رهروان عشق

رهروان عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • رهروان عشق

متن تبریک ویژه شب یلدا

26 آذر 1404 توسط مریم قپانوری

زمستان خیالی

ای یلدا، دختر سپیدروی زمستان،
لپ‌هایت همچون دانه‌های انار، سرخ و پرچال است، لبخندت را به هزاران دانه‌ی زندگی تقسیم می‌کنی. گیسوانت رشته‌های پشمک یخ‌زده‌اند؛ شیرین و سبک، همچون خیال کودکی که در سرمای برف به آسمان می‌نگرد. چشمانت دو کاسه‌ی پر از شربت هندوانه‌اند؛ روشن و زلال که در تاریکی بلندترین شب سال، جرعه‌ای از تابستان را به یاد می‌آورند.
ابروانت چون دو برش نازک از پوست گردو، خمیده و محکم و نگاهت همان گرمی آتش اجاقی‌ست که خانواده را گرد هم می‌آورد. گونه‌هایت، همچون سیب‌های سرخ شب یلدا، بوی تازگی و طراوت می‌دهند و لب‌هایت، شیرینی خشکبار و نقل، که هر واژه‌ات طعم مهر و صمیمیت دارد.

ای دختر زمستانی، دامن یخینت از برف دوخته شده است، اما در چین‌هایش رنگارنگی آجیل و خشکبار پنهان است؛
هر دانه‌ی بادام و پسته، ستاره‌ای‌ست که بر آسمان شب تو می‌درخشد.
قدم‌هایت بر زمین، همچون شکستن پوست گردو، صدای آغاز قصه‌هاست؛ قصه‌هایی که پیران می‌گویند و کودکان در آغوش شب می‌شنوند.

تو می‌آیی، ای یلدا، تا یادمان آوری که در بلندترین شب، گرمی دل‌ها چراغ می‌شود.
تو می‌آیی تا بگویی هر دانه‌ی انار، هر برش هندوانه و هر قصه‌ی کهن، پیوندی‌ست میان ما و روشنایی فردا.

یلدای خیال، مبارکِ دل‌های روشن و نگاه‌های سبز.
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری
#نقد

1765967279img_20251217_134715_794.jpg

 نظر دهید »

خیاط زندگی

25 آذر 1404 توسط مریم قپانوری

خیاط زندگی

بسیار تلاش می‌کنی تا همه چیز را به دست خودت ببری و بدوزی، اما فراموش مکن که آن جامه را نه تو، بلکه عروس یا داماد تو بر تن خواهد کرد. بگذار او خود، به دلخواه خودش، لباس زندگی‌اش را ببرد، بدوزد و بر قامت خودش بیاراید. هر انسانی حق دارد طرح و رنگ روزگارش را خودش انتخاب کند و در مسیر خودش گام بردارد.

تو باید بپذیری که جایگاه هر کس در زندگی مشخص است؛ جایگاه تو نیز روشن است. پس به اموری که به تو تعلق ندارند سرک نکش و در آن‌ها دخالت مکن. چرا چنین فکر می‌کنی که باید در هر کار و هر تصمیمی نظر دهی و راه بنمایی؟ کسی که به بلوغ رسیده، ازدواج کرده و خود پدر یا مادر شده، به‌خوبی می‌داند چه چیزی نیکوست و چه چیزی ناپسند، چه به صلاح اوست و چه به زیانش.

پس آرام بنشین و دست از نصیحت‌های به ظاهر دلسوزانه بردار؛ نصیحتی که بیش از آنکه راهگشا باشد، بوی دخالت می‌دهد.

زندگی هر کس قلمرو اوست؛ هر کس باید خود نگارگر سرنوشت خویش باشد. اگر می‌خواهی بزرگی و احترامت پایدار بماند، مرزها را پاس بدار و بگذار دیگران آزادانه در قلمرو خودشان نفس بکشند.
#رها_نویسی
#به_قلم_خودم
#نقد ✍🏻مریم قپانوری

1765899701img_20251216_191017_440.jpg

 نظر دهید »

نازپرورده و خود شیفته

25 آذر 1404 توسط مریم قپانوری

نازپرورده

دیگر سال‌های جوانی را پشت سر نهاده است، اما هنوز دل خودش را همچون کودکی نازپرورده در آغوش می‌گیرد و نمی‌گذارد غبار اندوه بر آن بنشیند. هرگاه کسی لب به گفتن از رنج و غصه باز می‌کند، پیش از آنکه سخنش به پایان برسد، رشته‌ی کلام را می‌بُرد و به کوچه‌ای فرعی می‌کشاند؛ مبادا زخمی از درد دیگری بر روح لطیف و خودخواهانه‌اش بنشیند.

شب‌ها، در برابر تلویزیون، کانال‌ها را یکی پس از دیگری رد می‌کند؛ به دنبال حقیقت نیست اما در جستجوی خنده‌ای سطحی و آهنگی شاد است. از سریال‌ها و روایت‌های بیماری و رنج بیزار است؛ از رشادت‌های دکتر قریب و بیماری‌اش در روزگار قریب روی برمی‌‌گرداند و با خود زمزمه می‌کند: «چرا همه‌اش شده قصه‌ی مریضی و ناراحتی؟»

هرگاه پولی به دستش می‌رسد، به جای بخشیدن یا دستگیری از دیگران، به تجدید ظاهر خانه می‌پردازد؛ از گاز صفحه‌ای نو تا مبل‌های تازه، سرویس‌های غذاخوری که هر بار مدلی دیگرند؛ یک روز چینی، روزی مسی، روزی استیل و ملامین. لباس‌هایش، به قول آن دختر کوچک، همه برق‌برقی است؛ جامه‌هایی که بیش از آنکه پوششی باشند، نمایشگر درخششی سطحی‌اند.

به سختی نمی‌افتد؛ کارهای سنگین خانه را به دیگران می‌سپارد، هرچند خود چون جت از جا برمی‌خیزد. خوراکی‌های مقوی و مغذی را تنها برای خویش می‌خرد و هنگامی که دست یاری به سویش دراز می‌شود، خود را به ناتوانی و نداری می‌زند. چنین نازپرورده‌ای که از محنت دیگران بی‌غم است، سزاوار نیست که نام «آدم» بر او نهاده شود.

به یاد دارم روزی که خبر کسالت یکی از فرزندانش را آوردند، به جای آنکه مادرانه در کنارش بماند، خود را کنار کشید و بی رحمانه و بی اعتنا گفت: «پرستاری برایش بگیرید.»

این تن، هرچند اکنون در برق و زیور غوطه‌ور است، سرانجام زیر خاک خواهد رفت و خوراک موران خواهد شد. وقتی روح از همدلی تهی است و دل از مهر بی‌بهره چه سودی دارد این همه تجمل و تن‌پروری و غوطه‌ور شدن در دنیا.
#به_قلم_خودم
#رها_نویسی
✍🏻مریم قپانوری
#نقد

1765860024img_20251216_080910_999.jpg

 نظر دهید »

راهکارهای داشتن زندگی بهتر

24 آذر 1404 توسط مریم قپانوری

حصار دل

به یاد آن عبارت از نماز میّت، ذهنم سخت مشغول است:
«اللهم إنّا لا نعلم منه أو منها إلا خیراً»
خدایا، ما جز نیکی چیزی از این رفتگان ندیدیم.

زندگی ما سراسر صحنه‌ی شهادت است؛ شاهدانی که هر لحظه رفتار و کردارمان را ضبط می‌کنند و بر آن‌ها گواهی می‌دهند. خداوند متعال، با آن علم بی‌پایانش، بزرگ‌ترین ناظر بر اعمال ماست. رسول خدا(ص) و اهل‌بیت(ع)، فرشتگان راست و چپ، اعضای بدن، همه و همه روزی در خانه‌ی آخرت بر ما و اعمالمان شهادت خواهند داد.

اما پیش از آن‌که در قبر تنگ و تاریک قرار بگیریم، نخستین گواهان ما همین مردمان اطرافمان‌ هستند؛ آنان که از سپیده‌دم تا سیاهی شب با ما زندگی می‌کنند، می‌آموزند، می‌بینند و می‌شنوند؛ همسایگان، خواهران، مادران و همه‌ی کسانی‌ که در مسیر روزگار با ما همراه‌ هستند.

اما وقتی به خود و عقبه‌ی رفتارم می‌‌اندیشم، می‌فهمم شاید بزرگ‌ترین طلب‌کار من در قیامت، خودِ من باشم؛ نفسی که بارها و سال‌ها به خاطر دل دیگران لگدمال شده و عزتش از بین رفته است.

امروز، هنگامی که دیدم کسی کفش‌هایش را بر فرش‌خانه‌ام پوشید و از خانه بیرون رفت، تمام توانم را به کار گرفتم تا چیزی نگویم. اما پس از آن، بغضی درونم نشست و از خود و زندگی‌ام بیزار شدم. آخر، من نیز انسانم؛ تا کجا باید بارِ ناحقی‌ها را بر دوش کشید و حق را به ناحق سپرد؟

باید روزی در برابر این کج‌فهمی‌ها و حرمت شکنی‌ها ایستاد و امید دارم که در واپسین لحظات عمر، نفسم از من خشنود باشد و شهادت دهد که من راه عزت و حقیقت را برگزیده‌ام.

#به_قلم_خودم
#نقد
#رها_نویسی
✍🏻مریم قپانوری

1765824131img_20251215_221055_673.jpg

 نظر دهید »

چگونه یلدایی خاص برگزار کنیم؟

24 آذر 1404 توسط مریم قپانوری

شب بلند غفلت

هر سال، شب یلدا که می‌رسید، کارفرما با شور خاصی بسته‌های معیشتی و کمک‌هزینه‌ای آماده می‌کرد؛ بسته‌هایی که با نیت خیر بین کارگرانش پخش می‌شد تا شاید سفره‌ی آن‌ها را رنگین‌تر کند. گمان می‌کرد که با این حرکت، دل‌های خسته را شاد کرده و رسم انسان‌دوستی را به‌جا آورده است.

اما صبح بعد از یلدا، هنگام پرداخت حقوق، موعد را به تأخیر می‌انداخت؛ ده روز پس از چله. گویی تصورش این بود که آجیل و تخمه می‌تواند جای نانِ شبِ تأخیرخورده را بگیرد.

نمی‌دانم در دلش چه می‌گذشت، ولی خانه‌ای که شام شب ندارد، با شیرینی و سرخوشیِ مراسم نمی‌شود گرم کرد. این است راز تلخ روزگار ما: اصل را رها کرده‌ایم و به فرع چسبیده‌ایم؛ واجب را نادیده گرفته‌ایم و در مستحب غرق شده‌ایم.

چه بسیار انسان‌هایی چون او که دلشان می‌خواهد کار خیر کنند، اما راه را نه از دلِ عملِ درست، بلکه از ظاهرِ نیک طلب می‌کنند، غافل از اینکه نیکیِ حقیقی در ادا کردن حق مردم است، نه در بخشیدنِ چیزی که جای آن حق را نگیرد.

خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله بهجت را؛ جمله‌ای داشت که همچون چراغی روشنگر بود:
«انجام واجبات، ترک محرمات.»
نسخه‌ای کوتاه، اما برای همه‌ی عمر.

بیایید این شب یلدا، پیش از آنکه به فکر بلندترین شب و کوتاه‌ترین روز باشیم، به فکر روشنایی دل‌ها باشیم؛ به جای پرداختن به مستحبات، به واجبات بازگردیم؛ به حق‌الناس، به صداقت در کار، به وفای وعده، به پرداخت به‌موقع مزدها و حق فراموش‌شده‌ی انسان‌ها.
#نقد
#به_قلم_خودم
#رها_نویسی
✍🏻مریم قپانوری

1765815044img_20251215_193942_033.jpg

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 4
  • 5
  • 6
  • ...
  • 7
  • ...
  • 8
  • 9
  • 10
  • ...
  • 11
  • ...
  • 12
  • 13
  • 14
  • ...
  • 58
اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29

موضوعات

  • همه
  • احکام نو پدید
  • اخبار
  • به سوی ظهور
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • حجاب و عفاف
  • درباره مدیر
  • دفاع مقدس
  • دلنوشته ها
  • دینی
  • دینی،سیاسی
  • دینی،مذهبی،سیاسی
  • روز مادر
  • سواد رسانه ای
  • سیاسی
  • سیاسی
  • سیاسی،دینی
  • عکس نوشته
  • عکس نوشته ها
  • مذهبی،دینی
  • نسیم خدا
  • نوروز 96

آیتم ها

  • محفل قرآن.
  • در سکوت هاضمه
  • سحر اول ...
  • پیشنهادات زندگی
  • ماهیت سفره‌ها یکی نیست
  • مکان‌نما.
  • طنین یقین ...
  • نُشخوار ذهن
  • سرنوشت اجی مجی
  • جاودانه ...
  • فریاد جاودانگی
  • عهد‌نامه با امام زمان(ع)
  • تو کجایی؟!!
  • دلنوشته‌ی انتظار
  • سرباز کوچک وعده‌ها
  • لشگر رعب و خلع سلاح ذهن
  • سفره‌ی لطف
  • قرآنی که نمیسوزد
  • چگونه در این روزها زندگی و خانه را مدیریت کنیم؟
  • براندازی به سبک داخلی

کاربران آنلاین

  • قرار دل بی قراران
  • راضيه فارغ
  • Sepide mfl
  • فرشته مشهدی

ساعت

ساعت فلش

کد موس یا ضامن آهو

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس