عکسهای رهبری


«شیخ صدوق؛ دعایی مستجاب، کرامتی جاودان»
علی بن بابویه، عالم وارستهی قرن سوم، سالها در آرزوی فرزندی صالح بود و در نهایت، دل امیدوارش به درگاه خداوند از دریچهی توسل به امام زمان (عجلاللهتعالیفرجه)، پاسخ گرفت. او نامهای به واسطهی حسین بن روح، نائب خاص امام، ارسال کرد و از درگاه حضرت طلب دعا نمود. پاسخ امام که حامل بشارتی بزرگ بود، چنین آمد: «برای تو از خداوند خواستیم دو پسری عطا کند که اهل خیر و برکت باشند.» این دعای مبارک به حقیقت پیوست و فرزندی به او عطا شد که تاریخ او را با نام *شیخ صدوق* شناخت؛ عالمی برجسته که خورشید علم و حدیث را در آسمان فقاهت روشن کرد.
محمد بن علی بن بابویه، ملقب به شیخ صدوق، در سال 305 هجری قمری در شهر مقدس قم به دنیا آمد. زندگانی او سرشار از جلالت در علم و تقوا بود و تألیفات بیمانندش، از جمله کتاب گرانسنگ *«من لایحضره الفقیه»*، میراثی بیبدیل برای جهان تشیع باقی گذاشت. این کتاب، یکی از چهار کتاب اصلی حدیث میان شیعیان است که شیخ در آن تنها روایاتی را گرد آورده که به صحتشان ایمان داشته و آنها را میان خود و خداوند حجت میدانسته است.
در مقدمهی این کتاب، اشارهای به خوابی شگفتانگیز دارد؛ خوابی که نگرانی او دربارهی غیبت امام زمان (عج) را پایان داد. در عالم رؤیا، حضرت ولی عصر (عج) بر او ظاهر شدند، بر در کعبه ایستاده بودند و فرمودند: «چرا دربارهی غیبت کتاب نمینویسی تا اندوهت از میان برود؟» شیخ صدوق عرض کرد: «چیزی نوشتهام»، و حضرت پاسخ دادند: «نه آنگونه که باید. کتابی بنویس و غیبت انبیا را در آن بازگو.» این خواب، انگیزهای برای تألیف یکی از برجستهترین آثار او دربارهی غیبت شد.
شیخ صدوق پس از عمری پرثمر، در سال 381 هجری قمری در شهر ری دیده از جهان فروبست و در جوار مرقد حضرت عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد.
سالها بعد، در دورهی فتحعلیشاه قاجار، بارشهای فراوان مرقد او را دچار آسیب کرد. هنگام مرمت بنا، سرداب تدفین آشکار شد و آنچه از آن بیرون آمد، کرامتی شگفتانگیز بود؛ پیکر شیخ، پس از گذشت هشت قرن، دستنخورده و سالم بود، بهگونهای که گویی تازه از حمام برگشته باشد و آثار حنا بر دستانش هویدا بود.
این کرامت بزرگ، به گواهی جمعی از بزرگان عصر، از جمله میرزا ابوالحسن جلوه و والد آیتالله مرعشی نجفی، سندی جاودان بر بزرگی روح و برکت وجودی این عالم ربانی است؛ عالمی که تاریخ هیچگاه او را فراموش نخواهد کرد.
#تولیدی
#تولیدی_خودم
#عکسنوشته_تولیدی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

گفتم چو به گل رسم دامنی پر کنم هدیه اصحاب را
بوی گل چنان مستم کرد که دامنم از دست برفت
#لاله_وحشی
#سورپرایز_همسری
چیده شده از ارتفاعات 2000متری کوههای گرین نهاوند


باردار که باشی دلت خوراکیها و نوشیدنی هایی میخواهدکه یا وجود خارجی ندارند و یا هیچ وقت نخورده ای …
از شیرینی ها و ترشی ها،از میوه های رنگارنگ و غذاهای لذیذ و خوشمزه
اما گاهی ویارهای عجیبی پیدا میکنی و برای بدست آوردن خواسته ها و حرصهای ولع گونه بارداری ات به زمین و زمان رو میزنی تا هر طوری که شده ،حتی از زیر سنگ، گمشده ات را پیداکنی..
محمدجواد را که باردار بودم خیلی دلم میخواست به زیارت امام رضا (ع)بروم..همه خورد و خوراک و ولع و ویار بارداری من خلاصه شده بود در زیارت امام رضا(ع)..
از شوق زیارت امام هشتم داشتم دیوانه میشدم ،نمیدانم چرا حال عجیبی داشتم با خودم میگفتم اگر به زیارت نروم حتما میمیرم،درست مثل همان ویار به شیرینی و ترشی که اگرمادر بارداری نخورد، یک عمر حسرت نخوردنش به دل خودش و بچه اش میماند..
و اما بارداری،بچه های کوچک،بُعد مسافت،زمستان و سرما و..
یک زن باردار چطور میتوانست خواسته اش را محقق کند.
با خودم نجوا میکردم، خدایا چه کنم؟!بنده خدا همسرم نمیدانست با این وضعم چطور خواسته مرا اجابت کند..
تا اینکه مرغ خیالم مرا به دوران نوجوانی ام برد همان زمانیکه با مادر مرحومه ام در ایام لیالی قدر و در ماه رمضان به زیارت امامزاده ای در دل یک دره میرفتیم همان امامزاده ای که از ایشان به نام #امامزده-ابراهیم یاد میشود..
بعد از آن خیال شیرین که حدودا ۲۵سالی از آن خاطره میگذشت ،عزم خودرا جزم کرده و همراه خانواده به زیارت #امامزاده-ابراهیم از نوادگان امام موسی کاظم (ع)رفتیم..
قلب من،گمشده من،همانکه خواسته بارداری مرا در ایام پرخطر برآورده کرد کسی و عزیزی نبود جز #امامزاده-ابراهیم
آیت الله العظمی بهجت:
توسلات ، خیلی نافع است . به این امامزاده ها زیاد سر بزنید ! این بزرگواران همچون میوه ها که هر کدام یک ویتامین خاصی دارند ، هر کدامشان خواص و آثاری دارند، از محبت اهلبیت نباید دست برداشت، همه چیز توی محبت است، اگر چیزی دارید از محبت است.
ص ٣١ (جلد دوم از مجموعه ۵ جلدی داستانهایی کوتاه از سیره و زندگانی حضرت آیتالله بهجت قدس سره)
فضای آرام و دلنشین امامزاده نصیب و روزی همه..
مرغ دلم شور و نوا می کند
ذکر علی بن رضا می کند
می پرد و می رود از سینه ام
آه که عشق تو چها می کند
#دره-ابراهیم
#هفته-گرامیداشت-بقاع-متبرکه
#دلنوشته
#فرزندان-موسی بن جعفر