آدم باش.
آدم باش
دیشب وضو گرفتم. میخواستم نماز بخوانم که خانم همسایه در را کوبید. در را که باز کردم، کبری خانم با ناراحتی از دعوای غروب با زن هتاک و بد دهان محله صحبت میکرد. چشمانش پر از اشک میشود و میگوید: ” دختر سهسالهام به خاطر خوردن داروی اشتباهی به کما رفته و در بیمارستان بستری شده است. بعد این زن هتاکِ بددهان از اینکه بچهام به این روز افتاده، ابراز خوشحالی میکند. خدارا چه دیدی شاید روزی بچه او به درد من گرفتار شد! چرا باید اینجور رفتاری با من داشته باشد؟! ” قدری کبری خانم را دلداری دادم و گفتم: “این خیلی ناراحت کننده است که به خاطر بیماری بچهات طعنه بشنوی، مگر آن بچه چه گناهی کرده است؟”
او همچنان از ناراحتیاش صحبت میکند، از اینکه بچهاش با مرگ دست و پنجه نرم میکند و دیگران بیتفاوت او را مذمت میکنند گله میکند، از اینکه کسی در این دعوا او را همراهی نکرده، از اینکه کسی به زن هتاک، تلنگر و نهیبی نزده است و….
در این میان، مرغ خیالم رو به سمت کودکانی پرواز میکند که این روزها از گرسنگی و درد و رنج،زیر دود و صدای وحشتناک جنگندهها در بیمارستانها بستری هستند به گناه و جرمی که انجام ندادهاند. یک عده، در گوشه ای از این جهان، چشمانشان را روی همه این جنایتها بستهاند و درکی از این همه مصیبت و رنج ندارند. گروهی دیگر فقط این حوادث را نقل میکنند، عدهای نه تنها رنج و غمهای آنها را درک نمیکنند، زبان به طعنه و هتاکی هم میگشایند. شاید امام رضا (ع) این روزها را دیده بودند که فرمودند: “اگر کسى در مشرق زمین مرتکب قتلى شود و شخص دیگرى در مغرب زمین راضى به آن قتل باشد در پیشگاه خداوند شریک قاتل محسوب مىشود.
تفسیر تسنیم،سوره انعام آیه 164
✍🏻مریم قپانوری
#به #به_قلم_خودم
#طلبه_نوشت

