اتوبوس قراضهی خیال
اتوبوس قراضهی خیال
خیالهای آدم، مثل یک اتوبوس قراضهاند؛ پر از مسافرهای جورواجور؛ خاطره، ترس، آرزو، حسرت و گاهی حتی سایههایی که اسم ندارند. این اتوبوس اگر رانندهای نابلد پشت فرمانش باشد مثلاً خودمان وقتی بیهدایت و بیتوکل میخواهیم همهچیز را کنترل کنیم با سرعت میرود سمت درهای به اسم نابودی. جایی که آدم به جای فهمیدن، غرق میشود. مثل دردهایی که اگر به طبیب نابلد بسپاری، به جای درمان، استرس و سردرگمی تحویلت میدهد.
اما وقتی این اتوبوس خیال را میسپاری به رانندهای ماهر، به طبیب حقیقی، یعنی خدا و اهل بیت (ع) اتفاقی عجیب میافتد. آن درهی تاریک، میتواند بشود سکوی پرتاب. با توکل، با اعتماد، با تسلیم عاشقانه، اتوبوس قراضهات تبدیل میشود به مرکب نور. همان خیالات، همان دردها، حالا میشوند مسافرهای فهم و شکر و تو، از ته درهی اضطراب، میرسی به قلهی سلامت، آرامش و رضایت.
#نقد
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری
