  • ...
  • 32
  • 33
  • 34
  • ...
  • 224
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

موضوعات

  • همه
  • دلنوشته ها
  • عکس نوشته
  • عکس نوشته ها
  • دینی،مذهبی،سیاسی
  • دفاع مقدس
  • مذهبی،دینی
  • سیاسی،دینی
  • نسیم خدا
  • دینی،سیاسی
  • به سوی ظهور
  • روز مادر
  • نوروز 96
  • سواد رسانه ای
  • دینی
  • حجاب و عفاف
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • سیاسی
  • سیاسی
  • اخبار
  • درباره مدیر
  • احکام نو پدید
  • دلنوشته‌ها

آیتم ها

  • سکوی عروج.
  • تکرار تاریخ و آزمون سپیده‌ دم
  • قوسِ عمر.
  • غبار فراموشی
  • روایت نیلی یکوصال
  • عهدعلمی با امام شهید
  • عکس رهبر شهید در تنگه هرمز
  • شکوه برآمده از خاک تشنه
  • جان فدا در جنوب ایران
  • سلام کشتارجمعی متحرک
  • ده مراقبتی که این روزها به آن احتیاج داریم
  • عکس نوشته پیام رهبر انقلاب
  • چند نکته اساسی در پیام رهبر انقلاب
  • مهمان ناخوانده‌ی شب
  • عزا در چشم خواب
  • تیتر زرد.
  • ترامپ را کجا میشه کشت؟
  • دریای تسویف
  • نظر امام خمینی ره در مورد مسائل جنگی
  • ایستاده در تب خورشید

کاربران آنلاین

  • راضيه فارغ

ساعت

ساعت فلش

کد موس یا ضامن آهو

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس