رهروان عشق

رهروان عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • رهروان عشق

غنچه ای در دل تاریکی

25 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری

غنچه‌ای در دل تاریکی

شمعدانیِ پژمرده را به راه‌پله بردم؛ جایی که آفتاب بی‌دریغ می‌تابید.
نور بر جان خشکیده‌اش نشست، و غنچه‌ای کوچک، بی‌صدا شکفت.

شمعدانی غنچه کرد؛
نه فقط از نور،
بلکه از ایمان به فردا.

در آن لحظه، فهمیدم:
در دل تحریم و تنگنا، هنوز نوری هست نوری از جنس ولایت.
رهنمودهای رهبری، چون آفتاب، بر دل‌های خسته می‌تابند و امید را می‌رویانند.
#به_قلم_خودم
#عکس_تولیدی
✍🏻مریم قپانوری

175536736420250816_091325.jpg

 نظر دهید »

میان دونفس

25 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری

میان دونفس
در امتداد مرزهای سوخته‌ی تاریخ، دو کودک ایستاده‌اند. یکی در پناه ژاکتی سبز، خوابیده در آرامشِ پتو، بی‌خبر از جهانِ بیرون؛ دیگری، با زخم‌هایی باز، ایستاده بر سنگی که نام «غزه» را فریاد می‌زند.

دست‌های نوزاد، هنوز به دنیا سلام نگفته، مشت شده‌اند نه از خشم، که ازغریزه‌ی بقا.
چشمان کودک مجروح، دیگر نمی‌پرسند چرا؛ فقط می‌دانند که آسمان، دشمن است.

در یک سو، آغوشی‌ست که وعده‌ی فردا می‌دهد؛ در سوی دیگر، موشکی‌ست که فردا را می‌بلعد و جهان، با بی‌حسیِ رسانه‌ها، با سکوتِ سیاست، با معامله‌ی جان‌ها، می‌نگرد و می‌گذرد.

اما ما،
ما که هنوز واژه داریم، باید بنویسیم از این دو تصویر نه برای آرشیو، که برای وجدان. تا شاید روزی، دست‌های نوزاد، نه برای دفاع، که برای نوازش باز شوند و کودکان، نه بر سنگِ مرگ، که بر خاکِ زندگی قدم بگذارند.
#به_قلم_خودم
#سوژه_هفتگی
✍🏻مریم قپانوری

17553452021755325152img_20250816_091134_962.jpg

17553452021755325153img_20250816_091138_568.jpg

 نظر دهید »

در سایه پرچم حسین (ع) در کنار سنگ مزار مادر

23 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری

درسایه پرچم حسین(ع) درکنار سنگ مزار مادر

در گذشته‌های نه‌چندان دور، روز عاشورا تنها روز سوگواری نبود؛ روزی بود که دل‌ها، پس از گریه بر مظلومیت حسین(ع)، به سوی مزار عزیزان‌شان پر می‌کشید.

مردم، با دل‌هایی شکسته و چشمانی اشک‌بار، به زیارت اهل قبور می‌رفتند؛ گویی با زیارت شهیدان کربلا، دلشان را آماده می‌کردند برای دیدار با خاطره‌ی عزیزانی که در خاک آرمیده‌اند.
این رسم، نه فقط یک سنت، بلکه پیوندی بود میان عشق به اهل‌بیت و وفاداری به خاطره‌ی رفتگان؛ زیارتی از راه دل، به نیابت از کربلا، برای آنان که دیگر در کنارمان نیستند.

امروز که اربعین است و هم پنج‌شنبه‌ای از پنج‌شنبه‌های یاد، دل‌ها دوباره به سمت مزارها روانه‌اند. در این روز بزرگداشت درگذشتگان، نغمه‌ی زیارت، با زمزمه‌ی فاتحه در هم می‌آمیزد. دل‌ها، در سکوت خاک، با خاطره‌ها سخن می‌گویند؛ با مادران، پدران، فرزندان، و همه‌ی آنانی که رد نگاه‌شان هنوز در جان‌مان جاری‌ست.
و من، در این لحظه‌ی پر از حس و خاطره،
یادی می‌کنم از همه‌ی عزیزانی که خفته‌اند در خاک، خصوصاً مادرم ، اگرچه جسمش در دل زمین آرام گرفته، اما یادش، چون نسیم مهر، همیشه در جانم جاری‌ست.
روحشان شاد، یادشان گرامی، و جایشان در دل‌ها جاودانه باد.
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

1755186867img_20250814_130325_172.jpg

 نظر دهید »

عشق هنوز زنده است

23 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری

عشق هنوز زنده است.

دل‌هایی که برای حسین می‌تپند، برای کودکان غزه هم گریه می‌کنند. در مسیر عشق، جاده‌ای که به کربلا ختم می‌شود، زائران اربعین امسال فقط به یاد مظلومیت حسین گریه نکردند؛
آن‌ها صدای گریه‌ی کودکان غزه را هم شنیدند.

در دل خاک، در میان قدم‌های خسته اما عاشق، یک گلریزان شکل گرفت؛ نه با طلا و نقره، بلکه با اشک، با ایمان، با دل‌هایی که از درد کودک گرسنه نمی‌گذرند.

20 میلیارد تومان، نه فقط پول، بلکه تکه‌ای از قلب هزاران زائر بود که گفتند: «اگر برای حسین جان می‌دهیم، برای کودک غزه نان می‌فرستیم.»

در این مسیر نورانی، هر نفر سهمی داشت؛ 200 هزار تومان، شاید اندک برای ما، اما نجات‌بخش برای کودکی که شب‌ها با شکم خالی به خواب می‌رود.

این گلریزان، فریادی بود بی‌صدا؛ فریادی که از عمق دل‌های عاشق برخاست و به آسمان رسید:
«ما تنها نیستیم، غزه تنها نیست، عشق هنوز زنده است.»
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

1755147489copilot_20250813_212920.jpg

 نظر دهید »

حس لطیف عاشقی

22 مرداد 1404 توسط مریم قپانوری

حس لطیف عاشقی

اربعین رسیده و من مثل همیشه جامانده‌ام. نه پایم به جاده‌ی عشق رسید و نه چشمم به گنبد طلایی افتاد. اما دلم هر شب در کوچه‌های روضه قدم می‌زند؛ در خانه‌های ساده‌ای که با اشک، کربلا را به آغوش کشیده‌اند.

من جامانده‌ام، اما نه از عشق. دل‌خوشم به صدای نوحه‌ای که از بلندگوی خانه‌ی همسایه می‌آید، به چای روضه‌ای که طعمش، طعم اشک‌های زینب است.

شاید امسال نرفتم، اما هر شب در دل تاریکی، با زمزمه‌ی “یا حسین” راهی شدم نه با پای جسم بلکه با پای دل. اصلا مگر کربلا فقط در خاک است؟! کربلا در دل‌هایی‌ست که هر شب با یاد حسین می‌سوزند و می‌سازند.

من جامانده‌ام، اما هنوز امیدوارم که روزی در میان زائران پیاده، نام من هم باشد. تا آن روز با روضه‌ها زندگی می‌کنم، با اشک‌ها وضو می‌گیرم و با هر “یا حسین"، کربلایی می‌شوم.
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

1755105024bco.3bff51c8-3f9b-4f98-8514-37d5f0650d47.png

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 77
  • 78
  • 79
  • ...
  • 80
  • ...
  • 81
  • 82
  • 83
  • ...
  • 84
  • ...
  • 85
  • 86
  • 87
  • ...
  • 91
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

موضوعات

  • همه
  • دلنوشته ها
  • عکس نوشته
  • عکس نوشته ها
  • دینی،مذهبی،سیاسی
  • دفاع مقدس
  • مذهبی،دینی
  • سیاسی،دینی
  • نسیم خدا
  • دینی،سیاسی
  • به سوی ظهور
  • روز مادر
  • نوروز 96
  • سواد رسانه ای
  • دینی
  • حجاب و عفاف
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • سیاسی
  • سیاسی
  • اخبار
  • درباره مدیر
  • احکام نو پدید
  • دلنوشته‌ها

آیتم ها

  • سکوی عروج.
  • تکرار تاریخ و آزمون سپیده‌ دم
  • قوسِ عمر.
  • غبار فراموشی
  • روایت نیلی یکوصال
  • عهدعلمی با امام شهید
  • عکس رهبر شهید در تنگه هرمز
  • شکوه برآمده از خاک تشنه
  • جان فدا در جنوب ایران
  • سلام کشتارجمعی متحرک
  • ده مراقبتی که این روزها به آن احتیاج داریم
  • عکس نوشته پیام رهبر انقلاب
  • چند نکته اساسی در پیام رهبر انقلاب
  • مهمان ناخوانده‌ی شب
  • عزا در چشم خواب
  • تیتر زرد.
  • ترامپ را کجا میشه کشت؟
  • دریای تسویف
  • نظر امام خمینی ره در مورد مسائل جنگی
  • ایستاده در تب خورشید

کاربران آنلاین

  • مدیر النفیسه
  • صفيه گرجي
  • مریم فرهادی

ساعت

ساعت فلش

کد موس یا ضامن آهو

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس