متن تبریک ویژه شب یلدا
زمستان خیالی
ای یلدا، دختر سپیدروی زمستان،
لپهایت همچون دانههای انار، سرخ و پرچال است، لبخندت را به هزاران دانهی زندگی تقسیم میکنی. گیسوانت رشتههای پشمک یخزدهاند؛ شیرین و سبک، همچون خیال کودکی که در سرمای برف به آسمان مینگرد. چشمانت دو کاسهی پر از شربت هندوانهاند؛ روشن و زلال که در تاریکی بلندترین شب سال، جرعهای از تابستان را به یاد میآورند.
ابروانت چون دو برش نازک از پوست گردو، خمیده و محکم و نگاهت همان گرمی آتش اجاقیست که خانواده را گرد هم میآورد. گونههایت، همچون سیبهای سرخ شب یلدا، بوی تازگی و طراوت میدهند و لبهایت، شیرینی خشکبار و نقل، که هر واژهات طعم مهر و صمیمیت دارد.
ای دختر زمستانی، دامن یخینت از برف دوخته شده است، اما در چینهایش رنگارنگی آجیل و خشکبار پنهان است؛
هر دانهی بادام و پسته، ستارهایست که بر آسمان شب تو میدرخشد.
قدمهایت بر زمین، همچون شکستن پوست گردو، صدای آغاز قصههاست؛ قصههایی که پیران میگویند و کودکان در آغوش شب میشنوند.
تو میآیی، ای یلدا، تا یادمان آوری که در بلندترین شب، گرمی دلها چراغ میشود.
تو میآیی تا بگویی هر دانهی انار، هر برش هندوانه و هر قصهی کهن، پیوندیست میان ما و روشنایی فردا.
یلدای خیال، مبارکِ دلهای روشن و نگاههای سبز.
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری
#نقد
