رهروان عشق

رهروان عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • رهروان عشق

از حلقات اصول تا مرزهای امنیت

13 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

از حلقات اصول تا مرزهای امنیت


در حلقات شهید صدر، آن‌گاه که پرده از حقیقت «واجب غیری» برداشته می‌شود، اندیشه‌ای ژرف رخ می‌نماید؛ عملی که در ذات خود واجب نیست، اما چونان پلی به سوی مقصدی والاتر، رنگ وجوب می‌گیرد. این وجوب، از غیر نشأت می‌گیرد؛ همچون نوری که از خورشید می‌تابد، نه از چراغی مستقل.

در این میدان اندیشه، دو دیدگاه میان اصولیان پدید آمده است:

- گروهی بر آن‌اند که وجوب غیری تنها آنگاه معنا دارد که مکلف را به «ذی‌المقدمه» رساند؛ یعنی آن واجب اصلی که غایت سلوک است. اگر کسی مقدمه را انجام دهد ولی به مقصد نرسد، گویی راه را نیمه‌کاره رها کرده و از تکلیف بازمانده است.

-گروهی دیگر اما معتقدند: همین‌که عملی به جهت غیر واجب شده باشد، کفایت می‌کند. در نگاه ایشان، انجام مقدمه اگر به نتیجه نرسداز مکلف رفع مسئولیت می‌کند.

برای روشن شدن این اختلاف، مثالی آورده می‌شود:
تولید سلاح هسته‌ای، در ذات خود مطلوب نیست، اما اگر آن را مقدمه‌ای برای حفظ جان انسان‌ها و دفاع از ملت‌ها بدانیم، وجوبی بر آن مترتب می‌گردد. حال اگر کشوری این سلاح را بسازد به قصد دفاع، اما هرگز در مقام استفاده یا تحقق دفاع قرار نگیرد، آیا ترک واجب کرده است؟

- بنابر دیدگاه نخست، چون به ذی‌المقدمه نرسیده، تکلیف را ادا نکرده و گناه‌کار است.
- اما بنابر دیدگاه دوم، چون مقدمه را با نیت صحیح انجام داده، از عهده تکلیف برآمده و گناهی بر او نیست.

و اکنون، در جهانی که قدرت‌های بزرگ همگی سلاح‌های بازدارنده در اختیار دارند، و تهدیدها از هر سو سایه افکنده‌اند، می‌توان گفت که تولید سلاح هسته‌ای، به‌عنوان مقدمه‌ای برای حفظ امنیت و جان انسان‌ها، واجب است؛ چه از منظر آن‌که تحقق دفاع را شرط می‌داند و چه از نگاه آن‌که نیت دفاع را کافی می‌شمارد.

اما این وجوب، در نهایت، نه در دست تحلیل‌گران است و نه در اختیار صاحبان قدرت‌های محلی؛ بلکه صدور حکم نهایی آن، تنها در دستان ولی امر مسلمین است.
اوست که با بصیرتی فراتر از تحلیل‌های زمینی، مصالح امت را می‌سنجد و با حکمی الهی، مسیر را روشن می‌سازد. هیچ دستی جز دست او، حق ندارد پرچم وجوب یا حرمت را بر فراز این مسئله برافرازد. چرا که این تصمیم، سرنوشت‌ساز و امت‌ساز است.

و در پایان،
رهبرم! لطف آنچه تو بنمایی، حکم آنچه تو فرمایی.
تو آنی که حکم تولید سلاح را نه از روی ترس بلکه از حکمت صادر می‌کنی و آنچه تو فرمایی، فصل‌الخطاب است در سرنوشت ملّت‌ها.
✍🏻مریم قپانوری
#به_قلم_خودم

1756952598copilot_20250904_055104.jpg

 نظر دهید »

حجره‌ی مکاسب پ،بن بست قمار

12 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

حجره‌ی مکاسب،بن بست قمار
صبحی آرام و دل‌نشین بود. برای تعمیر لباس فرم دخترم، راهی بازار قدیمی شدم که در گوشه ای از آن، حجره‌ای کوچک با در چوبی و دیوارهای کاهگلی قرار داشت.

دیوارها، به‌گونه‌ای ساده و ابتدایی با نایلون و پونیز پوشانده شده بودند؛ گویی زمان در آن مکان متوقف شده بود و سادگی، هنوز در آن نفس می‌کشید.

خیاط، پیرمردی مومن صادق بود.او گفت: «امروز که آمدم سرکار، برق قطع بود. کارهای زیادی برایم آورده‌اند. دعا کردم تا برق بیاید و همین حالا آمد.»
سپس با لبخندی به صورت دخترم گفت : «دَشتت خوب است، وگرنه قبول نمی‌کردم.»
او از هر کسی کار نمی‌پذیرفت و مزدش اندک بود. اما در عوض، در هر کوک لباس، درسی از خداشناسی و رزق حلال نهفته بود. حجره‌اش نه تنها محل دوخت و دوز، بلکه مدرسه‌ای بود برای دل‌هایی که هنوز به اخلاق و ایمان باور داشتند.

ساعتی بعد، گوشه چادرم را بچه ها به سمت قفسه‌هایی مملو از کالاهای رنگارنگ کشاندند. هایپرمارکتی بزرگ و پر نور، در میان این شلوغی قفسه ها و خوراکی‌های رنگارنگ، میزی قرار داشت که بر آن تخته‌نرد و آلات قمار چیده شده بود و گروهی که با هیجان گرد آن جمع شده بودند. با اصرار بچه‌ها از قفسه ها خرید کردیم. در آن مکان، دیگر خبری از دعا و رزق حلال نبود. همه‌چیز در خدمت سود و سرگرمی بود و احکام کسب و کار، در حاشیه‌ای دورافتاده ایستاده بود.

با این حال، در دل این دوگانگی و تضاد، حقیقتی روشن‌تر از نور هایپرمارکت برایم جلوه‌گر شد:
هنوز هستند حجره‌هایی که در آن‌ها فقه و مکاسب جاری‌ست. هنوز هستند انسان‌هایی که برق کارشان با دعا وصل می‌شود، نه با تبلیغ و قمار.
و شاید، امید همین‌جاست، در حجره‌ای کوچک، در دعای یک خیاط، در کوکی که با ایمان زده می‌شود.
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

1756914158copilot_20250903_161910.png

 نظر دهید »

ولایت فرمانی فراتر از منطق

12 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

ولایت فرمانی فراتر از منطق

از دیار خراسان، مردی با دلی پر از دغدغه و زبانی آکنده از پرسش، به محضر امام صادق (ع) رسید. چشمانش پر از شوق بود، اما در پس آن، نگاهی بود که هنوز عمق ولایت را نفهمیده بود. گفت: «ای فرزند رسول خدا! چرا قیام نمی‌کنید؟ مگر نه اینکه هزاران شیعه آماده‌اند؟»

امام لبخندی زد سپس فرمود: ‌"خوش آمدی، بنشین. تنور را روشن کنید” و تنور روشن شد. آتش زبانه کشید و امام رو به آن مرد کرد: «داخل تنور شو.» مرد، با چشمانی هراسان، عقب نشست. گفت: «مرا با آتش مسوزان، از من درگذر.» امام فرمود: «بخشیدمت.»

در همان لحظه، هارون مکی آمد. امام فرمود: «کفش‌هایت را بینداز، داخل تنور شو.» هارون، بی‌درنگ، بی‌ان‌قلت، بی‌هیچ پرسشی، داخل آتش شد. نه از آتش ترسید، نه از فرمان امام پرسید. او می‌دانست که امام، هم پیشوای ظاهر و هم دیده‌بان آینده است. او می‌دانست که اطاعت از امام، اطاعت از حقیقت است اگر در دل آتش باشد.

امام، پس از گفت‌وگو با مرد خراسانی، فرمود: «برو ببین در تنور چه خبر است.»
مرد رفت، دید هارون چهارزانو نشسته، آرام، بی‌هیچ آسیبی. بازگشت و امام فرمود: «در خراسان چند نفر مثل این داریم؟» مرد گفت: «به خدا، یک نفر هم نیست.» و امام فرمود: «تا پنج نفر مثل او نداشته باشیم، قیام نمی‌کنیم.»(1)

این حکایت تاریخی از حقیقت جاری ولایت پرده برمی‌دارد. همان‌گونه که امام، آگاه‌تر از همه بود، ولی فقیه نیز به فرموده حضرت امام خمینی (ره)، ولایت رسول‌الله است. ولایت فقیه، ادامه همان نوری‌ست که از مدینه تا امروز امتداد یافته؛ نوری که اگر قرار است از آن پیروی کنیم، باید بی‌چون‌وچرا باشد.

ولایت‌پذیری، نه با تحلیل‌های سطحی و نه با شرط و شروط جناحی و حزبی، بلکه با تسلیم قلبی و اعتماد کامل معنا می‌شود. کسی که می‌خواهد در مسیر ولایت قدم بردارد، باید مانند هارون مکی باشد؛ آماده ورود به آتش، اگر ولی امر فرمان دهد. چرا که ولی فقیه، دیده‌بان آینده است و ما تنها قطره‌ای در دریای حکمت اوییم.
پ.ن:بحار ج47،ص123

✍🏻مریم قپانوری
#به_قلم_خودم
#نقد

 نظر دهید »

جوانی جمعیت از تبصره تا همدلی

11 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

🌿*جوانی جمعیت از تبصره تا همدلی*

مسئله‌ی جوانی جمعیت، آن‌گونه که در بیانات مقام معظم رهبری بارها مورد تأکید قرار گرفته، صرفاً یک مأموریت دولتی یا بندهایی از سیاست‌های کلان نیست؛ بلکه دغدغه‌ای حیاتی‌ست که با آینده‌ی فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کشور گره خورده است.

اما این دغدغه، اگر تنها در قالب تبصره‌ها و وظایف دولتمردان باقی بماند، از معنا تهی خواهد شد. جوانی جمعیت، پیش از آن‌که یک برنامه‌ی حکومتی باشد، یک رسالت خانوادگی و اجتماعی‌ست؛ رسالتی که همه‌ی افراد جامعه در تحقق آن نقش دارند.

این مسئولیت، از دل خانواده‌ها آغاز می‌شود؛ از مادربزرگ‌هایی که با صبوری و تجربه، در تربیت نوه‌ها نقش‌آفرینی می‌کنند و پدربزرگ‌هایی که با خاطرات و قصه‌هایشان، نسل جدید را به ریشه‌ها پیوند می‌زنند. از خواهران و برادران مجردی که در روزهای پرمشغله، فرزندان خانواده را همراهی می‌کنند تا والدین فرصتی برای رسیدگی به امور شخصی، درمانی یا شغلی داشته باشند. از خویشاوندانی که در صف‌های درمانگاه، در مسیر مدرسه، یا در خریدهای روزمره، با مراقبت از کودکان، بار مسئولیت خانواده‌های پرجمعیت را سبک‌تر می‌سازند.

همدلی در جوانی جمعیت، نه تنها به معنای تشویق به فرزندآوری ست؛ بلکه به معنای همراهی در مسیر دشوار تربیت فرزند، در روزهای بیماری، در تأمین نیازهای درمانی، در لحظه‌های بی‌پناهی و اضطراب است. یعنی آن‌که مجرد است صرفا تماشاچی نباشد، بلکه همراه باشد.
یعنی آن‌که فرزندی ندارد، در آرامش فرزندان دیگران سهمی بگیرد. یعنی آن‌که توان مالی دارد، گاه بی‌منت، یاری‌رسان خانواده‌ای پرجمعیت باشد؛ با یک خرید، یک کمک‌هزینه، یا حتی یک پیام دلگرم‌کننده.

و مهم‌تر از همه، خانواده‌ها باید آن‌چنان فضایی از حمایت مالی و عاطفی فراهم کنند که پدر و مادرها با اطمینان خاطر به فرزند دوم و سوم بیندیشند؛ نه با ترس از تنهایی، اضطراب از هزینه‌ها و نگرانی از بی‌پناهی.

فرزندآوری باید در بستری از امنیت روانی و اجتماعی شکل بگیرد؛ امنیتی که با همدلی خویشاوندان، با مشارکت عملی اطرافیان و با بازگشت به فرهنگ تعاون ممکن می‌شود.

این‌ها جلوه‌هایی کوچک‌اند که اثرشان بزرگ است؛ تبصره و قانون نیستند، اما اگر نباشند، قانون نیز بی‌اثر خواهد شد.

جوانی جمعیت، تنها با تولد فرزند محقق نمی‌شود؛ بلکه با تولد مسئولیت در دل‌های ما معنا می‌گیرد، زنده شدن فرهنگ همکاری، احیای نقش‌های فراموش‌شده‌ی خویشاوندی و با بازگشت به مهرهای ساده‌ی انسانی.

اگر امروز نسبت به این رسالت بی‌تفاوت باشیم، فردا با جامعه‌ای سالخورده، خسته و بی‌پناه مواجه خواهیم شد. جوانی جمعیت، ضرورتی‌ست برای حفظ پویایی، امید و آینده‌ی این سرزمین.

به امید آینده‌ای روشن برای سرزمینم
#به_قلم_خودم

✍🏻مریم قپانوری

1756814741copilot_20250902_152214.jpg

 نظر دهید »

مناجات محبین

10 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

🌻إِلَهِی فَاجْعَلْنَا مِمَّنِ اصْطَفَیْتَهُ لِقُرْبِکَ وَ وِلاَیَتِکَ وَ أَخْلَصْتَهُ لِوُدِّکَ وَ مَحَبَّتِکَ وَ شَوَّقْتَهُ إلَی لِقَائِکَ.
خدایا، ما را از کسانی قرار ده که برای قرب و ولایتت برگزیدی، و برای دوستی و محبتت خالص نمودی، و برای دیدارت مشتاق کردی.
مناجات محبین
#عکس_نوشته
#عکس_تولیدی

1756688407negar_1756687858777.jpg

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 35
  • 36
  • 37
  • ...
  • 38
  • ...
  • 39
  • 40
  • 41
  • ...
  • 42
  • ...
  • 43
  • 44
  • 45
  • ...
  • 58
اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29

موضوعات

  • همه
  • احکام نو پدید
  • اخبار
  • به سوی ظهور
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • حجاب و عفاف
  • درباره مدیر
  • دفاع مقدس
  • دلنوشته ها
  • دینی
  • دینی،سیاسی
  • دینی،مذهبی،سیاسی
  • روز مادر
  • سواد رسانه ای
  • سیاسی
  • سیاسی
  • سیاسی،دینی
  • عکس نوشته
  • عکس نوشته ها
  • مذهبی،دینی
  • نسیم خدا
  • نوروز 96

آیتم ها

  • محفل قرآن.
  • در سکوت هاضمه
  • سحر اول ...
  • پیشنهادات زندگی
  • ماهیت سفره‌ها یکی نیست
  • مکان‌نما.
  • طنین یقین ...
  • نُشخوار ذهن
  • سرنوشت اجی مجی
  • جاودانه ...
  • فریاد جاودانگی
  • عهد‌نامه با امام زمان(ع)
  • تو کجایی؟!!
  • دلنوشته‌ی انتظار
  • سرباز کوچک وعده‌ها
  • لشگر رعب و خلع سلاح ذهن
  • سفره‌ی لطف
  • قرآنی که نمیسوزد
  • چگونه در این روزها زندگی و خانه را مدیریت کنیم؟
  • براندازی به سبک داخلی

کاربران آنلاین

  • انتظار
  • راضيه فارغ
  • انسيه كريمي حاجي خادمي
  • مبینا غیور
  • شاهد

ساعت

ساعت فلش

کد موس یا ضامن آهو

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس