عکسهای رهبری


تیتر زرد
امان از این روزگار که تیترهای “سگ زرد” چنان
ذهنمان را درگیر کرده که خبرِ مرگِ زبانبسته هم برایمان حکمِ “فتحالفتوح” پیدا میکند! خواهرم پیام داد که سگِ زردمان مُرد؛ تا خبر را خواندم، چنان قند در دلم آب شد که بندِ دلم پاره شد و خواستم پرواز کنم! نگو که در عالمِ سیاست، کلاهِ خیالم را سرِ واقعیت گذاشته بودم و فکر کردم آن سگ زرد(ترامپ)ملعون راهیِ دیارِ باقی شده. هیچی دیگر؛ در حدِ یک “بپرم هوا” ذوق کردم، بعد که فهمیدم قضیه فقط سرِ همان سگِ زبانبسته گَلّه است، دوباره با همان سرِ پایین، برگشتم سرِ جای اولم!»
#رها_نویسی
✍🏻مریم قپانوری
#به_قلم_خودم

♦️ اطلاعاتی از محل های حضور رییس جمهور تروریست آمریکا منتشر شد
در این مکانها دسترسی به ترامپ امکان پذیره
دریایِ تَسویف
در بین آدابِ زندگی، همیشه بین «خردمندی» و «سستی»، مرزی ظریف و تعیینکننده وجود دارد. نگاهی به آدابِ سفره، حقیقتی روشن را آشکار میکند که پس از پایانِ سفره، ظرفها را بلافاصله بشوییم؛ چرا که در آن لحظه، اثرِ غذا بهسادگی از بین میرود و با کمترین زحمت، پاکیزگی برمیگردد. اما اگر زمان را به ستوه بیاوریم و ظرفها را ساعتها به حال خود رها کنیم، آنچه از چربی و لکهها بر ظرفها باقی میماند، با شستشویی ساده پاک نمیشود؛ بلکه نیازمندِ آب گرمی سوزان و تلاشی طاقتفرساست تا شاید دوباره به شفافیت برسد.
گناه هم مانند لکهیِ ماندگار بر صفحهیِ روح است. توبهای که در لحظهی خطاکاری، با عزمی راسخ و اشکی صادقانه همراه شود، بهسرعت اثرِ سیاهی را از لایههایِ وجودِ انسان پاک میکند. اما هرچه این بازگشت را به تأخیر بیاندازیم، اثرِ گناه در جان و روان، ریشهدارتر، عمیقتر و سنگینتر میشود؛ انگار گناه، در تار و پودِ زندگیِ انسان نفوذ کرده و بر قلب او خشک شده است.
هر چه از توبه دورتر میشویم، انگیزهی آن در دل فرو میریزد و تدریجاً با فراموشی و بیخیالی جایگزین میشود؛ تا جایی که شاید در نهایت، زمانی که میخواهیم توبه کنیم، پیمانهی عمر به پایان رسیده و فرصتِ بازگشت از بین رفته باشد.
از همین «فردا میکنم»ها بپرهیزید؛ از همان دریایِ بیکرانِ «تسویف» که امام باقر (علیه السلام) در هشدارشان به ما میگویند:
«وَ إِیّاکَ وَالتَّسْوِیفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ یُغْرَقُ فِیهِ الْهَلْکَی»
(از تأخیر انداختن [در توبه] بپرهیز، زیرا تسویف، دریایی است که درمانده در آن غرق میشود.) (1)
پ.ن:بحارالانوار،ج78،ص164
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم
#مدار_نوشتن
#عکس_نوشته
#عکس_تولیدی_خودم
#عکس_تولیدی

قابل توجه برخی که نه تجربه جنگ دارند نه تخصص ونه آگاهی کافی ولی بی مهابا تحلیل های سطحی و احساسی میکنند و موجب خوشحالی دشمن میشوند
ایستاده در تبِ خورشید
اینجا غربِ کشور است؛ جایی که رشتهکوههای سرکشِ «گرین» در دامنهیِ استوارِ زاگرس، سر به آسمان ساییدهاند. تابستان است و خورشید، با تمامِ مهربانیِ دیرینهاش، این روزها چنان بیرحمانه بر سینهیِ خشکِ زمین میتابد که انگار قصد دارد عطشِ کوهستان را به اوج برساند. اینجا، در میانِ نفسهایِ داغِ کوهپایه، قطراتِ عرق بر چهرهها و صدایِ بیوقفهیِ کولرها، تنها موسیقیِ جاری در روز و شب است. دماسنجِ گوشیها، عددِ سوزانِ چهل درجه را با تَشَر به رخِ تابستان میکشد.
اما این گرمایِ نفسگیر، تنها روایتِ ما نیست. هنوز سایهیِ جنگ بر سرِ وطن سنگینی میکند. در جنوبِ تفتیده و شرجی کشور، جایی که زمین به خطِ استوا نزدیکتر است، گرما، معنایی فراتر از تصورِ ما دارد. دشمنانِ این مرز و بوم، بیپروا به حریمِ امنیتِ ما میتازند؛ گاهی به منابعِ حیاتی و گاهی به مأمنِ مردم. رزمندگانِ ما در حصارِ آتش و شرجی، دوشادوشِ مردمی که همواره قامتشان بلندتر از هر طوفانی است، میجنگند.
ما مردمی هستیم که نه در سرمایِ استخوانسوز و نه در گرمایِ جانسوز، هرگز خاکِ خود را تنها نمیگذاریم. ما مردم مدیریتِ بحران و تبارِ ایستادگیایم. ما در گرمایِ شرجیِ جنوب و در تپشهایِ کوهستانِ زاگرس، با ایمانی پولادین، استوارتر از همیشه، پایِ میثاقِ خود با رهبر و انقلابمان ایستادهایم.
ما در کورهیِ حوادث، آبدیده میشویم، اما قد خم نمیکنیم. این خاک، سربلند خواهد ماند، چون مردمانش، در هر اقلیم و هر دما، قامت به خدمتِ ایران بستهاند.
#رها_نویسی
#مرقومات_جنگی
✍🏻مریم قپانوری
#به_قلم_خودم
