رهروان عشق

رهروان عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • رهروان عشق

عکسهای رهبری

 

1473911938_1.jpg

پیمانه‌ی عمر، لبریز از مهر

29 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

پیمانه‌ی عمر،لبریز از مهر

پدر، مادر، فرزند، نوه، نتیجه، دیده و ندیده؛ سلسله‌ای از نسل‌ها، با عقبه‌ای که ریشه در ایمان، مهر و صداقت دارد.

بی‌بی خانم، مادربزرگ مادرم، سال گذشته در حالی چشم از جهان فرو بست که دیده‌ی خود را دید؛ پسری سیزده‌ساله، خواهرزاده‌ی من.

زنی شگفت‌انگیز بود؛ با یک چشم نابینا که در جوانی به بیماری آبله سپرد، اما با دلی بینا و دستانی هنرمند، برای رزمندگان نان می‌پخت و لباس می‌دوخت.

تمام عمرش را با نماز اول وقت، صله‌ی رحم و سلام بر امام حسین (ع) گذراند.
در تابستان‌های داغ، وقتی ما بچه‌ها آب خنک می‌نوشیدیم و می‌گفتیم «آخیش، جیگرمون حال اومد»، با خشم مادرانه‌اش نهیب می‌زد: «بگویید سلام بر حسین و لعنت بر یزید.»

بی‌بی همیشه غذای تازه می‌خورد، خریدش به اندازه بود، و صله‌ی رحم را ترک نمی‌کرد. با آنکه در سال‌های آخر عمرش حافظه‌اش ضعیف شده بود، شماره‌ی نتیجه‌ها را می‌گرفت و احوال همه را می‌پرسید. حافظه‌اش عجیب قوی بود؛ از حال تک‌تک خواهر و برادرها باخبر بود.

هر نوزادی که با دردهای نامعلوم به دنیا می‌آمد، پیش بی‌بی می‌آوردند. برای بچه‌هایی که نظر بد خورده بودند، با خلوص نیت تخم‌مرغ می‌شکست.
گرچه من به این چیزها باور نداشتم، اما به چشم می‌دیدم که آنچه حال بچه‌ها را خوب می‌کرد، نه تخم‌مرغ، بلکه نفس گرم بی‌بی بود؛ نفسی که پیش از شکستن تخم‌مرغ، هفت حمد و هفت صلوات می‌خواند.

ارادتش به حضرت علی (ع) چنان بود که نام تمام پسرانش و مردان طایفه‌اش ترکیبی از «علی» و صفات نیکو بود:
علی‌میرزا، محبعلی، مومنعلی، بهرعلی، مرادعلی، عربعلی، ساجعلی، محمدعلی، علی‌محمد، شمش‌علی و…
خدا می‌داند در هیچ قبیله‌ای چنین رواجی از نام علی ندیده‌ام.

بی‌بی بیش از صد سال زیست؛ نه با دیابت، نه با آلزایمر، نه با فشار خون و نه با درد و مرض زمین‌گیر. تنها و تنها پیمانه‌ی عمرش لبریز شد.

امروز اما، وقتی کسی عمر دراز دارد، تعجب می‌کنیم. در حالی‌که عمر با عزت، در گرو انجام واجبات و ترک محرمات است.
#نقد
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

1758342392_.png

 نظر دهید »

آرزوی شقایق

28 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

آرزوی شقایق

دل اگر جوان باشد و جان اگر شاد، هفتاد سالگی نه موسم کفن و دفن است و نه وقت اندوختن برای خاک سرد؛ بلکه زمان نوسازی‌ است، زمان جان بخشیدن به خانه‌ای که سال‌ها شاهد نفس‌های گرم بوده.
امروز که قصه‌ی آن بانوی سالخورده را شنیدم، دلم دو پاره شد:
نیمی مشتاق بود جای او باشد، زنی که پس از هفتاد سال، با شور زندگی، فرش، موکت،مبلمان و اجاق گازش را یکی‌یکی نو می‌کند، انگار که تازه عروس است.
و نیم دیگرم زمزمه کرد: «مگر این دنیا چقدر می‌ارزد که عمرت را خرج تجملاتش کنی؟ همین که وسایلت کار راه‌اندازند، کافی‌ست. باقی‌اش زرق و برق بی‌ثمر است.»

در این دو راهی حیران مانده‌ام:
چگونه می‌توان هم دل به آخرت سپرد و هم در دنیا آسوده و خوش زیست؟
در پس این اندیشه‌ها، جوانی را می‌بینم که آرزوی جهیزیه‌ای بی‌دردسر دارد؛ آرزویی که چون داغ شقایق، بر دلش نشسته و گویا هرگز از آن دل رخت برنمی‌بندد.

ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: “جوانان در قفس‌اند و پیران در هوس” و چه حقیقتی‌ است! جوان امروز، نه هووس دارد و نه قفس را تاب می‌آورد؛ او نیازمند حمایت است، نیازمند خانه‌ای که سقفش از مهر باشد و دیوارهایش از امنیت. اما در این روزگار دشوار، گویی کسی به آرزوهایش گوش نمی‌سپارد.

کاش دستی بود، دلی بود، تدبیری بود
تا این آرزوها از قفس رهایی یابند و جوانی با امید، زندگی را آغاز کند.
#نقد
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

1758294230bco.01ef0923-cce9-4745-b185-9f69ab0c010d.jpg

 نظر دهید »

شهدا زائران خاموش بین الطلوعین

27 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

شهدا زائران خاموش بین الطلوعین

شب جمعه است. دل‌ها بی‌قرار، چشم‌ها به راه و آسمان کربلا پر از زمزمه‌ی زائران.
این شب، شب زیارت امام حسین علیه‌السلام است؛ شبی که زمین و آسمان به هم نزدیک‌ترند و هر دلی که نام شهدا را بر زبان بیاورد، در پیشگاه سیدالشهدا یاد می‌شود. شهدا، آن ستارگان خاموش‌نشده، خود شفیع‌اند؛ هر کس یادشان کند، گویی در صف عاشقان ایستاده و آن‌ها دستش را می‌گیرند، می‌برندش تا آستان خورشید.

بین‌الحرمین، آن گذرگاه نور، جایی‌ست که دل از دنیا می‌کَند و به آسمان می‌پیوندد.
مثل «بین‌الطلوعین» است؛ همان لحظه‌ی رازآلود میان تاریکی و روشنایی که شب آرام آرام عقب می‌نشیند و صبح، بی‌صدا می‌دمد. در بین‌الحرمین هم، دل تاریکی را رها می‌کند و در روشنای عشق حسین، دوباره متولد می‌شود.

ای شب جمعه! ای شب دلدادگی! ما را در صف زائران بنویس، در صف یادکنندگان شهدا، در صف عاشقانی که از بین‌الحرمین عبور کردند و در بین‌الطلوعین دلشان طلوع کرد.
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

1758194911copilot_20250918_143957.jpg

 نظر دهید »

لِگام تازه

27 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

لِگامِ تازه

بارها شنیده‌ایم که «هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند»، اما کجاست آن گوش شنوا و چشم بینا؟
در مسیر رسیدن به امیال پنهان، تخریب و توهین، تمسخر و تهمت، چونان سنگ‌فرش‌هایی فریبنده، راه را هموار می‌نمایند؛ غافل از آن‌که در پس این ظاهر، سنگلاخ‌هایی از ناسازگاری و نا‌ملایمات کمین کرده‌اند.

ناسازگاری، آغازی‌ست بر هر توجیه. کافی‌ست انسان احساس کند که هیچ‌چیز بر وفق مرادش نیست؛ آن‌گاه کره‌اسبِ سرکشِ درونش به تاخت می‌افتد، از موانع اخلاقی چونان مانع‌های مسابقه سوارکاری می‌پرد، تا شاید به مقصدی برسد که خود نیز نمی‌داند کجاست.

انسان، موجودی‌ست منفعت‌طلب. هر جا که منافعش در خطر افتد، زمین و زمان را به هم می‌دوزد تا از آن‌ها پاسداری کند. اگر در این راه، بر حیوانِ درنده‌ی درونش لِگامی نو نزند، زودتر از آن‌چه گمان می‌برد، در دره‌ی نابودی سقوط خواهد کرد. اما اگر سوارکاری ماهر باشد، شیحه‌ی اسبش را به بخارهای آرامِ نفس بدل می‌سازد؛ بی‌صدا، بی‌غرور، اما با وقار.

در جمعی که هر کس از فضل و فضیلتِ علمی و حرفه‌ای خود می‌گفت، ساعتی درنگ کردم. آن‌جا دریافتم که علم و مهارت، به‌تنهایی بازدارنده نیستند؛ نمی‌توانند ملکه‌ی تقوا را در جان انسان نهادینه کنند. تقوا، جز با ریاضت نفس حاصل نمی‌شود.

ادعا کردن که دیگران را به مقصد رسانده‌ایم، در حالی‌که خود هنوز در ایستگاه نخست ایستاده‌ایم، نه تنها ناپسند، بلکه مایه‌ی خسران است. کاش دست‌کم در بوق و کرنا نکنیم، کاش سکوت کنیم، تا عقلِ ناقصمان از پسِ زبانِ قاصرمان هویدا نشود.ای کاش، اخلاق در رفتار جلوه کند، نه در گفتار.
#به_قلم_خودم
#نقد
✍🏻مریم قپانوری

1758180589bco.d74af09c-13dc-485f-9c50-f1db5e8fdde4.jpg

 نظر دهید »

بزرگداشت شهریار،ستاره‌ای در آسمان ادب و ایمان

27 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

🌿 بزرگداشت شهریار، ستاره‌ای در آسمان ادب و ایمان

در گستره‌ی بی‌کران شعر فارسی، نام شهریار چونان فانوسی فروزان است که بر تاریکی‌های زبان نور می‌افکند و هم بر دل‌های مشتاق حقیقت نیز پرتوی از ایمان و عشق می‌تاباند. او شاعری بود که واژه را نه صرفاً برای زیبایی، بلکه برای بیان حقیقت، عشق، و باور به کار می‌برد. شهریار، نه‌تنها استاد سخن، که سالک راه ولایت بود؛ و این را در اشعارش با صداقت و سوز دل به تصویر کشید.

در یکی از ابیاتش، که تجلی روشن دینداری و ولایت‌مداری اوست، چنین می‌سراید:

> «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا،
> که به ما سوافکندی همه سایه‌ی هما را»

این بیت، نه‌تنها سرشار از عشق به امیرالمؤمنین (ع) است، بلکه نشان می‌دهد که شهریار، شعر را وسیله‌ای برای تجلی ایمان و ارادت می‌دانست. او با زبان شعر، دل‌ها را به سوی نور هدایت می‌کرد و با هر مصرع، پنجره‌ای به آسمان می‌گشود.

اما دریغ و درد آن‌جاست که گاه کسانی، بی‌آن‌که عمق اندیشه و عظمت روح این بزرگان را دریابند، زبان به بی‌حرمتی می‌گشایند. آنان که به شهریار و امثال او توهین می‌کنند، نه شعر را شناخته‌اند و نه شأن شاعر را. اینان از درک جایگاه والای ادب و فرهنگ بی‌بهره‌اند و در هیاهوی سطحی‌نگری، گوهرهای ناب اندیشه را نادیده می‌گیرند.

بزرگداشت شهریار، بزرگداشت ایمان، عشق و فرهنگ است. او هم شاعر و هم پیام‌آور نور بود و ما، اگر قدرش را بدانیم، به حقیقت شعر و شأن انسان نزدیک‌تر خواهیم شد.
✍🏻مریم قپانوری
#نقد
#به_قلم_خودم

1758178763lanjani-shahriyar.jpg

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 61
  • 62
  • 63
  • ...
  • 64
  • ...
  • 65
  • 66
  • 67
  • ...
  • 68
  • ...
  • 69
  • 70
  • 71
  • ...
  • 224
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

موضوعات

  • همه
  • دلنوشته ها
  • عکس نوشته
  • عکس نوشته ها
  • دینی،مذهبی،سیاسی
  • دفاع مقدس
  • مذهبی،دینی
  • سیاسی،دینی
  • نسیم خدا
  • دینی،سیاسی
  • به سوی ظهور
  • روز مادر
  • نوروز 96
  • سواد رسانه ای
  • دینی
  • حجاب و عفاف
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • سیاسی
  • سیاسی
  • اخبار
  • درباره مدیر
  • احکام نو پدید
  • دلنوشته‌ها

آیتم ها

  • سکوی عروج.
  • تکرار تاریخ و آزمون سپیده‌ دم
  • قوسِ عمر.
  • غبار فراموشی
  • روایت نیلی یکوصال
  • عهدعلمی با امام شهید
  • عکس رهبر شهید در تنگه هرمز
  • شکوه برآمده از خاک تشنه
  • جان فدا در جنوب ایران
  • سلام کشتارجمعی متحرک
  • ده مراقبتی که این روزها به آن احتیاج داریم
  • عکس نوشته پیام رهبر انقلاب
  • چند نکته اساسی در پیام رهبر انقلاب
  • مهمان ناخوانده‌ی شب
  • عزا در چشم خواب
  • تیتر زرد.
  • ترامپ را کجا میشه کشت؟
  • دریای تسویف
  • نظر امام خمینی ره در مورد مسائل جنگی
  • ایستاده در تب خورشید

کاربران آنلاین

  • راضيه فارغ

ساعت

ساعت فلش

کد موس یا ضامن آهو

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس