بغض در خاک
24 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری
بغض در خاک دلم گرفته بغض پاهایش را روی خرخرهام گذاشته و دارد خفهام میکند اشکم بی رمق و سرد از گوشهی چشمانم میچکد گاهی حرفهایم را گوشها نمیشنوند، چشمها نمیبینند،دلها برایم تره هم خورد نمیکنند،نمیدانم چرا اینجوری است؟!بارها و بارها با خودم م… بیشتر »