روابط ریالی،دلاری
روابط ریالی،دلاری
روزی روزگاری، خانهها به هم نزدیک بودند، اما دلها به همدیگر نزدیکتر. دیوارها نازک بود، اما دلها ضخیم از مِهر. صدای خندهی کودکی، بوی نان تازه و یا آهی از ته دل، کافی بود تا همسایهای بیدرنگ بپرسد: «چه شده؟»
در خوشیها شریک بودند، در ناخوشیها شانهبهشانه. نه منت، نه محاسبه؛ مهربانی بیفاکتور بود، بیقیمتگذاری.
اما امروز، روابط، ریالی و دلاری شدهاند.
میایستیم، منتظر زوزهی باد یا قارقار کلاغی که خبر خوش یا ناخوش بیاورد، آنگاه با پاکتی از پول، میرویم تا حال کسی را نه از روی محبت و دلسوزی بلکه از روی وظیفه «خوب» کنیم.
هدیه دادن، زیباست. اما آنچه حال آدمی را خوب میکند، نه اسکناس است و نه سکه؛ بلکه نفسِ گرمِ یک همراه است.
تکیهگاهی در طوفان، دستی که بیصدا گرفته میشود، شانهای که بیمنت، سنگینیِ غم را تاب میآورد.
دلها را با حضور باید آباد کرد نه با پاکت،
با بودن و نه با پرداخت.با مهر و نه با قیمت.
#به_قلم_خودم
#نقد
✍🏻مریم قپانوری
